▪ كنگره ی ششم
از ۲۳ تا ۲۸ اوت ۱۹۰۳ در شهر پازل و با مشاركت ۵۹۲ نماینده برگزار شد. در این كنگره بود كه تصمیم نهایی مبنی بر دو سالانه كردن كنگره ی صهیونیست ها برای مدتی طولانی گرفته شد. كنگره ی ششم آخرین كنگره بود كه هرتزل در آن حضور یافت زیرا وی در سال بعد (۱۹۰۴) درگذشت . برای بنیان گذار صهیونیزم سیاسی ، كنگره ی ششم پرتلاطم ترین كنگره بود، چه در حالی كه مجوز بین المللی مورد نظر هرتزل دور از دسترس بود، مشكلات یهودی ها به خصوص پس از وقایع ((كیشینیف )) در بهار همان سال بالا گرفت . هرتزل در نطق افتتاحیه اظهار داشت : صهیونیزم وجود خارجی ندارد و نخواهد داشت ، و تنها خدعه ای است برای زمینه سازی جهت انتقال یهود به فلسطین ، ولی همگان باید خوب توجه كنند، كه این خدعه مبنای سیاسی و قومی دارد. وی با ناكامی به دلیل به دست نیافتن به مجوز بین المللی ، به طرح انگلیسی ((العریش )) روی آورد ولی خیلی زود متوجه شد كه این طرح آمال و آرزوهایش را برآورده نمی كند. هرتزل به دلیل ملاقات با ((فون بلیهفه )) وزیر كشور روسیه با انتقاد شدید صهیونیست های روسیه روبه رو شد، زیرا آنان بلیهفه را مسوول مستقیم حوادث كیشینیف می دانستند. با این حال وی با بلیهفه در مورد گسترش مهاجرت یهودیان مخالف دولت روسیه به فلسطین به توافق دست یافت .
بیشترین وقت كنگره را ((طرح اوگاندا)) گرفت و مناقشات و مشاجرات لفظی حادی در این خصوص میان شركت كنندگان بروز كرد. در این طرح ، انگلیس پیشنهاد انتقال موقت یهودیان به اوگاندا را داده بود تا بعدها و در شرایط مناسب به فلسطین انتقال یابند. گروهی از شركت كنندگان در كنگره ی ششم با طرح مذكور موافقت و گروهی دیگر آن را رد كردند و اعضای اتحادیه ((صهیونیست های صهیون )) به رهبری ((یحیل جلونوف )) (۱۹۱۸-۱۸۶۳) كه اكثرا اهل روسیه بودند، هرتزل را به خیانت متهم و تهدید به انشعاب نمودند و حتی محل برگزاری كنگره را ترك كردند اما متعاقب درخواست هرتزل از آنان مبنی بر بازگشت به منظور جلوگیری از ویرانی صهیونیزم مراجعت نمودند. در رای گیری كه به عمل آمد ۲۹۵ نفر به طرح اوگاندا رای موافق ، ۱۷۸ نفر رای مخالف و ۹۸ نفر رای ممتنع دادند. از این رو مقرر شد به منظور بررسی اوضاع اوگاندا هیئتی به این كشور اعزام گردد. مناقشات درباره ی طرح اوگاندا، طرح ((فرانتس اوپنهایمر)) (۱۹۴۳-۱۸۶۴) را برای ساخت شهرك های تعاونی یهودی نشین ، تحت الشعاع قرار داد. البته این طرح چند سال بعد و دقیقا در سال ۱۹۱۱ در ((مرج ابن عامر)) به مورد اجرا گذاشته شد. در این كنگره تصمیم به تاسیس شركت انگلو - فلسطین (anglo palesting company ) به عنوان شاخه ی صندوق یهودی اسكان ، گرفته شد. همچنین هرتزل با وجود فعالیت های روزافزون به ویژه از سوی صهیونیست های روسیه و اروپای شرقی ، یك بار دیگر به سمت ریاست سازمان صهیونیستی برگزیده شد.
