جمعه ۲۸ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۲ : ۰۸
Friday, Mar 19, 2010 صفحه اصلی آفتاب من خبرنامه‌های آفتاب عضویت ویژه نظرات
 کاربر مهمان
ورود به آفتاب عضويت در آفتاب
ثبت صفحه دعوت از دوستان
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته
ا نجمن علمی و فرهنگی
دانستنيها فرهنگ و جامعه ادبیات و شعر
  موضوع : داستان کوتاه   |   ۱۷ بهمن ۱۳۸۵   ◊   دفعات نمایش : ۱۴       Tuesday, Feb 6, 2007
لانه پرنده
جن جن از مدرسه برگشت. وقتی مادرش را دید از ناراحتی گریه اش گرفت. «مامان چه اتفاقی برای موهای تو افتاده است ؟» مادرش گفت؛ «از آنها خوشت نمی آید؟ مگر زیبا نیست؟ من به موهایم فر(شش ماهه ) داده ام ». جن جن اخم کرد. او دور مادرش چرخید؛ «زیاد هم قشنگ نیست. من خوشم نمی آید. من آنرا به نحوی که قبلا بود دوست داشتم. آنهاحالا ریش ریش به نظر می رسند. بنظر می رسد که موهایت باد کرده است. سرت شبیه لانه پرنده شده است». مادر جن جن سعی کرد او را دلداری دهد و ظاهرا خودش را دلداری می داد. اه جن جن من حالا می فهمم چرا تو موهای مرا دوست نداری.
اما شاید بعد از چند روز به آن عادت کنی. در این مدت به آن علاقه پیدا خواهی کرد. صبح روز بعد اولین کاری که مادر جن جن بعد از بیدار شدن انجام داد نگاه به آینه بود. او فریاد زد؛ «خدای من ». بعد از خواب دیشب موهای او بدتر از دیروز شده بود. او موهایش را برای مدت طولانی شانه کرد و با یک سشوار شروع به حالت دادن آن کرد. اما موهایش همانگونه باقی ماند. جن جن به داخل اتاق آمد. او مبهوت بود؛ «مامان لانه پرنده تو در حال بزرگ شدن است ».
تو به من گفته بودی که موهایت کم کم بهتر خواهد شد. اما بدتر هم شده است ». مادرش گریه اش گرفت؛ «لانه پرنده! لانه پرنده! چند بار می خواهی تکرار کنی؟ خواهش می کنم بس کن ». جن جن برای مدت زیادی ساکت بود سپس زبان به سخن گشود؛ «سال گذشته را بیاد بیاور،وقتی من پیانو می زدم تو عادت داشتی که کنار من بایستی و دائم بگویی که پیانو زدن من خوب نیست. من ناراحت و عصبانی بودم و می خواستم که تو از کنار من بروی ولی تو گوش نمی دادی . من می دانستم که لازم است بعدا بیشتر تمرین کنم ولی تو مدام عیب جویی می کردی».مادر جن جن بشدت متحیر به نظر می رسید اما او چیزی نگفت. سپس با صدای بلندی درحالیکه دندانهایش را بهم می فشرد گفت؛ «مو و پیانو دو چیز مختلف هستند. آنها را با هم قاطی نکن ».
جن جن به آرامی پاسخ داد؛ «آیا آنها واقعا متفاوت اند؟ من فکر می کردم یکسان هستند چه تفاوتی دارند؟»
روزنامه کارگزاران
دریافت دانستنیها ثبت آفتاب من چاپ بازگشت
 
 
کاربر گرامی، برای ارسال این صفحه به دوستان ، باید ابتدا وارد سایت شوید. ورود به سیستم عضو سایت نیستید؟
 
