|
|
|
|
|
۶ــ صهیونیسم جهانی؛ منشا خشونت و تروریسم در جهان: اگر گفته شود كه منشا تروریسم در تاریخ معاصر همواره صهیونیستها بودهاند و هستند، سخن گزافی نیست. صهیونیسم جهانی، شكلگیری اولیه خود را مدیون تروریسم است و اولینبار با كشتن تزار آلكساندر دوم روسیه در سال۱۸۸۱، موجودیت خود را به اثبات رساند. اصولا گرایش صهیونیستها به ترور و كشتار، كه در سرتاسر پروتكلهای دانشوران صهیون بهوضوح خود را نشان میدهد، ریشه در عقاید و طرز تفكر رهبران برجسته آنان، بهویژه آشرگینزبرگ، و یا همان احدها آم، دارد.[xvi] امروز نیز یافتههای فراوان حاكی از آن است كه دستهای پنهان صهیونیسم جهانی در حمله تروریستی ۱۱ سپتامبر۲۰۰۱، در كار بودهاند. صهیونیستها، كه امروز حاكمان واقعی ایالاتمتحده امریكا هستند، با بهكارگیری عوامل اطلاعاتی و جاسوسی و در همكاری نزدیك و مستمر با دستگاههای دولتی این كشور، این حركت تروریستی را در مقابل چشم جهانیان ترتیب دادند، تا زمینه را برای حمله به افغانستان و عراق و سپس تحقق و رویای دستیابی به اسرائیل بزرگ فراهم كنند. به قول یك روشنفكر یهودی، «عملیات افغانستان و نقشه حمله به عراق، سالها پیش طراحی شده و تنها بخشی از طرح عظیمی است كه از سوی لابی پرقدرت صهیونیستها [بخوانید حاكمان واقعی] در امریكا آماده شدهاست.»[xvii]
خود صهیونیستها بهصراحت اعتراف میكنند: «موجهای وحشت كه مصیبت آن مردم را دربرگرفته، از ما برخاسته است» (پروتكل نهم)؛ زیرا «بهترین نتایجی كه از طریق حكومت بر گوییم خواهان تحقق آن هستیم، به وسیله خشونت و ترور به دست میآید، نه مباحث آكادمیك،... .» (پروتكل اول) و در جای دیگری میگویند: «كوتاهسخنآنكه، برنامه ما برای باقینگهداشتن حكومتهای گوییم اروپا در زیر سلطه خود، این است كه از طریق ایجاد ترور و وحشت، جلوههایی از قدرت خود را به گروهی از آنها نشان دهیم و چنانچه همه آنها بر ضد ما متحد شوند، آن وقت با توپهای امریكا، چین و ژاپن جواب آنها را میدهیم.» (پروتكل هفتم) و اما برای مقابله با موج بیداری جهانیان و قیام آنها در مقابل نقشههای شیطانی صهیونیستها، میگویند: «ممكن است بگویید اگر گوییمها، پیشازآنكه برنامههای ما به پایان برسد، از آنها بو ببرند، اسلحه به دست گرفته [و] بر ضد ما قیام خواهند كرد، در جواب میگوییم ما در غرب مانور وحشتناكی تدارك دیدهایم كه قویترین دلها را بهلرزه میاندازد [مانند مانور ۱۱ سپتامبر]: حركتهای سری ویرانگر، لانهها و كانونهای مخفی و سیاهچالها [یعنی همان زندانهای گوانتانامو و ابوغریب]. همه اینها آماده خواهند بود تا همزمان در پایتختها و شهرهای بزرگ منفجر شوند و همه موسسات و آرشیوها را به باد فنا دهند.» (پروتكل نهم)
