رمانتیسم
در سال ۱۸۰۸ نایب السلطنه پرتغال از ترس ناپلئون گریخت ودرار خویش را در ریودوژانیرو قرار داد. این واقعه منتهای اهمیت را برای برزیل در برداشت برای اینکه اکنون ملیت مستعمراتی اهمیت یافته و کشور برزیل اعتبار و مرکزیتی کسب کرده بود.
در سال ۱۸۲۲ دام پدروی اول جانشین دام جوآن گشت و اعلان استقلال کرد. آنگاه چند سال بعد تا سال ۱۸۴۰ یک دوره اغتشاش سیاسی حمفرما بود، تا اینکه دام پدروی دوم امپراطور شد. در این حوال سلطنت یک دوره طولانی سعادت آمیز واگذرانید و صلح برقرار گشت و فرهنگ ترقی و رونق یافته، اما بین سالهای ۱۸۰۸ و ۱۸۰۴ ادبیات به افکار و ایدههای سیاسی آمیخته گشت، روزنامهنگاری راه باز میکن و بیانات خطابهای رونق میگیرد و اینک نگاهی اجمالی به وضع سبک رمانتیسم ادبی برزیل میشود.
● شاعران
در دوره رمانتیک شاعران به دو دسته تقسیم گردیدند: یک دسته تمایل به سیاست و مسائل اجتماعی و علاقه به حالت تغزلی و غنائی احساساتی داشتند. جوزه بونیفاسیون Bonifacio دو آندرادا ایسیلوا رهبر بزرگ استقلال برزیل بود که بین سالهای (۱۸۳۸-؟۱۷۶۳) میزیست دومینگوس جوزه گونکلاوزدماگال هیاز Magalhaes (۱۸۸۲-۱۸۱۱) افسوسها و آرزوهای شاعرانه اثر این ادیب است. از سال ۱۹۳۶ دوره دوم و نوع دوم رمانتیسم شروع میشود آوازها اثر آنتونیوگونکلاوزدیاس (۱۸۶۴-۱۸۲۳) میباشد.
بزرگترین و آخرین شاعر رمانتیک برزیلی آنتونیو کاستروآلوز (۱۸۷۱-۱۸۴۷) که در حقیقت ویکتروهوگوی برزیل به شمار میرفت بود. او نویسنده و شاعری حساس و دارای آثاری پرارزش بود.
از میان شاعران بزرگ دیگر سبک رمانتیک برزیل میتوان مانوئل آنتونیو آلوارس د آزودو (۱۸۵۲-۱۸۳۱) جانکوئیرافریر (۱۸۵۵-۱۸۳۲) کاسیمیرو جوزه مار کوئزدآبروئه (۱۸۶۰-۱۸۳۹) و فاگوندس وارلا (۱۸۷۵-۱۸۴۱) را برشمرد. |