ب ) دوره ولفسون (۱۹۱۱ - ۱۹۰۵)
در این دوره به وضوح شاهد فاصله گرفتن صهیونیست ها از راه و رسم هرتزل هستیم . پس از مرگ او در سال (۱۹۰۴)، سازمان صهیونیستی با بحران رهبری رو به رو شد و علت آن تا حدود زیادی به شیوه ی كاری منحصر به فرد هرتزل ، رفتار متكبرانه و تسلط او بر مؤ سسه ها و دستگاه های مركزی سازمان بر می گردد. این امر تبعات نامطلوبی بر ولفسون در پی داشت و در حالی كه ولفسون خط مشی هرتزل را به ارث می برد اما به لحاظ شخصیتی فاقد اهلیت لازم بود. بالاتر از آن و با وجود این كه ارتباط و تماس های دیپلماتیك هرتزل به بن بست رسیده بود، ولفسون همچنان به این روش هرتزل معتقد بود. در این دوره مناقشات میان مذهب گرایان ، لائیك ها و طرفداران خط مشی سیاسی هرتزل (معتقدان به اولویت دریافت مجوز) و صهیونیست های عمل گرا (طرفداران اولویت انتقال یهودیان به فلسطین ) بالا گرفت . در خصوص این طرح اوگاندا و نتایج مترتب بر آن ، اختلاف نظر بین ((صهیونیست های صهیون )) و ((منطقه گرایان )) كه با تاسیس دولت یهودی در هر منطقه ای رضایت داشتند، ادامه یافت . اجمالا، دوره ی ریاست ولفسون بر سازمان صهیونیستی همراه انشعابات داخلی ، گروه بندی های ایدئولوژیك و پیدایش خط مشی تازه ای برای فعالیت صهیونیست ها، چه در عرصه سیاسی (صهیونیزم تلفیقی ) و چه در زمینه ی اسكان مهاجران یهودی (صهیونیزم عملی ) بود.
▪ كنگره ی هفتم
این كنگره از ۲۷ جولای تا ۲ اوت ۱۹۰۵ درشهر پازل و با حضور ۴۹۷ نماینده برگزار شد. در مراسم افتتاحیه ماكس نوردو كه پس از مرگ هرتزل ریاست سازمان صهیونیستی را عهده دار شده بود، از زحمات و خدمات او تجلیل به عمل آورد. پس از نطق افتتاحیه ، بحث جنجال برانگیزی میان حاضرین درباره طرح اوگاندا آغاز شد و به دنبال ارایه گزارش هیئت اعزامی مبنی بر مناسب نبودن این كشور برای اسكان یهودیان ، طرح یاد شده با مخالفت بیشتری رو به رو شد. بنابراین كنگره با اكثریت آرا این طرح را نپذیرفت و این امر سبب شد كه عده ای از مدافعان طرح به رهبری ((اسراییل زانگویل )) (۱۹۲۶-۱۸۶۴) سازمان صهیونیستی را ترك كنند و ((جمعیت منطقه ای یهود)) را تشكیل دهند اما این جمعیت زیاد دوام نیافت . از سوی دیگر ((اوتو واربورگ )) (۱۹۳۷-۱۸۷۱) با ارایه طرح ((سیاست نفوذ اقتصادی )) و تاكید براهمیت پیروی برنامه ریزی شده از این سیاست در كار سازمان صهیونیستی ، تفكر ((عمل گرایانه )) در كنگره را تقویت كرد و بدین سان تصمیم گرفته شد كه این طرح را فورا و بدون این كه منتظر دریافت مجوز بین المللی باشند، به اجرا درآورند و در این راستا اساسنامه صندوق یهودی اسكان اصلاح گردید. در حقیقت عمل گرایان پیروز میدان شدند.
در جریان كنگره ی هفتم تصمیمات زیر گرفته شد: ۱) عدم مشاركت صهیونیست ها در هیچ یك از فعالیت های اسكان یهودیان در خارج از فلسطین ؛ ۲)رد قاطع طرح اوگاندا؛ ۳)تقویت و تحكیم پایه های كانون صهیونیستی در فلسطین و ادامه تحركات دیپلماتیك و سیاسی بر اساس یك طرح هماهنگ شده و خودداری از مشاركت در اسكان بی برنامه ی یهود كه توسط ((دوستداران صهیون )) انجام می پذیرفت .
از آن جا كه نوردو ریاست سازمان صهیونیست را نپذیرفت و كنگره در مورد یك ریاست سه گانه به توافق نرسید، ولفسون به عنوان رییس كمیته اجرایی برگزیده شد و وی عملا نقش رییس سازمان را بر عهده گرفت . از این رو مقر سازمان از وین (محل اقامت هرتزل ) به كلن (محل اقامت ولفسون ) انتقال یافت .
▪ كنگره ی هشتم
این كنگره در شهر لاهه هلند از ۱۴ تا ۲۱ اوت ۱۹۰۷ با مشاركت ۳۲۴ نفر برگزار شد و برای نخستین بار چهار نفر از یهودیان مهاجر ساكن فلسطین در این كنگره شركت جستند. انتخاب لاهه با هدف جذب افكار عمومی جهانیان به سمت سازمان صهیونیستی بود، زیرا در آن زمان ((دومین كنگره ی جهانی صلح )) در این شهر تشكیل شده بود.
