هر جامعه سازمانى است که از گروههاى مختلفى که هر يک عهدهدار فعاليتهاى معينى هستند تشکيل شده است. از اينرو هر جامعهاى صرفنظر از آنکه در چه مرحلهاى از تکامل خود باشد داراى تقسيمات متعددى است و ”تفکيک اجتماعي“ (social differentation) در آن صورت مىگيرد.
به اين معنى که در هر جامعهاي، افراد انسانى از لحاظ، حرفه و شغل، اختيار و قدرت، احراز حيثيت و اعتبار، نفوذ، عادت، علاقه، ويژگىهاى فرهنگى (گرايشها و نگرشها، ارزشها، اعتقادات و غيره) با يکديگر تفاوت دارند.
بدين جهت در سازمان و فعاليتهاى گروهى و الگوهاى روزانه زندگي، از لحاظ ”موقعيت“ اجتماعى به پايههاى مختلف و کارکردهاى متفاوت تقسيم مىشوند. اين تقسيمبندى که براساس تمايز نقشها و کارکردهاى اجتماعى صورت مىگيرد ”تفکيک اجتماعي“ ناميده مىشود که براى بقاء و حيات جامعه ضرورت دارد و هر جامعهاى اعم از حيوانى يا انسانى تا حدى به آن مىپردازند. زيرا در همه جوامع، تقسيم کارکردها، تخصص و تقسيم کار لازم است. اين ضرورت در جوامع غيرانسانى مانند: زنبور عسل و مورچهها براساس تفاوتهاى زيستى است و از طريق وراثت منتقل مىشود. اما در مورد انسان و جامعهٔ انسانى اين امر مصداق ندارد و وراثت تعيينکنندهٔ الگوهاى رفتار اجتماع انسانى نيست. بلکه فرهنگ جامعه و آموزش و پرورش، يا به عبارت ديگر کسب مهارتهاى لازم است که در اين امر دخالت دارد. از اينرو هيچ جامعه انسانى بدون ”تفکيک اجتماعي“ يعنى ”تقسيم افراد براساس تمايز نقشها و کارکردهاى اجتماعي“ نمىتواند به حيات خود ادامه دهد و بنابراين منظور از تفکيک اجتماعي، تقسيم افراد براساس تمايز ”نقشهاى اجتماعي“ و کارکردهاى آن و نيز ”پايگاه اجتماعي” است. اما نقش اجتماعى چيست؟