آقا معلمخواستگاری از شیرین
تیتین خانم و پیشول خان!وحشت در پادگان
نگذارید خورشیدخانم بترسدسه داستان خیلی کوتاه (مهدی کاوندی)
درختی در پائیزتنهائی
لبخند (محمد پور ثانی )خاطرات کودکی
پایانتخم بلدرچین
نفرین خنده‌دارآرزوهای بزرگ دل های بزرگ
دهكده ای كه پنجره آهنی نداردخاكریز خاطره
مرد قهوه چیخاموش
جعفر خان از فرنگ برگشتهزندگی گاهی چقدر شورانگیزه
تلاش( راحیل فرمهینی )هما مسافر
خاكستریتاریک روشن
سوسكتمام مونث‌های دنیا
بی‌عنوانخودت نبودی
او هنوز بر نگشته استاو هم یك آدم معمولی بود
گرم است این هوا!كالیفرنیا
هنوز بدون عنوانروزِ تعطیل
زیر نگاه بزهارستوران‌
بند نافدرست می‌شه
فردا روز دیگری استرستوران‌
منتظر باش... ده دقیقهیك تكه كیك
غیرقابل پیش‌بینیقایق زمان
نگفته بودی كه می‌رویهای قیز!
داستان الیاسپیرزن و قاتل تبر به دست
داستان " لانه اردك وحشی "صفحهٔ‌ حوادث‌
دو فرشتهسرشب سگ‌ها
هفتاد و دوعکسی از پارک
مباهاتدیوار
در آداب استخوان سبك كردننوشتهٔ‌ خواننده‌
پرواز پرنده كوچكشپش
گنج نیكیاستودیوی شمارهٔ ۵۴
فقط ببین حالش خوبه!کجای دنیا وایسادی!!!!!!!
آخرین تیر تفنگ منزمان شكار
اطعام آش رشته و خرمن كشیاصلاتک
داستان مغازه دار شدن یك بازنشسته!گوشت
نت‌های ماماندفترچه یادداشت
نجاتلمس ارواح
عدلچشم انداز
آینهمصاحبه
قصه بز زنگوله پاتحصیلات عالی
غصههیچکس را متهم نکنید ...
داستان " سگ و اسب "صخره
گمناماژدها
با وزش باد هادیوار
کشف ادموندماجرای قالیچه
كودك و خداداستانْ سرود بلند گیسوی آسمانی ی من
کلیــــدداستانْ سرود ِ خاتونی که سواره آمد
شرمنده!داستان­سرود رویای رویا
داستانْ سرودِ بهاری کردنِ چهارمِ امشاسپندانسكـــــه
روز روشننشان لیاقت عشق
پسر بچه شروربرگهایی از دستنوشته های یک دیوانه: انتظار یلدایی!
تمرینچسب زخم
یکی از شماانتظار
باران میباردمال مردم
کلاغهای متجدد!مسیح باز مصلوب
آخرین برگحرفهایی برای نگفتن
درد دل سنگدشمن
ویلان الدّولهمرد قهوه‌چی
جعفرخان از فرنگ برگشتهلبخند
خاطرات کودکیشهر مرزی
چرا بند؟!لوئیزا (داستان زندگی نویسنده زنان کوچک)
 
 
خانه و خانوادهموفقیتبهداشتعلم و زندگیکامپیوتر و اینترنتهنرفرهنگ و جامعهشخصیت‌هاتفریح و سرگرمیسایر
ارسال مطلب
مطالب ارسالی من
معرفی آرشیو موسیقی
شجریان، محمد رضا
 آلبوم دستان
ترجمه

بیش از ۵۰۰ مترجم متخصص در ۲۶ رشته و ۱۷ زبان

تخفیف ویژه سفارشات آنلاین

۶۶۹۰۰۱۹۴-۵

آگهی‌ها
◊ فروشگاه ایران می شاپ
» فروشگاه ایران می شاپ www.iran-meshop.net تنها فروشگاه عرضه محصولات اورجینال تبلیغات تله شاپینگ …
◊ پیامک آموت (مورد تایید مایکروسافت)
» نرم افزار پیامک آموت تنها نرم افزار مورد تایید شرکت مایکروسافت در ایران می باشد. *ارسال …
◊ قویترین محصولات جهان ((فوق العاده))
» www.modava.ir • بزرگترین و برترین سایت جنسی و زناشویی ایران • ارائه تمامی محصولات برتر حال …
◊ مبلمان اداری محیط آرا
» شرکت " مبلمان اداری محیط آرا " ، بزرگترین و صنعتی ترین کارخانه تولید مبلمان اداری …
◊ ارسال شیرینی خانگی به تمام نقاط دنیا
» با بیش از ۱۵ سال سابقه. قبول سفارشات از هر کجای دنیا که هستید. به صورت بسته بندی …
◊  برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه‌داریم بهتر است همواره فاصله و بازه‌ای میان خود و آنها داشته باشیم . اُرد بزرگ  ◊
معرفی شرکت
   آریا پرواد    پرتواندیش
   شرکت شیشه در نشکن    شرکت حمل ونقل متوکلین
   آریاتک    شرکت مهندسی وایا فرا اندیش
معرفی سایت
   کلینیک کاهش وزن سیـبـیـتـا    شرکت تلاش و توسعه آسیا
   سی دی باران دات کام    شرکت کارگزاری مشاوران سهام
   شرکت راه و ابنیه سپهر    شرکت کامپیوتر طوسیران
کار و کاريابى آگهى‌ها آدرسها بانکهای اطلاعاتی لينک‌ها بازار گل و هديه آرشیو موسیقی فتوبلاگ بحث و گفتگو انجمن علمی و فرهنگی
صفحه اصلىراهنمانقشه سايتدرباره ماتماس با مانظراتمآخذآفتاب من
Vista Research & Information Technology Center
.All Rights Reserved  2009 © 
support@aftab.ir
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته