● افسانههای تبلیغات جنگ و شكلگیری اسرائیل
با ظهور صهیونیسم و اسرائیل كه مركزی برای رهبری واحد یهود شد، اسرائیل با مركز توجه قرار دادن این افسانه – یعنی كوششهایی برای نابودسازی یهودیان و خیزش معجزهآسای ملت یهود و ایجاد دولت- شكل گرفت. رژیم صهیونیستی داستان «هولوكاست» را بهترین محمل برای ساخت تعبیری غیرقابل نقد و وسیلهای برای حمایت خودكار از اسرائیل و یهودیان پراكنده به وجود آورد. مخالفت با اسرائیل با عملكرد هیتلر مقایسه میشد و این در حالی بود كه حضور بیپایان و همه جانبه رسانههای تجاری شوآه، هولوكاست و مطالب مربوط به آن را ترویج میكرد. حركت تبلیغاتی ادامه یافت. انتشار مطالبی چون دفتر خاطرات «آنه فرانك» در قالب داستانی تراژیك، به تدریج افسانه نابود كردن یهود را به مانند گاو مقدس غیرقابل انكار و مقدس جلوه دارد. هولوكاست تبدیل به وسیلهای برای تولید میلیاردها ثروت شد. ابتدا به عنوان غرامت جنگی و كمك، و بعدها به شكل باجخواهی آشكار و واقعی از آلمان غربی و امریكا.
● هولوكاست و بازگشت بازنگری
علیرغم آنچه هریالمر بارنز آن را «بیهوشی موقت تاریخی» خوانده بود گروه كوچكی از دانشمندان دارای تفكر باز و نویسندگان صاحب شجاعت علمی در امریكا و اروپا چالشی عمومی را با فرض تلفات بالای یهودیان در جنگ جهانی دوم آغاز كردند و به بررسی انتقادی شواهد و مدارك برنامه آلمان برای از بین بردن یهودیان اروپا پرداختند.
بازنگران به شواهد مسئله هولوكاست به شدت شك داشتند و كار سختی را برای «همخوانی كردن تاریخ با واقعیتهای مسلم» آغاز كردند.
حركت بازنگران به صورت پراكنده آغاز شد. در تمام اروپا و امریكا كسانی با استفاده از تجربیات جنگ اول جهانی، به تبلیغات جنگی متفقین در جنگ دوم، انتقاد میكردند؛ تبلیغاتی كه آن روز به عنوان تاریخ رسمی جنگ به جامعه ارائه میشد. در این میان همه طیفهای فكری دیده میشدند.
پلراسینیر، صلحطلب و سوسیالیست فرانسوی كه خود مدتها در اردوگاه بانچن والد به دلیل عضویت در گروههای مقاومت فرانسه اسیر بود، به شدت به ادعاهای یكی از همبندانش انتقاد كرد كه به راحتی به وجود اتاقهای گاز خیالی شهادت داده بود.
بازنگران متقدمی چون دیوید هوگان، دانش آموخته تاریخ دانشگاه هاروارد و پروفسور آلمانی- امریكایی آستین ایپ روی ناهمخوانیها و تناقضات میان اسناد ناسیونال سوسیالیستهای آلمان، سیاستهای یهودی، همچنین شهادتهای شفاهی شاهدان و اقرارنامههای مقامات آلمانی بازداشت شده در زندانهای متفقین،تمركز كردند. آنها و دیگر بازنگران پیشگام به صورت آشكار از آمار سست بنیاد نابودی شش میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم انتقاد میكردند. همچنین زمینهای ایجاد كردند كه مقدمات رشد و نمو دیگر بازنگران تاریخی در دهه ۱۹۷۰ تا به امروز فراهم شد.
سمبل فرا رسیدن عصر بازنگران تاریخی هولوكاست، تأسیس موسسه بازنگری تاریخی در كالیفرنیا و توانمندسازی این مكتب از طریق انتشار آرا و افكار دانشمندان بازنگر معاصری چون آرتور بوتز، رابرت فوریسون، ویلهلم استاگلیچ، دیتلیب فلدرر، والتر سانینگ، هنری روكو، فریتز برگ، مارك وبر،كارلو ماتوینو و بسیاری دیگر است.
