وی در پایان و با صراحت تمام بزرگترین مشكل و خطر كشورهای مسلمان را كه از خطر صهیونیستها و انگلیس عظیمتر میباشد وجود دولتهای دستنشاندهٔ مسلمان قلمداد كرد. ۲۳
در بهمن ماه ۱۳۱۸ ش آیتالله كاشف الغطاء فتوای تاریخی و انقلابی دیگری صادر كرد. وی در پاسخ استفتای یكی از مسلمانان كه نظر او را درباره فروش اراضی فلسطینی به یهودیان و حكم شرعی فروشندگان پرسیده بود اعلام داشت:
«... آیا بعد از این همه، یقین ندارند كه این فروش [اراضی]، جنگ با اسلام است؟ آیا كسی شك دارد كه این فروش یا همراهی در فروش یا كوشش و دلالی با رضایت این كارها، جنگ با خدا و پیغمبر (ص) او و پایمال نمودن دین اسلام است؟ ... آنها را از دین و حوزهٔاسلام خارج و جزو كفار بشمارید و در تمام كارها از آنها دوری كرده و با آنها ازدواج ننموده و با آنها معاشرت نكرده و همچنین خرید و فروش و سلام و علیك و رفت و آمد و گفت و شنید با آنها ننموده و به علاوه مردههای آنها را مشایعت نكرده و در قبرستان های مسلمانان هم دفن ننمایید. اسامی آنها را بایستی در تمام جامع «نوادی» و روزنامهها و مجلهها به اسم خارجشدگان از دین معرفی كرده و اسم ببرند.» ۲۴
مخالفت سرسخت علمای شیعه ایران و عراق با صهیونیستها سبب گردید تا رئیس جمعیت ملی یهود فلسطین در مقالهای كه در تاریخ ۲۹/۸/۱۳۱۴ ش در روزنامهٔ صهیونیستی «داور» (چاپ تل آویو) نوشت، آشكارا اعتراف كرد كه با وجود سیاست ضد اسلامی و طرفداری از جنبش صهیونیسم رژیم ایران، وعاظ و ملاها عامل اصلی نفرت مردم ایران نسبت به یهودیان صهیونیست هستند. ۲۵
بروز جنگ جهانی دوم آهنگ مهاجرت یهودیان جهان را به فلسطین كند نمود. ۲۶ اما پس از پایان جنگ، اتحادیه جهانی یهود با طرح كورههای آدمسوزی هیتلر، تبلیغات وسیعی به نفع یهودیان جهان به راه انداخت و بر لزوم ایجاد میهن یهودی در سرزمین فلسطین تأكید نمود و امریكا نیز كه برنده اصلی و قدرتمند جنگ محسوب میشد حمایت همهجانبهاش را از این اتحادیه اعلام داشت. از این رو پس از جنگ، مهاجرت یهودیان به فلسطین شتاب فزایندهای گرفت و به دنبال آن نزاع و درگیریهای خونین میان صهیونیستها و اعراب فلسطینی شدت یافت. اخبار رویدادهای فلسطین در مطبوعات رسمی كشور كم و بیش انعكاس داشت و مطبوعات مذهبی كه از سال ۱۳۲۴ به بعد در كشور چاپ و منتشر شدند حساسیت و توجه ویژهای به مسائل فلسطین، كشمیر و پاكستان نشان میدادند. جوّ سیاسی كشور عمدتاً حول مسائل داخلی بود. احزاب و جمعیتهای سیاسی متعددی كه از سال ۱۳۲۰ به بعد در كشور پدید آمدند نه تنها حساسیتی به مسائل سیاسی جهان اسلام نداشتند بلكه منافع مبرم ملی نیز تحتالشعاع رقابت های سخت حزبی بود كه تا كودتای امریكایی شاه در سال ۱۳۳۲كماكان ادامه داشت. در طول این سالها هر از گاه بهائیان در شهرها و روستاها با مسلمانان درگیر میشدند و عدهای از طرفین به قتل میرسیدند و تا مدتها فكر و توجه علما و روحانیون، گروههای اسلامی و تودههای مذهبی را به خود معطوف میداشت تا بدانجا كه بسیاری از آنان بزرگترین خطر كشور را وجود بهائیان میدانستند. ۲۷
