شاعر زندگی ساده مردم كوهستان را می ستاید و همچون رمانتیك های اروپایی با ابراز دلبستگی به ارزش های كیفی ماقبل سرمایه داری و طبیعت و زندگی بدوی می گوید:
به به از آنجا كه مأوای من است
و ز سراسر مردم شهر ایمن است
اندر او نه شوكتی نه زینتی
نه تقید، نه فریب و حیلتی
به به از آن شورش و آن همهمه
كه بیفتد گاهگاهی در رمه......
زندگی در شهر فرساید مرا
صحبت شهری بیازارد مرا
شاعر شهر را سراسر پراكنده از فساد و تقلید و عیب و شر میداند و همچون ژان ژاك روسو دوران توحش و بدویت غیر متمدن و وحشیان نجیب را می ستاید.
زین تمدن خلق در هم اوفتاد
آفرین بر وحشت اعصار باد
جان فدای مردم جنگل نشین
آفرین بر ساده لــوحان آفریــن۱۲ نیما درجایی گفته است كه «قصه رنگ پریده» را وقتی نوشتم كه در شهر بودم. ببین آن روزها من چطور فكر می كردم.۱۳ شاعر گریزان از فساد شهر و مذاهب و سیاست، همچون دیوانه ای افسون زده به طبیعت پناه می برد. پیوند شاعر با طبیعت نیز پیوندی غیر قدمایی و كاملاً رمانتیك است و مبتنی است بر همدلی با طبیعت و بازنمایی عواطف انسانی در آن:
جنبش دریا، خروش آب ها
پرتو مه، طلعت مهتاب ها
ریزش باران، سكوت دره ها
پرش و حیرانی شب پره ها
ناله جغدان و تاریكی كوه
های های آبشار با شكوه
بانگ مرغان و صدای بالشان
چون كه می اندیشم از احوالشان
گوئیا هستند با من در سخن
رازها گویند بر درد و محن
گوئیا هر یك مرا زخمی زنند
گوئیا هر یك مرا شیدا كنند
شاعر همه گرفتاری های خود را ناشی از عشق می داند و در پایان با حسرت از دوران كودكی و سادگی های آن یاد می كند و به ستایش روزگاران خوب از دست رفته می پردازد و در بیت پایانی یك بار دیگر غفلت جاهلان را می ستاید.۱۴ چندین مضمون عمده رمانتیك در این شعر دیده می شود : ستایش دوران كودكی و تحسر بر آن پناه بردن به طبیعت و همدلی با آن و انزوا و گریز از مردم تصویری از هنرمند نابغه و منزوی بازگویی رنج های درون و حدیث نفس بدگویی از شهر و آداب و روسم آن و ستایش بدویت و توحش توأم با نجابت.۱۵ چنان كه می بینیم این مضامین عمدتاً به نوعی با درون گرایی و روحیات خاص شاعر تناسب دارد و نشان می دهد كه نیما از همان اولین شعر خود ذاتاً با چنین پدیده هایی همدلی داشته است.۱۶ و به تعبیر شفیعی كدكنی «تازه جویی ذاتی بوده» و در شعرهای كلاسیك اولیه اش نیز دیده می شود.۱۷ای شبشعر «ای شب» كه پیش از «افسانه» سروده شده و به قول نیما در بین خوانندگان شعر دست به دست شده۱۸ نخستین بار در آذماه ۱۳۰۱ در نشریه نوبهار به چاپ رسیده است.۱۹ خانلری شعر «ای شب» را یكی ا زنمونه های نخستین «وصف طبیعت آمیخته با افكار و احساسات» در شعر جدید فارسی شمرده است.۲۰ شفیعی كدكنی این شعر را نمونه ای از توفیق نسبی نیما برای رسیدن به یك «دید» تازه می شمارد كه از نوع صور خیال قدما نیست.۲۱ پورنامداریان شعر « ای شب» را در حد فاصل شعرهای سنتی و نو نیما و نمونه ای شعرهایی به شمار آورده كه حالتی نیمه سنتی دارند.۲۲ شعر «قصه رنگ پریده» چنانكه دیدیم از نظر محتوا تازگی داشت و شاعر بی اعتنا به فرم سنتی شعر، همچون رومانتیك های اروپایی به محتوا و غلیان عاطفه و افكار اولویت داده بود. همین تازگی محتوا به تدریج راه را برای تحول فرم نیز هموار كرد و اصولاً در ایران نیز همچون اروپا،یك جنبه بارز تحولات هنری و ادبی عصر رمانتیك تغییر محتوایی وسیعی است كه در این دوره پدید می آید و بر فرم هم تأثیرات و تغییرها محدود است، اما در شعر «ای شب» این نوآوری های محتوایی و صوری ابعاد گسترده تری پیدا كرده است. پیش از نیما كسانی چون دهخدا و عشقی فرم و محتوای تازه را آزمودند. در اشعار آنان، معمولاً دغدغه های اجتماعی و عمیق نبودن ذهن گرایی و تخیل باعث می شد كه شعر در آستانه ورود به قلمرو استعلایی رمانتیسم متوقف شود شعر «ای شب» نمونه تكاملی تر و عالی تر شعرهای رمانتیك دوره قبل است. نخستین نكته ای كه در این شعر توجه ما را جلب می كند فرم و قالب تازه آن است. تمام شعر از بندهایی چهار مصراعی كه مصراع های دوم و چهارم آنها هم قافیه انر تشكیل شده و هر بند نیز با یك بیت مقفا كه قافیه ای متفاوت دارد پایان می گیرد. در واقع به جز تك بیت های آخر هر بند، خود بندها چارپاره هایی هستند كه مصراع های دوم و چهارم هر یك از آنها قافیه جداگانه ای دارد:
هان ای شب شوم وحشت انگیز
تا چند زنی به جانم آتش
یا چشم مرا ز جای بر كن
یا پرده ز روی خود فرو كش
یا باز گذار تا بمیرم
كز دیدن روزگار سیرم ....