در سال ۱۹۷۸ زمانی كه جیمی كارتر رئیسجمهور امریكا در هیاهوی بسیار میزبان مذاكرات صلحكمپدیوید بود،موسسه بازنگری تاریخی تقریبا در سكوت مطلق تأسیس شد. در آن زمان هدف از تأسیس چنین مؤسسهای تفاوت زیادی با هدف ادعایی نشست صلح كمپدیوید نداشت؛ یعنی صلح. البته این صلح از طریق متفاوتی غیر از راه مورد پیشنهاد بانیان كمپ دیوید پیگیری میشد؛ راه مورد نظر بازنگران چیزی نبود جز بررسی و اصلاح تاریخ از طریق حقایق مسلم برای كشف و شناخت ریشههای درست درگیریها و مناقشات و از این طریق امكانپذیر كردن راهحل آشتیجویانه این مناقشات.
با ایدههای بازنگران تاریخی چون هریالمر بارنز و جیمز مارتین، موسسه بازنگری تاریخ با طرحی معتدل بنیان گذاشته شد.
درباره دیگر بازنگران تاریخی، موسسه باید كنفرانسهایی را برگزار میكرد. فعالیت ضروری دیگر، چاپ آثار عالمانه و جالب توجه هم زمان و در كنار مقالات ارائه شده در این كنفرانسها بود.
در «روز كارگر» و تعطیلات پایانهفتهای در سال ۱۹۷۹، گروهی كوچك در اولین همایش دائمی بازنگران تاریخی در دانشگاه نورث راپ لوسآنجلس ایالت كالیفرنیا گردهم آمدند. سخنرانان به ایراد سخنرانی پرداختند و مقالات ارائه شد؛ اما هیچكس خارج از این جمع كوچك نوشتهای را به این كنفرانس ارائه نكرد.
این وضعیت بزودی تغییر كرد. اولین شماره از فصلنامه بازنگری تاریخی حاوی شش مقاله ارائه شده در كنفرانس، مروری بر یك كتاب و لیستی از چهل كتاب برای فروش منتشر شد؛ نشریهای ۹۴ صفحهای با جلدی خاكستری رنگ. شماره اول این مجله كه به نظر نمیرسید جرقهای برای شعلهور كردن بحث و مجادلات در سطحی جهانی ایجاد كند به بازار فرهنگ عرضه شد؛ اما برخلاف انتظار این اتفاق افتاد.
نمای ظاهری مجله بازنگری باعث بروز این واكنشها در سطح جهانی نشد بلكه محتوای مجله چنین نتیجهای را به دنبال آورد. در شماره اول مطالبی درباره هولوكاست از آرتور ار ، بوتز،رابرت فوریسون و آستینجی، ایپ و دیتلیب فلدر به چاپ رسید. این شماره همچنین حاوی دیدگاههای لوییس فتیز گیبون درباره قتلعام كاتین و مقالهای از ادو والندی درباره جعل عكسهای قساوتآمیز (Atrocity Photographs) بود.
مؤسسه جدید از این نظر به كارآمد كه باعث تمركز همه فعالیتهای پراكنده گذشته بازنگران در زمینه بازنگری تاریخی شد. كسانی كه به این كار جذب شدند عبارت بودند از : ایپ، بارنز، بوتز، فوریسون، فلددر،گریوز، ایروینگ،لارسون، مارتین، راسینیر و بسیاری دیگر كه امروز میتوان به سهولت آنها را پیدا كرد. ظهور و پیدایش بدنه بازنگری در یكجا سبب ایجاد همافزایی بازنگران در یك زمان واحد شد.
● بازنگران و هولوكاست فلسطین
گذشته از چالشی كه بازنگران درباره حقایق جنگ جهانی دوم و برنامه نازیها برای از بین بردن یهودیان دارند، به دنبال مفاهیم غیرقابل انكاری درباره زجر و آزارها و اشتباهاتی هستند كه در مورد یهودیان اعمال شده است. این مسئله به ساختار فكری روش بازنگری در بنا نهادن تاریخ براساس حقایق غیرقابل انكار باز میگردد. آنها میكوشند تا وضعیت یهودیان و نسبت آنها با حكومت ناسیونال سوسیالیست آلمان نازی را در زمان جنگ دوم جهانی به طور كامل و واضح مشخص كنند. اگر نفی هولوكاست جنبه سلبی روش بازنگری در باز تعریف تاریخ حقیقی است، جنبه اثباتی این تفكر در خروج تاریخ از غبار ابهام، هویت پیدا میكند. در این مفهوم بازنگران یادآور میشوند كه نقد آنها براساس این حقیقت است كه كشته شدن به ناحق یك یهودی هم، غیرقابل قبول و بخشش بوده، همانطور كه اغراق در مورد تعداد كشتهشدگان یهودی نیز غیرقابل قبول و بخشش است.