|
|
|
|
|
|
 |
موش و گربه
اگر تو داری عقل و دانش و هوش
بیا بشنو حدیث گربه و موش
بخوانم از برایت داستانی
که در معنای آن حیران بمانی
ای خردمند عاقل و دانا
قصهٔ موش و گربه برخوانا
قصهٔ موش وگربهٔ منظوم
گوش … |
|
|
|
 |
گزیدهٔ طنز عبید زاکانی
بر در عفو تو ما بیسروپایان چو عبید
تا تهیدست نباشیم گناه آوردیم
اگرچه گرایش به شوخطبعی و انواع آن در ادب فارسی، تقریباً به اندازهٔ تاریخ ادبیات فارسی قدمت و دیرینگی دارد، … |
|
|
|
 |
در ولایت هوا (تفننی در طنز)
فصل اول
پس از چهل روز و چهل شب ریاضت بالاخره فهمید موفق شده است. نه در صدائی کرد و نه پرده تکانی خورد. سکهٔ نور هم مثل یک سکهٔ طلا، هنوز بر موزائیکها و حالا بر گوشه طرف راست این پائین … |
|
|
|
 |
طنز پارهها
دوای ضد فراموشی
چه میخواستم بگویم؟ برای آدم که هوش و حواس نمیماند ... آها ... یادم آمد جریان این است که ارادتمند دو سه سال است که حافظهام را از دست دادهام و از رجال قوم هم فراموشکارتر … |
|
|
|
 |
شل سیلور استاین
بیا تا فقط با بیست و پنج سنت
فالات را در جام بلورین ببینم
بگذار گذشتهات را برات بگویم
امروز ناهار این چیزها را خوردی
سوپ نخود فرنگی و آب سیب
کلم برگ و گوجه فرنگی آب پز
شیر کاکائو
همهاش … |
|
|
|
 |
حکایات
ـ مردی را گفتند پسرت را با تو شباهتی نباشد. گفت اگر همسایگان باری ما را رها کنند فرزندانمان را به ما شباهتی خواهد افتادت.
ـ زن مزبد حامله بود ـ روزی به روی شوی نگریست و گفت ـ وای … |
|
|
|
 |
چپه گرمک
خواجه سید عبدالغفور آغا از سرآمدهای قدرت در ولایت ما بود. هیچ والی ولایت نبود که به گپ او نکند. هانشهان و نیاش نی بود، قاضی ولایت دو دسته برایش تسلیم بود...
به یاد دارم زمانیکه … |
|
|
|
 |
گزیدهای از مستطاب لطائفالطوائف
کتاب مستطاب لطائفالطوائف از مهمترین آثار طنز زبان فارسی است. این کتاب در قرن دهم توسط مولانا فخرالدین علی صفی نوشته یا بهعبارتی گردآوری شده است. این کتاب مجموعهای از لطایفی … |
|
|
|
|
|
|
|