بحث و مجادله بین جناح ((صهیونیزم سیاسی )) كه قائل به تعویق اسكان یهود در فلسطین تا پس از دریافت مجوز بین المللی بود و جناح ((صهیونیزم عملی )) كه مدافع آغاز فوری عملیات اسكان بود، درگرفت . در حالی كه ولفسون رییس سازمان سعی می كرد مواضع دو جناح را به هم نزدیك سازد، حییم وایزمن طرح تلفیقی (synthetic) خود را مبنی بر لحاظ كردن دو جریان - سیاسی و عملی - درفعالیت صهیونیست ها ارایه نمود. وایزمن دراین خصوص اظهار داشت : باید در پی كسب مجوز بین المللی باشیم ولی آرزوهایمان فقط از طریق فعالیت های عملی در سرزمین اسراییل تحقق خواهد یافت . به دنبال آن مقرر شد در سال ۱۹۰۸ ((دفتر فلسطین )) در شهر یافا با مدیریت آرثر روبین (۱۹۴۳-۱۸۷۶) به منظور نظارت بر احداث شهرك های كشاورزی یهودی نشین به نمایندگی از سازمان جهانی صهیونیستی دایر گردد كه این امر دال بر قوت یافتن بیش از پیش جریان عمل گرایان در سازمان مزبور بود. عمل گرایان به استناد ((سیاست نفوذاقتصادی )) واربروگ مبادرت به گسترش فعالیت های اسكان یهود در فلسطین كردند. همچنین شركت توسعه ی اراضی فلسطین و یك شعبه ی صندوق یهودی اسكان در شهر استانبول تركیه تاسیس و ولفسون دوباره به ریاست سازمان صهیونیستی برگزیده شد.
▪ كنگره ی نهم
این كنگره از ۲۶ تا ۳۰ دسامبر ۱۹۰۹ در شهر هامبورگ و با مشاركت ۳۶۴ نماینده برپا شد. این كنگره درحالی برای نخستین بار در آلمان برگزار شد كه صهیونیست ها امیدوار بودند با كمك آلمان ، دولت عثمانی در پی انقلاب ۱۹۰۸ تركهای جوان ، موضع خود را در قبال طرح صهیونیستی تغییر دهد. ولفسون و نوردو در سخن رانی ها به این موضوع اشاره كردند و در نتیجه با مخالفت شدید اوسشكین ، حییم وایزمن و ناحوم سوكولوف (۱۹۳۶-۱۸۵۹) و نمایندگان كارگران یهودی فلسطین كه برای اولین بار در یك كنگره ی صهیونیستی شركت كرده بودند، مواجه گردیدند. با این حال ، ولفسون به ریاست سازمان و عضویت كمیته اجرایی انتخاب شد. ((اوتو واربورگ )) و ((یاكوبوس كان )) (۱۹۴۴-۱۸۷۲) از جناح عمل گرایان نیز به عضویت كمیته ی اجرایی درآمدند كه این خود دستاورد بزرگی برای عمل گرایان و نمایندگان دو تشكل ((بوعالی تسیون )) (كارگران صهیون ) اسراییل به شمار می رفت . به ویژه كه كنگره تصمیم گرفت كار احداث شهرك های تعاونی را بر اساس ((طرح فرانتس اوپنهایمر)) آغاز نماید.
▪ كنگره ی دهم
این كنگره از ۹تا ۱۵ اوت ۱۹۱۱ در شهر پازل با حضور ۳۳۸ نماینده منعقد شد. در جریان این كنگره رقابت و كشمكش درون سازمان صهیونیستی به نفع ((صهیونیزم تلفیقی )) پایان یافت ؛ زیرا ولفسون در نطق افتتاحیه كناره گیری خود را اعلام كرد و بدین ترتیب عمل گرایان به رهبری اوتو واربورگ در راس سازمان صهیونیستی قرار گرفتند و در نتیجه مركز فعالیت صهیونیست ها به شهر برلین انتقال یافت . چهار عضو دیگر كمیته اجرایی بنام های ((آرثر هانتكی )) (۱۹۵۵ - ۱۸۷۴)، ((شمریاهو لیفین )) (۱۹۳۵ - ۱۸۶۷)، ((ویكتور جاكسون )) و ((ناحوم سوكولوف )) همگی از جناح رو به رشد عملی - تلفیقی بودند. در این كنگره علاوه بر فعالیت های عملی برای اسكان یهود در فلسطین ، به موضوع فرهنگ یهود پرداخته شد كه سبب درگیری شدید لفظی میان لائیك ها و مذهب گرایان گردید. برای اولین بار یكی از جلسات كنگره به زبان عبری اداره گردید و مناخیم اوسشكین آن را ریاست كرد. همچنین برای بار نخست موضوع روابط با اعراب مطرح شد و ((شالوم كاپلانسكی )) (۱۹۵۰ - ۱۸۸۶) در این خصوص سخن رانی نمود. از اتفاقات مهمی كه در این كنگره رخ داد، بروز شخصیت حییم وایزمن و به همراه او شماری از یهودیان مقیم انگلیس بود. این عده برخلاف نظر برخی یهودیان اروپا، معتقد بودند كه موفقیت طرح صهیونیستی در گرو حمایت و پشتیبانی انگلیس است و نه آلمان و شاید علت مخالفت وایزمن با هرتزل و پس از او ولفسون همین بود.