یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۹ - ۰۸ : ۱۸
Sunday, Mar 21, 2010 صفحه اصلی آفتاب من خبرنامه‌های آفتاب عضویت ویژه نظرات
 کاربر مهمان
ورود به آفتاب عضويت در آفتاب
ثبت صفحه دعوت از دوستان
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته
ا نجمن علمی و فرهنگی
مقالات فرهنگی و هنری کتاب و نشر از زلال زنده رود
۱۹ بهمن ۱۳۸۸
  ◊   دفعات نمایش : ۶۰       Monday, Feb 8, 2010
از زلال زنده رود
شماره ۴۹ (بهار و تابستان ۸۸) زنده رود، فصلنامه فرهنگ، ادب و تاریخ به تازگی و در این پاییز کم کتابی از تنور چاپ درآمده است. طرح و تصویر روی جلد (نگاه زنده و نافذ حقوقی که آنی اندوه خداحافظی طولانی را نیز به سمت تو پرتاب می کند) و حجم قابل توجه (۳۵۰ صفحه) و کاغذ سفید اعلا و البته قیمت تقریباً مناسب (۲۸۰۰۰ ریال) از نخستین چیزهایی است که توجه خواننده، حتی کسانی را که با زنده رود این ۱۷ ، ۱۸ سال کم و بیش آشنایند، جلب می کند.

شماره ۴۹ (بهار و تابستان ۸۸) زنده رود، فصلنامه فرهنگ، ادب و تاریخ به تازگی و در این پاییز کم کتابی از تنور چاپ درآمده است. طرح و تصویر روی جلد (نگاه زنده و نافذ حقوقی که آنی اندوه خداحافظی طولانی را نیز به سمت تو پرتاب می کند) و حجم قابل توجه (۳۵۰ صفحه) و کاغذ سفید اعلا و البته قیمت تقریباً مناسب (۲۸۰۰۰ ریال) از نخستین چیزهایی است که توجه خواننده، حتی کسانی را که با زنده رود این ۱۷ ، ۱۸ سال کم و بیش آشنایند، جلب می کند.

وعده یادنامه یی برای محمد حقوقی و بخش ویژه با عنوان عشق و رمانس نیز مزید بر این جاذبه های اولیه و آنی هستند. گرچه صرف همین که حقوقی به لحاظ تعلقی که همواره به اصفهان داشت و سرآخر نیز گویی به اصراری خواسته بود سفر تازه اش را از اصفهان شروع کند و چنین شده بود، فراهم آمدن یادنامه یی برای او از سوی اهالی آنجا را کنجکاوی برانگیز می کند، عشق و رمانس هم در این اثنا و در زمانه یی که چیزی از جنس دیگر در دور و برمان جاری است و خشونت ها چنگ انداخته اند که رنگ آبی آی عشق، آی عشق، را از پشت پنجره ها دور کنند بر این کنجکاوی پاییزی و عزم سرزدن به و شناکردن در زنده رود می افزاید. غیر از این دو بخش، به روال هر بار، شعر و داستان و نقد و نگاه هایی هم هست که ناظر را دعوت به خواندن می کنند. روی جلد، به خلاف شماره های قبلی، ذکری از نویسندگان و همراهان حاضر در این شماره نیامده است و این نیز تا حدی تازه است. اینکه یک می شمارم از آن روست که گاه شنیده بودم و خودم هم گمان کرده بودم زنده رود دارد با گارد کاملاً بسته یی جلو می رود و چندان وقعی به لزوم یا جذابیت های تغییر حداقل هایی در ظاهر هم نمی نهد.

