همان جریان فترت كه بنا بر باور استاد عینی از آغاز سده ۱۲ هـ.ق یعنی اواخر سده ۱۸میلادی جریان داشت هنوز پایان نیافته است. این پسروی فرهنگ شعری در سده بیست میلادی در ادبیات شوروی دهه های ۲۰ تا ۵۰ به نوعی دیگر (كه متمایز با سده ۱۹ است) ادامه داشت و امروز در حالی كه ماهیت خود را حفظ نموده دوباره تغییر رنگ داده است. ماهیت مزبور از آماری كه استاد عینی آورده و قبلاً هم ذكرش گذشت پیداست اگر استاد عینی از سده ۱۹ تنها ۳۰درصد شاعران شایسته ذكر در «نمونه ادبیات تاجیك» دانسته بود، از ادبیات پایان سده ۲۰ و آغاز سده ۲۱ شاید كمتر از این شاعرانی سزاوار آن باشند كه شعرشان در بیاض شعر تاجیكی معاصر جای بگیرد.
در سده ۱۹ شاعر فراوان بود و كم، امرور شاعر بیشتر شده است و شعر كمتر. مستان شیرعلی سی سال پیش از این گفته بود كه گویی امروز گفته باشد.
دلم سرمایه درد و الم شد
كه چندی بی قلم «صاحب قلم» شد
كه را گویم، كدامین در بكوبم
صف شاعر فزود و شعر كم شد
بی اعتنایی نسبت به مهمترین اصول شعر (چه اصول سنتی و مرسوم و چه اصول نوین امروزی) پدیده ای همگانی بود كه گاه در سروده های برخی شاعران، آشكارا به چشم می رسد نقصان وزن نیز نمودی همگانی دارد ما دیگر سكته ملیح را فراموش كرده ایم، همه جا سكته قبیح گوش می خراشد نقصان قبیح وزن یكی از جدی ترین نشانه های پیشرفت فرهنگ شعری است. چند سالی است كه در هنر تاجیكی نوعی تازه به عنوان واریته به رنگ های تازه به تازه گسترش می یابد استادانی پیدا می شدند كه كامیابی هایی جالب دارند لیكن چنین به نظر می رسد كه بسیاری از دسته های واریته بدون احساس مسئولیت فعالیت می كنند بیشترین هنرپیشگان واریته خود شعر می گویند خود آهنگ می بندند و خود آنها رامی خوانند اما این «هنر» هرگز شایسته تحسین و آفرین نیست چونكه تقریباً همه این شعرها شعر نیست و نشانی هم از شعر ندارند در آنها معنی شاعرانه، وزن،قافیه و فصاحت زبان خراب است عجب آواز خوانانی كه كاملاً از وزن و آهنگ بیرون رفتن سخن را احساس نمی كنند موسیقی تاجیكی دارای آهنگ های مردمی نظیر فلك، شش مقام كلاسیك در طول قرن ها پرورده شعر بلند بود و نخست از دهه سوم سده بیست به بعد به طور رسمی ظهور نمود كه آهنگسازان شوروی در آهنگسازی به شعر سست معاصران توجهی بیشتر داشتند (كه به عقیده آنها به فهم عموم مردم نزدیكتر بود) و از اواسط دهه ۷۰ هنروران موسیقی معاصر از آهنگسازان شوروی هم جلوتر رفته و متن سرود را پایه بر سخن بی نظام خراب و تهی از مضمون بلند گذاردند هم كار آهنگسازان شوروی تاجیك و هم گاهی كار اهل موسیقی جدید كاملاً خلاف سنت های ملی است. آهنگسازان شوروی اتكا به ایدئولوژی بلشویكی به درك نادرست اصل «مردمی بودن هنر» داشتند كه گویی ادبیات و هنر هر چه عادی تر و كم رنگ تر باشد به درك زحمتكشان نزدیكتر خواهد بود اهل موسیقی جدید پیروی از برخی سنت های غرب «فرهنگ عامیانه» اروپا و آمریكا داشته و گرایش به آنهایی دارند كه معتقدند در موسیقی (نه تنها در موسیقی جدید بلكه حتی در اپرا كه نوعی كلاسیك است) شعر از اهمیتی چندان برخوردار نیست بلكه آهنگ و هنر اجرای آواز خوان مهم است این عقیده مغایر با سنتهای ملی ماست.
این نظری در غرب در سده ۱۹ پیدا شده و گواه بر آن بود كه شعر در نظام فرهنگ جایگاه خود را از دست می دهد در حقیقت در ادبیات كشورهای اروپا با رشد روزافزون نثر و افزایش انواع آن اهمیت شعر كاهش یافت در قرن ۲۰ به ویژه در نیمه دوم آن شعر در اروپا و امریكا با بحران روبرو شد این موضوع امروز در اروپا و امریكا بخشی گسترده دارد كه در سرتاسر جهان شعر به سوی نیستی راه می پیماید.
