اتفاقی که به دنبال نمایش فیلم بی مایه و وقیح «زمهریر» در نشست پرسش و پاسخ در سالن رسانه ها افتاد، شاید به نوعی در طول تاریخ جشنواره فیلم فجر بی بدیل و بی نظیر باشد. مسئولین و برگزار کنندگان جشنواره فیلم فجر، با نمایش فیلم زشت و بی حیای «زمهریر»، نه تنها نتوانستند افه آزاد اندیشی و لیبرال مسلکی خود را تدارک ببینند بلکه با این خنثی مسلکی و بی هویتی نشان دادند که یک عده مسئول که به سیاهی لشکر شبیه ترند، تا چه حد ممکن است اباحه گر و بی حمیت باشند، که راضی باشند برای تزئین ذهنی خود و همپالکیشان از صفاتی همچون فضای آزاد و نقد و نظر و... این چنین بر ارزش ها و اصول آرمانی یک ملت و یک آئین، چوب حراج بزنند. واقعاً آقایان برگزار کننده جشنواره، به این درجه از کج فهمی نائل آمده اند که گمان می کنند سیاست بازی ها و کژدار و مریز رفتار کردن هایی که منجر به نمایش زمهریر می شود، از آن ها چهره ای زیبا و متخلق به اخلاق آزاد و... موهومات و تزئیناتی از این دست در ذهن منتقدان و اهالی رسانه، ترجیب می دهد!
مردی موسوم به روئین تن با ساخت نافیلمی مثل «زمهریر» و مهم تر از او مسئولین جشنواره، با نمایش چنین اثر سخیفی بزرگترین توهین را به هنرمندان و منتقدان روا داشتند که البته باید پاسخگو باشند.
واقعاً دیگر جایی برای مماشات با این
بهل بشوی معرکه گیران ساخت و پرداخت و نمایش زمهریر و امثالش وجود ندارد. زمهریر شاید، یکی از توهین آمیزترین و در عین حال سخیف ترین فیلم هایی باشد که تا به حال در طول عمرم دیده ام؛ فیلمی که در جنبه های جلی و خفی خود، اصول و ارزش هایی را که به آن اعتقاد دارم و با گوشت و پوست و استخوانم عجین است به سخره گرفت و به لجن کشید: شهید، دفاع مقدس، عشق و معرفت، قرآن، و بالاخره رهبری. این فیلم با ریاکاری کم نظیر زشت ترین حرکات و سکنات را در قامت مزورانه نمایش جنگ و جبهه و شهید به رخ تماشاگر کشید. و بر چهره نحیف و معصوم شهدا و ملت «شهیدپرور» - این عبارت هنوز پرخون و داغ است برایم- ایران، پنجه چرکین خود را کشید.
فیلمی بی قصه، بی شخصیت پردازی، بی هویت، جعلی، مضحک، فانتزی،
مسخره پیشه، نازل و مبتذل که به جهت ساختار سینمایی، اصلاً قابلیت اظهارنظر، حتی منفی را هم ندارد، و جز سخافت و پلشتی چیزی در آن نیست. نوعی منگلیزم همراه با هذیان که با اعوجاج مالیخولیایی، کارگردان و نویسنده در هم می آمیزد و به استفراغ مهوعی می ماند که تماشاگر را به خشم و عصبیت می رساند. آنچنان که دیدیم، سالن رسانه ها و جلسه نشست فیلم، صحنه ظهور و بروز خشم و عصبیت طبیعی و مقدسی بود که دقیقاً به دلیل توهینی که به شرافت و انسانیت مخاطب ارائه داشته بود، همچون شکستن بغضی، خود را نمایاند و بر سرکارگردان فیلم آوار شد. نکته آن که، باید ستایش کرد، هنوز یک پارچه و دردمندانه اما با شجاعت اکثریت منتقدانی را که نشست فیلم را به جهنمی برای عوامل این اثر تبدیل کردند. تا دیگر هر مزور بی خبری به خود اجازه ندهد که با به لجن کشیدن اصول و ارزش های جانانه یک ملت و البته و به مدد بی خردی مدیران و مسئولان جشنواره «بین المللی» فیلم فجر، هذیان های مالیخولیایی خود را به روی پرده بفرستد و آب هم از آب تکان نخورد. درود بر منتقدانی که با سلایق مختلف و بعضاً متضاد خود، اما این بار یکپارچه ایستادند و فریاد زدند و خواب بی تعبیر اهالی مصلحت و مزلف بازان را برآشفتند.
یک جمله هم خطاب به آن آقایانی که به صرافت افتادند و خیلی سعی کردند، خود را اهل آرامش و منطق و به اصطلاح آزاد اندیشی و این اداهای حال دیگر مهوع نشان دهند. آقایانی که فکر می کنند هنوز این گونه مسائل را می شود با کدخدامنشی و ریش سفیدی حل کرد و ترجیح می دهند برای همیشه نقش بابا بزرگ را برای منتقدان بازی کنند. البته دوستان ما کمی دیر رسیدند وگرنه این قدر مضحک و خنثی برخورد نمی کردند. آقای شمقدری! آقای سجادپور! آقای مسعود شاهی! و افراد دیگری که منجر به نمایش آثاری چون زمهریر و امثال آن می شوید! آیا تاریخ را که مطالعه کرده اید؟! و نه؟ اگر داستان ابوذر را در صدر اسلام می خواندید و در می یافتید که در مقابل جریان زر و زور و تزویر چه باید کرد- آنچنان که ابوذر کرد. من به سهم خودم عوامل ساخت و نمایش فیلم «زمهریر» در جشنواره را نخواهم بخشید. دعا کنید،خداوند شما را ببخشد!
محمد آرمان