آرین پور به شباهت این شعر با ترجیع بند مشهور سعدی اشاره كرده است.۲۳ اما این شعر هر چند در همان وزن شعر مشهور سعدی سروده شدو تك بیتی های آخر بندهای آن بی شباهت به تركیب بند نیست، شاید بیش از آنكه یادآور شعر سعدی باشد ما را به یاد مسمط مشهور دهخدا می اندازد. شعر دهخدا با تلقی تازه نمادین از عناصر مألوف كهن فضای نوینی در شعر فارسی پدید آورد. نیما نیز در این شعر به گونه ای استعاری و از طریق صناعت تشخیص، شب را مورد خطاب قرار داده و به او شخصیتی انسانی بخشیده است. بنابراین پس از فرم و قالب، دومین ویژگی جدید و مهم این شعر عبارت است از تازگی تخیل و درآمیختن با طبیعت.
رمانتیسم نیما در این شعر نه دچار گرایش محدود كننده اجتماعی دوره قبل است و نه دستخوش احساسات زدگی هیجانی دوره بعد. البته احساسات فردی و فردیت شخصی شاعر و اصولاً بیانگری كه ویژگی اصلی آثار رمانتیك است.۲۴ در این شعر نیز دیده می شود به گونه ای كه غالباً می توان «من» حاضر را در این گونه اشعار و آثار با «من» فردی هنرمندی كه این آثار را آفریده تا حدودی تطبیق داد. در این شعر شاعر به صیغه اول شخص سخن می گوید و احساسات فردی خود را بیان می كند. تفاوت اصلی شعر نیما، از این لحاظ به شعرهای رمانتیك اجتماعی دوره قبل در خود بسنده بودن و محوری بودن این فردیت شاعرانه است و تفاوت آن با شعرهای احساساتی دوره بعد در طبیعت گرایی، نوعی سلامت نسبی و حالت غیر بیمارگونه احساسات شاعرانه مطرح در شعر و ابهام و راز آلودگی نسبی آن قابل مشاهده است. جریان انتقال احساس در شعر «ای شب» به گونه ای است كه گویی نیما نیز همچون ور دزورث۲۵ و برخلاف احساسات گرایان دوره بعد معتقد است كه برای سرودن شعر علاوه بر حساسیت خارق العاده تفكر و تأمل نیز لازم است و نباید یكسره خود را به دست احساسات سپرد.شاعر برای بیان احساسات فردی و غیر كلیشه ای خود از فرم و قالبی تازه كه تناسب بیشتری با محتوای تازه دارد استفاده می كند. موسیقی پر طنین و همگون با فضای شعر به این ناهماهنگی مدد می رساند.
بنابراین در شعر «ای شب» ناهمگونی بین صورت و محتوا كه در اغلب اشعار شاعرانی چون میرزاده عشقی و در مثنوی قبلی نیما وجود داشت دست كم به گونه ای آشكار و ارزنده دیده نمی شود . درواقع نیما در گریز از فقدان هماهنگی صورت و محتوا و اندیشه تفكیك این دو، كه یك ویژگی بارز ادبیات دوره قبل (عصر مشروطه) محسوب می شود، به جانب نوعی تلقی ارگانیك از اثر ادبی حركت می كند و معماری و ساخت شعر «ای شب» با محتوا و احساسات بیان شده در آن تقریباً نوعی گره خوردگی و پیوند متقابل دارند.