اقتصاددانان تولیبرال داخلی که به شدت دنبالهرو اعتقادات پولیّون هستند و سعی دارند نتایج سیاستهای اقتصادی ایالات متحده را به همة دنیا تعمیم دهند و سالهاست وضع اقتصادی کشور را به این سوی هدایت کردهاند، نیک میدانند که چه اتفاقاتی در ایالات متحده در حال وقوع است . آنان نیک میدانند تحمیل همین عقاید توسط صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به کشورهای دیگر از جمله کشورهای در حال توسعه چه اتفاقات ناگواری را در آن کشورها رقم زده است .
نمونه ای از آن اتفاقات را ژوزف استیگلیتز (مشاور ارشد کاخ سفید) در کتاب جهانی شدن خود آورده است و عملاً نشان داده آنهائی که دنباله رو آن سیاستها بودند چه بلائی به سر کشورهای خود آورده اند.
پیروان مکتب کلاسیک مطابق آنچه که آن مکتب میگوید بر این باورند که سیاستهای پولی در رشد اقتصاد بی اثر است و تنها سیاستهای مالی است که میتواند تا حدودی وضع اقتصادی را بهبود بخشد و اینگونه استنباط میکنند که با اتخاذ سیاستهای پولی انبساطی، تنها نرخ کالا و دستمزدها بالا رفته و کوچکترین اثری از رشد اقتصادی عاید کشور نمیشود.
در همین غائلهایی در چند ماهة اخیر بر پا نمودهاند و معلوم نیست که واقعیتی داشته باشد تمام رشد تورم و بیانضباتی پولی ایجاد شده توسط بانکها در کشور را با توجه به همین استدلال به گردن بخش تولید انداختند و آن گونه که همه استحضار دارند تزریق منابع به بخشهای تولیدی را که نسبت به حجم نقدینگی آزاد شده در جامعه کمتر از یک سوم است ، بعنوان عامل وقوع تورم معرفی کردند!!
امروز در ایالات متحده سیاستهای پولی و مالی همگام و یک صدا برای خنثی کردن تورم به کارگرفته شدهاند و دولت آمریکا از یک طرف با بکار گیری سیاست مالی قسمتی از مالیاتهای دریافتی را برمیگرداند تا ۱۵۰ میلیارد دلار منابع پولی به جامعه تزریق کرده باشد و از طرفی در چهار مرحله نرخ بهره را کاهش داده و رئیس فدرال رزرو اعلام میکند دوباره آن را کاهش خواهد داد تا به ۳% برساند. این روند رفتار اقتصادی و سیاستگذاری کسانی را نشان میدهد که سالها با نظریات خودشان جهان را فریفتند تا خود رشد شتابان داشته باشند و بقیه ی دنیا با تکیه بر سیاستهای توصیه شده توسط آنان از قافله عقب بمانند .
اکنون سیاستهای بانکداری ما با دنباله روی از همان نظریات میخواهد راه طی شدة ۵/۲ ساله اخیر را که اندکی باعث خوش بینی اصحاب تولید شده بود ، به یأس مبدل کند .
آری بر خلاف تبلیغات پولیّون، دولتی که سیاستها و توصیههای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول همه و همه از کارگزاران او نشأت میگیرد ، خود بر خلاف آنچه متفکرانش به دیگران القاء می کنند عمل نموده و سیاستهای اقتصادی خود را در تلفیقی کارآ از نظریات مکاتب مختلف اقتصادی قرار میدهد تا نبض اقتصادی آمریکا رونقی دوباره را شاهد باشد.
خوب است سیاستگذاران اقتصادی کشور از این رویه درس بگیرند.
|