در این اوضاع نابسامان سیاسی، آژانس یهود كه در ۱۹۴۲ م / ۱۳۲۱ ش در ایران تأسیس شده بود پس از پایان جنگ جهانی دوم به همراه سایر دفاتر صهیونیستی به سازماندهی و اعزام یهودیان ایران و كشورهای همجوار به سرزمین فلسطین اقدام كرد و از ۱۳۲۶ ش كلاسهای آموزش زبان عبری كه در تهران و اغلب شهرهای كشور برای یهودیان ایران و منطقه دایر شده بود به دلیل مهاجرت گروه كثیری از آنان به فلسطین، غالباً تعطیل شد. ۲۸ بسیار احتمال دارد كه پیدایش و رقابت شدید احزاب سیاسی و جنجالآفرینی مطبوعات و نیز آتش افروزیها و غائلهآفرینیهای بهائیان در طول این سالها به منظور منحرف كردن اذهان مردم ایران از تشكیل دولت صهیونیستی در فلسطین و نیز مهاجرت گستردهٔ یهودیان ایرانی به اسرائیل و جلوگیری از حمایت های ملت ایران از كشورهای عربی درگیر جنگ با اسرائیل باشد. بعید نیست یكی از دلایل اصلی بازداشت و تبعیدهای مكرر چند سالهٔ آیتالله كاشانی و شیخ محمد خالصیزاده در طول این سالها، جلوگیری از مبارزات ضد صهیونیستی احتمالی آن دو بوده است. با این وجود مردم هوشیار و انقلابی ایران مراتب همدردی خود را با مسلمانان مظلوم فلسطینی اعلام میداشتند.
در آذر ماه ۱۳۲۴ تظاهرات بزرگی در مسجد شاه تهران به نفع مسلمانان فلسطینی و علیه صهیونیستها تشكیل شد كه در مطبوعات منطقه انعكاس یافت. ۲۹
در ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ م / ۷ آذر ۱۳۲۶ ش مجمع عمومی سازمان ملل رأی به تقسیم فلسطین داد كه با مخالفت نمایندگان دول عرب و پاكستان مواجه شد. آیت الله كاشانی كه به تازگی از تبعیدگاه به كشور بازگشته بود سكوت مرگبار حاكم بر كشور را شكست و طی اعلامیهای تاریخی رأی سازمان ملل را محكوم كرد و نسبت به خطر صهیونیستها هشدار داد. در این اعلامیه آمده بود:
«... معلوم نیست وطن بودن فلسطین برای مهاجرین یهودی آلمانی و روسی و امریكایی و غیره مطابق كدام منطق و قانون است كه رأی به تقسیم آنها میدهند؟... تشكیل دولت [صهیونیستی] در آتیه، كانون مفاسد بزرگ برای مسلمین خاورمیانه و بلكه تمام دنیا خواهد بود و زیان آن تنها متوجه اعراب فلسطین نمیگردد... بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی كه میشود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و رفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند.» ۳۰
آیتالله كاشانی به صدور این اعلامیه اكتفا نكرد و علیرغم وجود خفقان، مردم مسلمان را دعوت به تظاهرات بزرگی به نفع مردم فلسطین نمود. در روز یكشنبه ۲۰ دی ماه ۱۳۲۶ بیش از ۰۰۰/۳۰ نفر از مردم تهران به دعوت آیتالله كاشانی در مسجد امام خمینی (مسجد شاه سابق) اجتماع كردند و سپس خطیب شهیر آقای فلسفی به منبر رفت و صهیونیسم را خطر بزرگی برای مسلمانان به ویژه مسلمانان خاورمیانه دانست. وی سپس اعلام داشت كه یهودیان ایران تحت حمایت ما هستند و كمترین گزندی نباید به آنان برسد و در پایان از مردم خواست كه كمكهای نقدی خود را به مسلمانان فلسطین و كشمیر به حسابی كه در بانك ملی افتتاح شده است واریز نمایند.۳۱ همزمان با این تظاهرات، گروهی از علمای تهران، طی اعلامیهای همدردی و همراهی خود را به مردم مسلمان فلسطین و اعراب منطقه اعلام كردند. ۳۲
در روز ۳۱ اردیبهشت ۱۳۲۷ و در اثنای جنگِ ارتشهای عرب و صهیونیستها، به دعوت آیتالله كاشانی اجتماع پرشكوه دیگری در مسجد امام (مسجد شاه سابق) در تهران تشكیل شد و خود نیز سخنرانی كرد. وی ضمن دعوت مسلمانان به رفع اختلافات و دعوت به وحدت كلمه گفت:
«... برادران مسلمان ایران باید بكوشند در این هنگام كه سختترین مصائب بر برادران مسلمان شما رخ داده از آنها حمایت نمایند و به كمك آنها قیام كنند. تمام مردم ممالك اسلامی هر یك به نوبه خود از كمك مالی و جانی به مردم بیپناه فلسطین از همدردی دریغ ننموده و فداكاری كردهاند. تمام ممالك اسلامی دنیا وطن ماست و ما نیز با تمام قوا، جاناً و مالاً نسبت به سهم خود باید از آنها حمایت كنیم.» ۳۳
در پایان این مراسم قطعنامهای مبنی بر اظهار همدردی با مسلمانان فلسطینی صادر شد و اعلامیهای نیز از طرف شهید نواب صفوی، رهبر فدائیان اسلام به این شرح صادر گردید:
«خونهای پاك فدائیان رشید اسلام در حمایت از برادران مسلمان فلسطین میجوشد. پنج هزار نفر از فدائیان رشید اسلام عازم كمك به برادران فلسطینی هستند و با كمال شتاب از دولت ایران اجازه حركت سریع به سوی فلسطین را میخواهند و منتظر پاسخ سریع دولت میباشند.» ۳۴
به دنبال آن نواب صفوی با نخستوزیر وقت برای اعزام نیروهای داوطلب گفتگو كرد ولی این گفتگوها بیثمر بود و دولت با اعزام آنها مخالفت نمود. چند روز بعد نیز آیتالله بروجردی طی اعلامیهای ( به زبان عربی) از برادران مسلمان ایران و سایر ممالك اسلامی دعوت كرد تا مجتمع شوند و در حق یهودیان صهیونیست نفرین و برای پیروزی برادران مسلمان درگیر در جنگ دعا نمایند. ۳۵
همزمان با آن میر سید محمد بهبهانی طی تلگرافی به پاپ خاطرنشان ساخت:
«اینك این جانب از طرف عموم ملت اسلام مخصوصاً پیروان و روحانیون مذهب مقدس شیعه ایران، تنفر خود را از جمعیت متعدی یهود و كسانی كه با آنها همراهی مینمایند، به تمام ممالك عالم و مخصوصاً به مقامات بزرگ روحانیت ملت مسیح اعلان میكنم و از خداوند متعال نصرت مسلمین و خذلان متجاسرین را خواهانم. در خاتمه از مقام پاپ تقاضا دارم كه به ملل مسیحی تذكر دهند كه از این جمعیت یهود كه دست تعدی به جان و مال مسلمین مظلوم دراز كرده اند پشتیبانی ننموده و عواطف چند صد میلیون مسلمین را برای خاطر یك مشت یهود فتنهجو جریحهدار ننمایند و البته این معنی در خور مقام روحانیت پاپ كه همیشه رهبر و هادی ملت هستند میباشد.» ۳۶