یونسكو در سال ۲۰۰۱ تصمیم گرفت كه ۲۱ فوریه هر سال میلادی روز جهانی زبان و ۲۱ مارس روز جهانی شعر نامگذاری شود علت این تصمیم آن بود كه طبق آمار متخصصان یونسكو، زبانها و انواع شعر در جهان به سرعت در حال نابودی است چشنهای مذكور برای پیشگیری از نابودی زبانها و شعر است.
تصمیم یونسكو برای تاجیكستان حایز اهمیت است به گمان ما، در تاجیكستان مبارزه برای برقراری اصلت زبان بالا بودن سطح سواد جامعه و فرهنگ فردی استواری بنیادهای معنوی هستی ملت و رهایی از فترت دیرین شعر ادامه دارد كه این امر در عین رشد و تكامل شعر و زیبایی و شیوایی زبان را در پی خواهد داشت.
بنده بر این باورم كه خطر نابودی زبان فارسی تاجیكی در سده ۲۰ تقویت شد و هنوز نیرومند است و اندیشه خود را درباره چگونگی جلوگیری از آین فرایند را در كتابی بیان نموده بودم.۷ امروز می خواهم یادآوری كنم كه ضعف های پایه های شعر در ادبیات معاصر تاجیكی مربوط به ضعف پایه های زبان ملی در تاجیكستان است و برای ما تاجیكان لازم است تا برای پیشگیری از محور زبان خود، شعر را نیز از فترت نجات داده و به راه كمال و تازه ای هدایت نماییم.
فترت شعر فارسی تاجیكی كه در فرارود از پایان سده ۱۲ هـ.ق / ۱۸ میلادی آغاز شد در سده ۲۰ به علت گمراهی های تاریخی همپای تنزل زبان فارسی تاجیكی فرارود خیلی عمیق رفت. به پندار ما اگر در قرن ۲۱ برای كمال تازه شعر تاجیكی زمینه آماده گردد برای رهایی زبان فارسی تاجیكی فرارود از بحران اهمیتی ویژه خواهد داشت.
زبان فارسی از جمله تاجیكی از زمان رودكی و فردوسی تا امروز زبان شعر بوده است ادبیات فارسی در طول هزار سال اخیر بیشتر در شعر عبارتی بوده و توانایی و زیایی و شیوایی ویژه زبان فارسی از بركت شعر بوده است زبان فارسی را گویی برای شعر آفریده اند و شعر را برای زبان فارسی. شعر در موارد بسیار رشد و كمال زبان فارسی را تأمین نمود و آن را از خرابی ایمن داشته است. در آن دوران كه در نثر فارسی برخی جریان های نامطلوب ظهور نمود(چنانكه در زمان تهاجم مغول و پس از آن) نفوذ زبان عربی بی نهایت افزود و گاه نظری پیدا می گردد كه واژگان زبان فارسی در نثر همه عربی است و نفوذ زبان عربی دیگر جهت های ساختار زبان فارسی را فرا گیرد) در چنین دوره ها شعر در پایگاه فارسی سخت استوار داشت و نگذاشت كه اصالت فارسی كاهش یابد و مساعدت نمو دكه ساده نویسی و ملی گرایی كه در نثر نیز پیوسته ادامه داشت ترجیحاً دست بیابد.
امروز نیز همین امید را داریم امید است كه امروز نیز شعر برای رهایی از بحران فارسی تاجیكی فرارود رسالتی تاریخی خود را ادا كند زبان تاجیكی فرارود در سده بیست به چند سبب تاریخی تا اندازه ای ناتوان و درشت گردید و زیبایی و شیوایی آن كاستگی گرفت. شعر اصیل برای اصلاح آن و بازگشت به اصل نقشی مؤثر ایفا خواهد نمود.
برای اینكه شعر در راه اجرای رسالت تاریخی خویش توفیق یابد لازم است دوره فترت شعر كه خیلی به دراز كشیده است زودتر پشت سر گذاشته شود به نظر می آید كه اصلاح وضع زبان فارسی تاجیكی و شعر در فرارود با هم به وقوع بپیوندد فارسی تاجیكی و شعر از نخست همیشه آمده اند همه عمر با هم راه تاریخی پیموده اند و بحران را نیز با هم از سر به دور خواهند انداخت. زبان تاجیكی فرارود با آنكه در چند قرن اخیر هرگز به رشد و كمال آن سازگاری نداشته است توانست اصالت فارسی تاب را بیشتر از دیگر مناطق قلمرو آن نگهداری كند در دوران استقلال سیاسی، بعه شرط غمخواری مخصوص دولت و همه جامعه برای رشد زبان ملی زمینه آماده خواهد بود مادامی كه چنین باشد جای بسی امید است كه نه از بر هم خوردن شعر و نه از اینكه عمر شعر به آخر می رسد بلكه از رسالت تاریخی شعر برای رشد منجمده زبان وادبیات و فرهنگ ملی برای بقای عمر ملت سخن گفتن لازم می آید.