اما انگار همیشه ممکن است بار اولی وجود داشته باشد. اخوت ها (در این شماره به جز دکتر احمد که انصافاً رکنی است در زنده رود و محمدرحیم که همواره حضوری به غایت مغتنم دارد، مازیار نیز با داستان جذاب خانه کنار دریایش)، علی خدایی، استاد ابوالحسن نجفی، زاون قوکاسیان، دکتر علی اکبر توسلی (پزشک اهل ادبیات و معالج حقوقی) ضیاء موحد شاعر، خسرو احتشامی هونه گانی شاعر، برهان الدین حسینی، شاپور بهیان، محمدعلی موسوی فریدنی، خانم ها زهرا و فاطمه خان سالار، مجید نفیسی، کیوان باجغلی، بهرام فرهنگ، اصغر نهچیری و محمود غفاری و... سهم نویسندگان اصفهانی را در این فراهم آوری فرهنگی سنگین کرده اند. جز این هم انتظاری نمی رفت. سهم خود حقوقی، با دو مطلبی که از او آورده شده و زحمات مداوم حسام الدین نبوی نژاد (هم به عنوان مدیر مسوول و هم نویسنده حداقل یکی از مقالات ویژه نامه) نیز کاملاً مشهود است. در این اثنایی که جای خالی نشریات فرهنگی کاملاً محسوس است و به نظر می رسد حداقل بخشی از این چشمخانه خالی از برق نگاه زنده و هوشیار و تازه و امیدوار، به بهانه دل گرفته از بساط روزگار، انگار که روی از علاقه مندان به ادبیات و هنر جدی دریغ می کند، مشاهده جمع فراهم زنده رود شوق برانگیز است. تا آنجا که می نشینم و در دو شبی که می توانم، از ابتدای داخل جلد تا انتهای داخل پشت جلد را، انگار که داستانی است بی وقفه، می خوانم و عهد می کنم چیزی بنویسم. همچنان که احتمالاً خواندن اینچنینی نشریات و جنگ ها غیرعادت و معمول است، چه بسا که نوشتن اینچنین درباره مجموعه هایی از این دست نیز اصلاً مرسوم نباشد. اما چه باک، به هر حال (قبلاً هم گفتم که،) همیشه ممکن است بار اولی وجود داشته باشد.

مصاحبه سه تن از یاران زنده رود (حسام الدین نبوی نژاد، محمدرحیم اخوت و محمدحسین خسروپناه) با فریدون مختاریان، دوست سالیان دور و نزدیک حقوقی به لحاظ تصویر زنده یی که از حقوقی و دوستان آن سال هایش (زنده یادها گلشیری و بهرام صادقی و...) و نیز به لحاظ روایت صمیمانه از فضای دهه های ۴۰ و ۵۰ اصفهان، به خصوص خیابان چهارباغ و کافه پارک و پاتوق های دست اندرکاران جنگ اصفهان می دهد در هر باری که شنیدم و خواندم جذاب و شیرین بود.

با مقاله احمد اخوت در سوگ حقوقی به حیاط بیمارستان خورشید رفتم و خودم را، مانند قاصدکی که او به زیبایی توصیف کرده، چند بار به شیشه اتاق محمد حقوقی در حال احتضار کوبیدم. انگار که حقوقی و اخوت و خدایی هنوز آنجا باشند و دیده باشم هر کدام دست در خاطره دیگری می برد و هر کدام راه به حضور آن یکی باز می کند تا در خاطره هایش ابدی شود.

سهم اصفهان و نویسندگان اصفهانی در تصویری که از حقوقی ارائه شده البته انکارشدنی نیست و شاید همین رنگ و بو و خواندن بلاوقفه مقالات و یادداشت های مختلف این ویژه نامه را ممکن و تا حد بیش از انتظار معمولی، پذیرفتنی و شیرین می کند. به عنوان مثال ترسیم فضای بیمارستان و آخرین دقایق زندگی حقوقی توسط احمد اخوت و علی خدایی (این یکی تصادفاً سال هاست در آزمایشگاه همان بیمارستان خورشید به کار مشغول است) از فرصت های نادر خاطره نویسی درباره حقوقی است که به نحو زیبا و گیرایی بازتاب یافته و بلافاصله پیش روی خواننده گسترده شده است. من هم آن غروب سه شنبه در دفتر زنده رود بودم. دیدم که با احتیاط از لای چند برگ کاغذ شفاف و نرم درش آورد و سپردش به آقای نبوی نژاد و انگار تکه یی از قلب اش را از قلب اش دور می کند سفارش دوباره کرد. آن عکس سه نفره را می گویم که احمد اخوت را در سال های اواسط دبیرستان در کنار حقوقی با کت و شلوار براق اتوزده و کراوات نشان می دهد و به نحو غریبی هشداردهنده است؛ که مرگ در می رسد روزی، که عمر سر می رسد.

