● نگاهی به «هیچ»، «آل» و «پرسه در مه»
با «هیچ» آغاز می کنیم. فیلم «بیست» که اکران شد، در همین روزنامه اشاره کردم که باید عبدالرضا کاهانی را به خاطر سپرد. دریک کلا م «هیچ» فیلم زیبایی است. وقتی فیلم را می بینیم، آشکارا احساس می کنیم که گویی افرادی دارند زندگیشان را می کنند و ما هم دوربین گذاشته ایم و ضبط می کنیم. «هیچ» البته فیلم تلخی است، خوب شروع می شود، و نه چندان خوب پایان می یابد. «هیچ» در «دو نگاه» ساخته شده است اما احساس می کنیم که «نگاهی سومی» هم لا زم دارد، «نگاه سومی» که عبدالرضا کاهانی، ساخت آن را به مخاطبان خود سپرده است. همراهی غم و شادی در این فیلم کم نظیر است و بازی ها اکثرا فوق العاده اند. کاهانی البته می توانست با کمی خویشتن داری در نوشتن دیالوگ ها، فیلمی بهتر را روانه اکران کند. «هیچ» تلا ش قابل تقدیر عبدالرضا کاهانی و حسین مهکام برای بیان کمیک مسائل تلخ اجتماعیست، تلا شی که به مخاطب عام هم نگاه ویژه ای دارد.
می توان امیدوار بود در آینده بیشتر از کاهانی و کارهایش بشنویم. او اکنون به مرحله ای رسیده که باید با دقت و وسواس بیشتری فیلم بسازد، اگرچه هنوز جوان است اما فیلم هایش رگه هایی از پختگی را نشان می دهند. خلا قیت های او در کارگردانی حرفی برای گفتن ندارد اما تامل بیش از پیشش در نگارش فیلمنامه ها و باز نویسی چندین و چند باره آنها و استفاده از تجربیات فیلمنامه نویسان معاصر، می تواند نامی جدید را در عرصه سینمای ایران به ثبت برساند.
«هیچ» اگرچه آخرین فیلم به نمایش درآمده در سینمای رسانه ها در سومین روز جشنواره بود اما بهترین فیلم این روز هم بود. پیش بینی می کردیم که «پرسه در مه» بهرام توکلی هم حرفی برای گفتن داشته باشد اما چنین نشد. فیلم به مراتب از کار قبلی او یعنی «پا برهنه در بهشت» بدتر است. بهرام توکلی هم از آن دست فیلمسازانی است که حرف هایی برای گفتن دارد اما او هم اکنون از فرصت «تجربه کردن» و «فیلم تجربی ساختن» عبور کرده و نباید به مرحله قبل برگردد. «پرسه در مه» می توانست فیلم کوتاه بسیار خوبی شود، البته برخی لحظات قابل توجه هم در این فیلم بلند دیده می شود که می توانست آن را قابل تحمل کند اما فیلم «آل» به عنوان یکی دیگر از فیلم های سومین دور جشنواره، همان لحظات را هم نداشت. «آل» قرار است ترسناک باشد که نیست، به شدت برای مخاطب خسته کننده است. به قول بهرام عظیمی نویسنده فیلمنامه این فیلم، این اثر قرار بوده یک قصه کوتاه بیست دقیقه ای انیمیشن باشد که حالا در تبدیلش به یک فیلم بلند، حتی شخصیت پردازی را هم به فنا داده است! ببینید این جمله تهیه کننده فیلم برای شما قابل هضم است، «در این فیلم، داستان مهم نیست، صدا و تصویر مهم است»! فراموش نکنیم که فیلم متفاوت ساختن به معنای در هم شکستن همه چارچوب های رایج نیست. بهرام بهرامیان البته در مقابل کارگردان سعی کرده است تا جانی به این فیلمنامه بدمد اما باید گفت متاسفیم. حتی در انتخاب بازیگر هم موفق نبوده است.
«آل» به وضوح فیلم بدی است و حالا که قرار بوده فیلم ترسناک باشد و حتی به ترس نزدیک هم نشده است و در حد «اوهام» و «ارواح پریشان» باقی مانده بهتر است که اگر قرار شد اکران عمومی شود، حداقل نام بزرگان ژانر وحشت ایران یعنی ساموئل خاچیکیان و امیر قویدل را از ابتدای تیتراژش حذف کند تا به آنها مدیون نشود.
نویسنده : حسن حائری