وودی آلن از آن دسته نویسندگانی است كه تخیل خود را بر چگونگی درك و اجرای سوژه متمركز می كنند. مجموعه «مرگ در می زند» برآیندی از این تخیل است كه بدون هیچ پیچیدگی خاصی به تخریب عناصر مهمی در فرهنگ آمریكایی و اروپایی می پردازد. آلن نویسنده صورت هیجان زده و لیبرال تر آلن فیلمساز است. او در مقام نویسنده، بن مایه ها و مولفه هایی را مورد هدف قرار می دهد كه به عنوان نمادها و سمبل های مفاهیمی مانند مرگ، ترس و زیبایی شناخته شده اند. دایره تخیل او چنان گسترده است كه اغلب داستان های این مجموعه می توانند یادآور شخصیت ها و اتفاق هایی باشند كه در كتاب های تاریخ خوانده ایم.
قصد و تاكید وودی آلن برای به بازی گرفتن این شخصیت ها و مفاهیم از تخریب فراتر رفته و گاه شكل نو و تازه ای از آنها ارائه می دهد. او انسان داستان های خود را در پوشش و پوست همزادی شناخته شده قرار می دهد و او را درگیر واقعیت های متفاوت روزگار مدرن می كند. به طور مثال انسان انقلابی ای كه او به تصویر كشیده است كاریكاتوری از مبارزان و چریك های آمریكای جنوبی به شمار می آید ولی این كاریكاتور در پایان داستان تبدیل به واقعیتی به نام یك دیكتاتور مضحك جدید می شود. می توان این طور گفت كه وودی آلن نویسنده ای ضدسنت است. او توجه چندانی به چگونگی شكل گیری اسطوره های داستانی و روایی ندارد، بلكه می كوشد تا از ذهنیتی كه مخاطب از آنها دارد، سود برده و یك روایت فرعی و طنزآلود را بسازد. بر این اساس طنز نهفته در آثار داستانی وودی آلن، اغلب برای طبقه و مخاطبی جذابیت دارد كه سوژه شوخی آلن را می شناسد و شكل بدوی و اصلی روایت آن را درك كرده است.
به طور مثال، نگاه آلن از تقابل یك آمریكایی ناآرام با «اما بوواری» شخصیت جاودانی فلوبر، یكی از عمیق ترین طنزهای آلن را ساخته است. اما این طنز درخشان در صورت و زمانی تحقق پیدا می كند كه مخاطب آگاهی و پس زمینه ای ذهنی در رمان مادام بوواری داشته باشد.
بر همین اساس وودی آلن، كارگاه های مشهور ادبیات پلیسی، شخصیت مرگ در فیلم مهر هفتم برگمان، دراكولا و... را درگیر خوانشی نو از وضعیت و شكل ا مور ذهنی جاودانه در دنیای جدید می كند. ضربه ای كه او به جاودانگی ذهنی وارد می كند، اصلی ترین مولفه كاری او به عنوان نویسنده است. او مصادیق مختلف جاودانگی و یا ناشناختگی را در وضعیتی «تحقیرآمیز» و خارج از بستر و ظرف اصلی آنها قرار داده و سپس روایتی كاذب ولی هم شكل با روایت اصلی آنها می آفریند. این دیالكتیك منجر به طنزی چشمگیر و درخشان می شود كه در تمام داستان های مجموعه «مرگ در می زند» وجود دارد. وودی آلن جهان داستان را كلیتی می انگارد كه می توان بدون اینكه افتخارات اش را گرفت و خالی اش كرد، ابرشخصیت های آن را وارد مسیر دیگری كرد. او در داستان مشهورش یعنی كنت دراكولا، تنها قصد شوخی و یا بازی با این شخصیت مهم تاریخ ادبیات گوتیك را ندارد، بلكه او را دچار رئالیسم دهه هفتادی ادبیات آمریكا می كند و آن شكوه كلاسیك در برابر این رئالیسم حقیر، كاركردی متناقض پیدا می كند. دراكولا كه باید شب ها از خانه و قصرش خارج شود، به اشتباه و در زمان كسوف بیرون می آید!... این حاشیه پردازی و توجه به امور نامتعارف باعث می شود تا ما مخاطب وضعیت طنزآلودی شویم كه اصل قصه و ماجرای كلاسیك و یا ماندگار را تخریب نمی كند، بلكه قهرمان ها و پرسوناژهای آن را در یك وضعیت جدید و گاه اغراق شده قرار می دهد. بر همین مبنا است كه وودی آلن در كنار فرهنگ ادبی اروپایی، كمدی ها و شاید روزمرگی بیش از حد فرهنگ آمریكایی را قرار می دهد. یك آمریكایی عام با ذهنی ساده كه وجوهی از فرهنگ و زندگی او توسط وودی آلن وارد جهان روایی اروپایی می شود.
شاهكار او بردن این آمریكایی به خانه اما بوواری است، رفت و آمدی كه در نهایت باعث گم شدن و باقی ماندن این شخصیت در میان فرهنگ لغات می شود، آلن از این مواجهه، روایتی تركیبی به وجود می آورد كه در نوع خود كم نظیر است. او به جاودانگی احترام می گذارد ولی از آن و مولفه های آن سرباز می زند. گرایش فكری او به نیچه در نهایت از او نویسنده ای ساخته كه می تواند به مفاهیم شطح گونه خود، ساخت و بافتی داستانی داده و اتهام آشفتگی هجونویسی را رد كند.
مجموعه داستان مرگ در می زند، شایسته چهار و نیم ستاره است، زیرا در اجرای موقعیتی كه بر آن مصمم بوده است بسیار موفق است. ما مرعوب نام وودی آلن نیستیم ولی می دانیم كه ایجاد موقعیت طنزآلود در فرمی كه همواره به هجو كشیده شده است، بی نهایت مشكل و دشوار است. وودی آلن با توسل به جهان بینی خاص خود كه در آن هریك از پدیده ها، تعریفی ناهمگون دارند، قصه هایی خطی و خوش خوان می نویسد. او خرده روایت هایی را می آفریند كه همواره در گوشه ذهن مخاطب اش باقی خواهند ماند. این خاصیت فوق العاده موجب می شود تا نقیضه هایی كه او ساخته در كنار آثار و شخصیت های جاودانه ای كه موضوع او بوده باقی بماند و ما درگیر آن باشیم. وودی آلن با عینك عجیب و دماغ بزرگ و موهایی درهم ریخته به درون تاریخی رفته كه در باورهای ما غیر قابل دستیابی است. وودی آلن بزرگ، نویسنده ای است كه با این تاریخ بدجور شوخی دارد.
مهدی یزدانی خرم |