همین طور ایستادن آن جوری گلشیری در عکسی دیگر بر یک جای بلند (انگار بالای تپه یی، کوهی باشد) همراه حقوقی و دوستخواه و مختاریان. چندمین باری است که از خودم می پرسم چرا گلشیری توی عکس این جور ایستاده است؟ یک پایش را داده جلو و دست هایش را شل گرفته به پایین. درست خلاف آن سه نفر دیگر که شق و رق اند و بخصوص حقوقی که حتی کلاهی هم به سر گذاشته؟ اینکه به تن کرده، همین تیره آستین بلند یا یقه افتاده کوچک، بلوز مکلون یا مانتیگول معروف نیست که در آن سال ها جوان های خوزستان، خصوصاً آبادان، می پوشیدند و پز لباس خارجی می دادند؟ از شعرها هم، ابر عبور خسرو احتشامی هونه گانی را چندبار می خوانم. زنده باد هونه گان که همان هونه جان زیباست در آن طرف تر شهرضا و اسفرجان. خوشحالم که یکی هست این طور روان درباره چیزی شعر بنویسد که گویی همین طور روان در این ایام است؛ درباره مرگ و مرگ حقوقی.

... ای برترین پرنده بالا و زیرها/ با زنده رود گم شده یی در کویرها/ در اصفهان نصف جهان بی تو گل مباد/ یک جرعه زلال به سی جام پïل مباد/ ...

لذت خواندن جرعه های بیشتر از زلال زنده رود این شماره، اینها که گفتم و آن بسیارها که اشاره هم نکردم تا صدف پر از خرده مرواریدهایش به قدر کفایت بسته بماند، بر دوستداران ادبیات و فرهنگ و اصفهان و حقوقی تازه به سفر رفته، شاعر فصل ها و یادها، گوارا باد.

عباس عبدی
روزنامه اعتماد ( www.etemaad.ir )
زنده‌رود
دریافت مقاله ثبت مقاله آفتاب من چاپ بازگشت
     
کاربر گرامی، برای ارسال این صفحه به دوستان ، باید ابتدا وارد سایت شوید. ورود به سیستم عضو سایت نیستید؟
 
  نظر شما درباره این مقاله :
ارسال
نظرات کاربران :
تا کنون هیچ ‌مطلبی درباره‌ این مقاله ارسال نشده است.
 
   بحث‌و‌گفتگو
عدالت خداوندی
آیا با وجود این همه نابرابری، ظلم و فساد و فقر در جهان امروز هنوز میتوان …
آقای هفت رنگ
کارگردان: شهرام شاه حسینی
نویسنده: علیرضا معتمدی و احمد رفیع‌زاده
سال …
سعید ابراهیمی فر
متولد 1335 در تهران. تحصیلات ناتمام در رشته های مهندسی فیزیک و سینما.
مجازات اسلامی اعدام
در آغاز قرن بیستم، تنها سه دولت، مجازات مرگ را از قوانین کیفری خود …
میترا حجار
متولد: 1355
مدرک تحصیلی: دیپلم ریاضی فیزیک
دوره دو ساله کارگردانی را در …
محسن چاوشی
محسن چاوشی متولد هشتم مرداد ماه 1358 از شهر خرمشهر سه برادر و دو خواهر …
لاله اسکندری
متولد: 1354
فارغ التحصیل گرافیک از دانشگاه آزاد اسلامی.
با بازی در فیلم …
اعتماد ملی
روزنامه صبح
صاحب امتیاز: مهدی کروبی
مدیر مسئول: محمد جواد حق شناس …
پیامک
خواهشمند است ضمن رعایت شئونات اسلامی از به کار بردن کلمات توهین آمیز …
 
   آمار و ارقام
آموزش
شخصیت‌ها
لینک‌های مفید
راهنمای تلفن ۱۱۸
بازی و سرگرمی
آدرس‌ها / شرکت‌ها
رسانه‌های گروهی
افسانه‌ها
 