به دنبال آن در پیامی كه وی در اواخر اردیبهشت ۱۳۲۷ خطاب به مجلس شورای ملی صادر كرد و در مجلس قرائت شد اظهار داشت كه «... چون مقام مقدس مجلس شورای ملی، مركز رسمی ملت ایران است. لازم میآید این اظهار تنفر [نسبت به اقدامات صهیونیستها علیه مسلمانان در سرزمین فلسطین] و همدردی ملت ایران را به نام عموم ملت ایران، خاصه مقام روحانیت، اعلام و اعلان فرمایند.» ۳۷سپس به دعوت جمعیت «اتحادیه مسلمین» اجتماع بزرگی در تهران تشكیل شد و متجاوز از ۶۰۰۰ نفر در آن شركت كردند. وزرای مختار و كاردارهای سفارتخانههای دولتهای اسلامی نیز در این مراسم حضور یافتند. در این اجتماع دو نفر سخنرانی كرده حمایت خود را از برادران رزمندهٔ مسلمان اعلام داشتند. در پایان این مراسم ۲۰۰۰ نفر از داوطلبان برای شركت در جبهههای نبرد فلسطین ثبت نام كردند. ۳۸
آیتالله كاشانی در اعلامیهها و سخنرانیها و مصاحبههای متعددی كه از سال ۱۳۲۶ ش به بعد نمود حمایت همه جانبهٔ خود را از ملت فلسطین و كشورهای عرب خط مقدم اعلام داشت. چند ماه بعد وی به اتهام واهی همدستی در ترور شاه (۱۵ بهمن ۱۳۲۷) شبانه دستگیر و به لبنان تبعید گردید و بدین ترتیب بزرگترین مانع از سر راه صهیونیست ها در كشور برداشته شد و مبارزات ضد اسرائیلی مردم نیز به تدریج فروكش كرد.
اندكی پس از تبعید آیتالله كاشانی، آژانس یهود در تهران و دفاتر صهیونیسم در كشور شروع به گردآوری، سازماندهی و مهاجرت یهودیان ایرانی به اسرائیل نمودند. دهها هزار نفر از یهودیان شهرهای مختلف با فروش منزل و لوازم زندگی به تهران آمدند و توسط صهیونیستهای فعال كشور۳۹ با گرفتن گذرنامه عازم اسرائیل شدند. این مهاجرت با تأیید و همكاری كامل ارگانهای رسمی كشور، از جمله وزارت خارجه، وزارت كشور، اداره شهربانی و گمرك صورت میگرفت. وزیر خارجهٔ كشور نیز در گزارشی صریحاً اعلام كرد كه به موجب اطلاعات دقیق،صهیونیسم بینالملل، تهران و بغداد را از سال گذشته (۱۳۲۷ ش) مركز سیاست و اقدامات خود قرار دادهاند، ۴۰ در میان این مهاجران، ثروتمندان زیادی نیز وجود داشتند. روزنامهٔ اسرائیل جروزالم پست در سال ۱۳۳۰، طی مقالهای پیرامون وضعیت اقتصادی یهودیان ایران نوشت:
«طبق اظهار دكتر [موسی] برال [نماینده ایران در مجلس شورای ملی] در حدود ۰۰۰/۷۰ نفر یهودی در ایران هستند كه به هیچوجه مورد تعدی واقع نشدهاند. در میان این عده ۱۰ نفر میلیونر و ۱۰۰۰ نفر ثروتمند درجهٔ اول و ۵۰۰۰ نفر یهودی ثروتمند وجود دارد كه همه بازرگان هستند،برخی از این یهودیها به طور جدی در مقام مهاجرت برآمدهاند مشروط بر اینكه بتوانند دارایی خود را همراه آورده و نرخ عادله برای مبادله پولهای خود به پول اسرائیل دریافت نمایند.»۴۱