از منظر اندیشمند معاصر مرحوم علی صفایی حائری عوامل موثر در تربیت و همچنین وسایل مورد نیاز جهت تربیت صحیح کودکان و نوجوانان پس از شناخت روحیههای آنها وهمچنین آشنایی با محیطهای تربیتی و روشهای آن از اولویتهای مهم وتاثیرگذار در سیر رشد وتربیت انسان قبل از دوران بلوغ است که از دید حجت الاسلام مرحوم علی صفایی حائری چنین مطرح میشود.
“نقطه ضعفهای کودک همان راههای کنترل او هستند چه کودک چه بزرگ در برابر ضعفهای خودبه زانو میافتند وتسیلم میشوند ولی همیشه تسلیم علامت تربیت و پذیرش نیست. مادام که احساس بیگانگی در میان است پذیرش در کودک و مقبولیت برای مربی تحقق مییابد .گذشته از نقطه ضعفها وعلاقهها و نفرتهای مقطعی و موقتی کودک، میتوان در او از احساسات وعواطف عمیقتری استفاده کرد. احساس تقلید و یا رقابت و باترس وعشق و یا مقبولیت و یا مسئولیت و ... او میتواند راه نفوذ مناسب و روش جذب خوبی باشد به شرط آنکه فقط خصلتها وحالتها را منتقل نکنیم و شخصیت و حریت وتفکر را به کودک هدیه دهیم .این دو شرط شرطهایی اساسی و مهمی هستندباید توجه داشت که هر کدام از این عواطف و احساسات خود رشتههای متعددی دارند و بهگونههای متنوعی مورد استفاده دارند و به گونههای متنوعی مورداستفاده قرار میگیرند این مهم است که مربی آن قدر از یک عامل استفاده نکند که دستش خوانده شود و برنامهاش قابل پیشبینی باشد .” حال این عوامل مختلف با وسایل و به گونههای متفاوتی مورد توجه قرار گیرند تا موثر واقع شده و به نتیجه ختم شوند .
در واقع میتوان گفت: “ این عوامل شناخته شده واحساسات و عواطف عمیق کودک وهمان نقطه ضعفها که عامل کنترل و تسلیم کودک بودند میتوانند به دو صورت مستقیم و غیر مستقیم به کار گرفته شوند. برخورد مستقیم یعنی برخوردی که در سطح آگاهی کودک کارگر است و با توجه کودک مورد استفاده قرار میگیرد و برخورد غیرمستقیم برخوردهای پیچیده و یا برخوردهای هنری وعمیق است که در ناخودآگاه کودک اثر میکند.
آگاهی از این نکته مهم است که کودک در چه مرحلهای حواسش و در چه مقطعی احساسات گوناگونش و تخیلش واحساس مقبولیت ومسئولیتش شکل میگیرد اگر مربی این حالتها واحساسها را نشناسد نمیتواند در برابر کسانی که اینها را درکار هزاران تجربه کردهاند و به بهرهبرداری از آنها مشغول شدهاند موضع مناسب داشته باشد و پاسخ مثبتی بدهد. نکته دیگر آنکه مربی برای استفاده بهتر از وسایل تربیتی ناچار است که شرایط رشد و حالتهای روانی کودک را بشناسد باید از نیروها و استعدادهایی که در بچهها به تدریج شکل میگیرد مطلع باشد تا از کار طبیعی این نیروها دچار بهت و سرگیجه نشود و دربرابر هجوم این نیروها عکسالعمل مناسب داشته باشد .
یکی از آفتهایی که در روشهای تربیتی بسیار به چشم میخورد آن است که بعضی سعی دارند انسان را ازکودکی به اصطلاح پر کنند و قهرمانیها را بر او تحمیل کنند.
اگر مانند مکتبهای تربیتی معاصر که معتقدند باید بچهها را از کودکی پر کرد و قهرمانهایش را به گوشش خواند ما هم بخواهیم که قهرمانهایی همچون حسین و ... را بهعنوان درسهای تربیتی بچهها در همین دورهها به آنها معرفی کنیم و پافشاری کنیم .به راستی ما چگونه میتوانیم ابعاد مختلف از مصیبت امام حسین(ع) را برای بچهها بازگو کنیم ؟
آنچه در روایات ما مطرح شده در محیطی است که جامعه به امن و حرکت رسیده باشد و مدینه الرسول باشد ولی در هنگام شروع کار رسول با سلام کردن به بچهها به آنها شخصیت میدهدوبا صحبت وانس با آنها دردلهاشان راه مییابد و به تربیتشان میپردازد. بدین ترتیب ما باید طرحی از تربیت اسلامی در دست داشته باشیم و با فقه و با توجه به مقاصد ومعانی کلام به متون و روایات و تاریخ اسلام روی بیاوریم وگرنه با برخوردهای سطحی روایات بزرگ در بنبست برداشت سطحی ما اسیر میگردد. مسئله این نیست که مسائل بد مطرح شدهاند برفرض خوب هم مطرح شوند مگر ظرف وجودی کودک چقدر گنجایش داردو چقدر از دریا بر میدارد چقدر میتوانی از خون حسین و... برای بچهها حرف بزنی؟ در هر حال این وسایل تربیتی مستقیم و غیرمستقیم است و تو میبینی که در تربیتهای معاصر و مکتبهای موجود چگونه بچهها را در جو اجتماعی قرار میدهند واز آنها کار میکشند .
چرا ،چون اینها خودشان نیستند که نگاهها و روح جمع آنها را به کار کشیده و برآنها حاکم است اما این روشها برای کسانی مطلوب است که میخواهند فقط کارها پیش برود اگر تو بخواهی که آدمی با عمل خودش به رفعتی برسد اینچنین روشهایی را نخواهی پذیرفت .
|