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال مقاله
مقالات من
 همچنین مشاهده کنید
آسیب شناسی یک حزب
آسیب شناسی یک حزب
نگاهی به کتاب مدرنیته، شبهه و دموکراسی
تجربه مستقیم جنگ؟ بله، مهم است!
تجربه مستقیم جنگ؟ بله، مهم است!
نگاهی به مجموعه شعر دفاع مقدس «لبخند روی دیوار» میرشمس‌الدین فلاح هاشمی
حیف است درون پیله‌ها گیرکند
حیف است درون پیله‌ها گیرکند
نگاهی به مجموعه رباعی‌های «شاید قفس پلنگ ها باز شود»
قلابی مطبوع
قلابی مطبوع
درباره رمان «ظرافت جوجه تیغی» نوشته موریل باربری ترجمه مرتضی کلانتریان
در میان آهن و دود
در میان آهن و دود
نگاهی به مجموعه داستان «قطار در حال حرکت است» اثر میترا داور
 تازه‌ها
نشانه شناسی
نشانه شناسی
پیکار زبان ها
پیکار زبان ها
کلاف گم
کلاف گم
متنی متمایز در حوزه قصه جنگ
متنی متمایز در حوزه قصه جنگ
داستان دیروز و امروز آدم های جنگ
داستان دیروز و امروز آدم های جنگ
اوشو از واقعیت تا خلسه  بر روی پیشخوان
اوشو از واقعیت تا خلسه بر روی پیشخوان
موسیقی آب‌های گرم
موسیقی آب‌های گرم
غیبت عشق
غیبت عشق
کافکا،کوشان و پل استر
کافکا،کوشان و پل استر
اعتبار همه چیز زیر سوال می رود
اعتبار همه چیز زیر سوال می رود
معرفی آرشیو موسیقی
لطفی، محمدرضا
 آلبوم صد سال سه‌تار
ترجمه

بیش از ۵۰۰ مترجم متخصص در ۲۶ رشته و ۱۷ زبان

تخفیف ویژه سفارشات آنلاین

۶۶۹۰۰۱۹۴-۵

آگهی‌ها
◊ فروشگاه ایران می شاپ
» فروشگاه ایران می شاپ www.iran-meshop.net تنها فروشگاه عرضه محصولات اورجینال تبلیغات تله شاپینگ …
◊ قویترین محصولات جهان ((فوق العاده))
» www.modava.ir • بزرگترین و برترین سایت جنسی و زناشویی ایران • ارائه تمامی محصولات برتر حال …
◊ مبلمان اداری محیط آرا
» شرکت " مبلمان اداری محیط آرا " ، بزرگترین و صنعتی ترین کارخانه تولید مبلمان اداری …
◊ پیامک آموت (مورد تایید مایکروسافت)
» نرم افزار پیامک آموت تنها نرم افزار مورد تایید شرکت مایکروسافت در ایران می باشد. *ارسال …
◊ فروش لوازم و ادوات و بسته بندی
» فروش کلیه لوازم وادوات دستی و برقی و پنوماتیک و ماشین های تسمه کش و فروش ملزومات …
◊  از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست . پوشه  ◊
معرفی شرکت
   آریا پرواد    لیفتراک هواکار ( نماینده انحصاری لیفت ...
   شرکت مهندسی سپهر طرح کیمیا    شرکت شیشه در نشکن
   شرکت مهندسی وایا فرا اندیش    آریاتک
معرفی سایت
   کلینیک کاهش وزن سیـبـیـتـا    سی دی باران دات کام
   شرکت راه و ابنیه سپهر    شرکت تلاش و توسعه آسیا
   شرکت کارگزاری مشاوران سهام    شرکت کامپیوتر طوسیران
کار و کاريابى آگهى‌ها آدرسها بانکهای اطلاعاتی لينک‌ها بازار گل و هديه آرشیو موسیقی فتوبلاگ بحث و گفتگو انجمن علمی و فرهنگی
صفحه اصلىراهنمانقشه سايتدرباره ماتماس با مانظراتمآخذآفتاب من
Vista Research & Information Technology Center
.All Rights Reserved  2009 © 
support@aftab.ir
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته