|
|
|
|
|
اگر اولین عشق خرمشاهی قرآن است، دومین عشق او دیوان حافظ است. درباره حافظ می گوید: «من در نه سالگی با دیوان حافظ و شعر فارسی، توأمان آشنا شدم و تكان شدیدی در درونم احساس كردم و اصلاً فكر نمی كردم كه موسیقی بتواند در كلام هم موج بزند و تا این اندازه بتوان در عرصه كلام زیبایی آفرینی كرد.» بهاءالدین خرمشاهی كار تألیف خود را با ترجمه آغاز كرد: با كار كوچك و كوتاهی درباره هنری میلر، نویسنده برجسته آمریكایی. هنری میلر یكی از غریبترین نویسندگان آمریكاست. نویسنده ای بی پروا و عصیانگر و سنت شكن. از آمریكا و زادگاهش نیویورك نفرت داشت و در عوض به اروپا و پاریس عشق می ورزید. خرمشاهی شیفته ذهن و زبان میلر بود و تقریباً تمام آثار این داستان نویس غرابت پرداز را خوانده بود. مهمترین كاری كه او از میلر ترجمه كرد شیطان در بهشت نام دارد كه یكی از دل گدازترین آثار ادبی است. خود میلر درباره این داستان می گوید: در دنیا افرادی هستند كه انسان خیلی زود جذب آنها می شود، البته نه به خاطر اینكه دوستشان داریم، بلكه به این دلیل كه از آنها بیزاریم. آنچنان از ته دل به آنها نفرت می ورزیم كه حس كنجكاویمان برای شناخت بیشتر آنها برانگیخته می شود. محبتهای بی شمار ما به این افراد از احساس همدردی سرچشمه نمی گیرد، محبتهای ما بیشتر بدان خاطر است كه رنج و عذاب آنها برایمان غیرقابل درك است. همین احساس رنج و عذاب و همین حس تراژیك حیات بود كه خرمشاهی را به «میگل دوانامونو» نویسنده و فیلسوف ژرف اندیش اسپانیایی دلبسته كرد و بیشترین تأثیر را براو گذاشت و باعث شد كتاب «درد جاودانگی» او را به فارسی درآورد، این كتاب فریادی است در برهوت از اعماق وجود انسانی كه «چو بید بر سر ایمان خویش می لرزد.» درد جاودانگی یكی از زیباترین و شیواترین آثاری است كه تاكنون به فارسی ترجمه شده است. ترجمه های دیگر او از جمله عرفان، فلسفه، تاریخ فلسفه كاپلستون، علم در تاریخ و غیره همه نشانه آشنایی و انس او با فرهنگ غرب و تمدن آن است. بدون این آشنایی هرگز آثاری كه او درباره فرهنگ و معارف گذشته ما نوشته این همه سرشار از لطف و ذوق و نوآوری و نواندیشی نمی شد. اینكه تحقیقات ما درباره معارف قدیم این همه خشك و بی جاذبه است اغلب ناشی از همین ناآشنایی است. خرمشاهی دانش قدیم و جدید را خوب می داند. اما در پرتو دانش جدید است كه نگاه او و نگرشش به معارف قدیمی این همه لطافت و تازگی می یابد. دومین حوزه كار خرمشاهی نقد كتاب است. نخستین نقد او بر رمان «كریستین و كید» نوشته زنده یاد هوشنگ گلشیری بود، نقدی دقیق و عالمانه با زبانی سرشار از ذوق و ظرافت اما تند و تیز. نقدهای او از شعر و رمان تا فلسفه و كلام و حتی سینما را در برمی گیرد و سرشار از نكته یابی و سنجش گری و آمیخته با طنز و بازیگوشی است و هرقدر به زمان حاضر نزدیكتر می شویم، لحن آرامتری به خود می گیرد. امروزه بیشتر نقد و نقادیهای او درباره قرآن و علوم قرآنی و البته حافظ پژوهی است. حافظ پژوهی حوزه تخصصی كار پژوهشی خرمشاهی است. آثار حافظانه او همواره با اقبال عام و استقبال خوانندگان اهل نظر مواجه بوده است. نخستین كار خرمشاهی درباره حافظ نقد مفصل و جانانه او بود بر «حافظ شاملو» كه نمونه درخشانی است از تتبع و تحقیق و نقد بنیان افكن. خرمشاهی تاكنون بیش از دوازده كتاب درباره حافظ نوشته كه در آن میان كتاب «حافظ نامه» كه شرح الفاظ و اعلام و مفاهیم كلیدی و ابیات دشوار حافظ است، بیش از همه شهرت دارد. با این همه در میان این آثار دهگانه، كتاب «ذهن و زبان حافظ» كه در ضمن نخستین اثر مستقل تألیف او درباره حافظ است، لطف و گیرایی دیگری دارد. این كتاب نگاه و نگرشی تازه بر حافظ می افكند و با جرأت و جسارت نظرات بدیع و ناگفته ای را طرح می كند كه در پرتو آن اندیشه حافظ و شعر او تابناكتر می شود. كتاب «ذهن و زبان حافظ» از روی همدلی و با آرزوی همدلی با حافظ نوشته شده است. به گفته خود خرمشاهی: حافظ حافظه ماست و در ذهن و زبان همه فارسی زبانان تا همیشه ای كه زبان فارسی و فرهنگ ایرانی پایدار است، حضور دارد. در همین كتاب است كه خرمشاهی برای نخستین بار «پاشانی» غزلیات حافظ را نشان می دهد و ساختار غزلیات حافظ را متأثر از ساختمان سوره ها و آیات قرآن می داند كه به ظاهر ناپیوسته اند و انسجام ندارند، اما در پس این ناپیوستگی ظاهری، سبك و اسلوبی هنرمندانه نهفته است كه در آن زیبایی و زندگی، صرافت طبع و فیضان روح موج می زند و به آن همواره تنوع و تازگی می بخشد. باز در همین كتاب است كه از گناه و میل حافظ به گناه سخن می رود و به حیات طربناك. حافظ اهل زهد نیست، می داند كه زاهد با كناره گیری از خوشیهای دنیوی به بیراهه می رود و به تنگنای نخوت و خودخواهی فرو می افتد. حافظ مظهر روح اعتدال ایرانی است و زهد و ریاضت با این روح اعتدال سازگار نیست. كتاب ذهن و زبان حافظ به قلم نویسنده نغز اندیش و شیرین گفتاری است كه سالها بندگی صاحب دیوان كرده است. دیوان حافظ. حوزه تخصصی مهم دیگر خرمشاهی كه سالهای اخیر یكسره ذهن و زبان و دست و قلم او را به خدمت گرفته، قرآن پژوهی است. خرمشاهی بی تردید در حوزه شناخت قرآن و علوم قرآنی صاحبنظری كم نظیر است و پیگیرانه سالهاست كه در این باره كتاب و مقاله می نویسد. شاهكار او در زمینه قرآن پژوهی البته ترجمه قرآن مجید است كه در نهایت دقت و صحت و با زبانی شیوا و رسا كاملاً مفهوم و بی آنكه به تكلف و تصنع بگذرد، به فارسی درآمده است. اهمیت مهم دیگر این ترجمه افزودن ۴ هزار فقره یادداشت در ذیل صفحات ترجمه و واژه نامه ای با ۱۲ هزار لغت است كه فایده آن را عام كرده است. آثار دیگر قرآن پژوهی خرمشاهی همه خواندنی و آموزنده است و به واقع طراوتی به جهان «قرآن پژوهی» بخشیده است. كوشایی خرمشاهی امر نقد ترجمه های قرآن دیگران و ویرایش و پیرایش آنها نیز بحق ستودنی است. حوزه سوم كار تخصصی خرمشاهی «واژه پژوهی» است. حوزه زبان و لغت. زبان آگاهی آثار او یكی از مهمترین عوامل اقبال عام و خاص به نوشته هایش است. زبانی شیرین و شیوا با چاشنی ای از طنز و طنازی كه همچون زمزمه جویباری زلال بر دل می نشیند. در این زمینه مهمترین كار او فرهنگ مفصل شش جلدی انگلیسی - فارسی است كه سالهاست در دست تألیف و تدوین دارد و هنوز ناتمام مانده.
|