۷ــ مطبوعات؛ از اركان اصلی حكومت جهانی صهیونیسم: یكی از ویژگیهای مهمی كه صهیونیستها امروز در جهان سیاست به آن شهرت دارند، سلطه تقریبا بلامنازع آنها بر محافل و مراكز مطبوعاتی، خبری و تبلیغی و جریان اصلی اطلاعات است. امروز دیگر نقش و تاثیر انكارناپذیر مطبوعات، بهویژه روزنامه، در شكلدهی به افكار عمومی جوامع ملی و جامعه جهانی، بر كسی پوشیده نیست. اما در صد سال پیش، صهیونیستها اولین جمعیتی بودند كه به اهمیت این موضوع پی بردند و بهتدریج مهمترین و قدرتمندترین مراكز و محافل مطبوعاتی و رسانهای را تحت كنترل كامل خود درآوردند؛ بهطوریكه امروز كمتر جامعهای یارای مقاومت در برابر موج سهمگین تهاجم مطبوعاتی و تبلیغی صهیونیسم جهانی را دارد. بررسی میزان حضور و نفوذ كمی و كیفی صهیونیستها در مهمترین مراكز و محافل رسانهای و خبری جهان، بهویژه در امریكا و اروپا كه مراكز اصلی قدرت جهانی صهیونیسم هستند، به سالها تحقیق و تتبع مستقل و گسترده نیاز دارد و شاید هیچ محققی هرگز نتواند به عمق این فاجعه جهانی، یعنی سلطه شقیترین جمعیت جهان بر مهمترین ابزارهای فرهنگی جهانی، پی ببرد. اندیشه این سلطه اولینبار در پروتكلهای زعمای صهیون شكل گرفت. صهیونیستها بهصراحت به این موضوع اذعان میكنند: «باید حكومتهای گوییم را مجبور كنیم از برنامههای ما كه در گستردهترین سطح طرحریزی شده و دارد به پایان خود نزدیك میشود، پیروی كنند. راه واداشتن این حكومتها به تندادن به خواستههای ما هم همان به اصطلاح “افكار عمومی” است كه زمام آن در دست ما میباشد و با “قدرت بزرگ”، یعنی مطبوعات، آنها را به حركت درمیآوریم و مطبوعات هم، جز تعداد اندكی از آنها، بقیه در اختیار ما هستند و به خواستههای ما پاسخ مثبت میدهند.» (پروتكل هفتم)
نكته حائز اهمیت در این زمینه، اعتقاد عمیق صهیونیستها به توانایی خود در كنترل جریانهای خبری و رسانهای در جهان است؛ چنانكه با اطمینان میگویند: «بدون خواست ما، روزنامهها هیچ خبری را منتشر نخواهند كرد. این موضوع، همانطوركه در همین تعداد اندك بنگاههای خبری كه اخبار سراسر جهان به آنها مخابره میشود، میبینیم، درحالحاضر نیز تقریبا پیاده میشود. در آینده این شركتهای خبرگزاری از آن ما خواهند شد و ما آنها را بهدلخواه خود اداره خواهیم كرد. هیچ خبری در جهان پخش نخواهد شد، مگرآنكه ما خود آن را دیكته كنیم.» (پروتكل دوازدهم)
و اما در مورد مكانیسم كنترل مطبوعات و افكار عمومی جهان، میخوانیم: «ادبیات و مطبوعات بزرگترین و مهمترین ابزار آموزشی ما هستند. بههمیندلیل حكومت ما افسار مطبوعات را به دست خواهد گرفت و با این كار تاثیرات سوء و زیانبخش روزنامههای مستقل را خنثی خواهد كرد. با این تدبیر، ما بالاترین نیروی جهتدهنده به افكار عمومی را در اختیار خود گرفتهایم. اگر برای مثال، برای دیگران پروانه انتشار ده روزنامه صادر كنیم، باید به دارودسته خودمان پروانه انتشار سی روزنامه را بدهیم.» (پروتكل دوازدهم)
درباره نقش و اهمیت مطبوعات و رسانهها از منظر زعمای صهیون، بسیاری موارد دیگر در همین پروتكلها وجود دارد كه پرداختن عمیق و دقیق به آنها نیازمند یك فرصت مطالعاتی مستقل است و ما در این مجال به همین مقدار بسنده میكنیم.
|