- اگر بیست نگیری، خدمتت می رسم.
- امتحان چند شدی؟ زودباش برگه ات را بده ببینم.
- اگر امتحانت خوب نشود، از لباس نو خبری نیست.
- همان كه گفتم، دیگر حرف نباشد!
- نه مهمانی، نه سینما، نه جشن تولد، به جای این كارها بشین درست را بخوان.
و این صدا دائم در گوشش می پیچد. درس بخوان، درس بخوان، اما او هر روز در مدرسه در انتظار زنگ پایانی كلاس است و آرزو می كند كه كاش معلم هیچوقت از او سؤالی نكند یا ناچار نشود برای حل كردن تمرینی به پای تخته سیاه برود. می رود و این ترس و نگرانی را در خانه نیز با خود به همراه دارد. پدر و مادرش فقط از او انتظار كارنامه ای پر از نمره های عالی دارند و اصلاً هم به این موضوع اهمیت نمی دهند وقتی صدای دعوا و بگومگوی آنها تمام خانه را پر می كند یا شكایت از مخارج زندگی، بخش بیشتر حرف های پدر را وقتی در خانه است، شامل می شود، كس دیگری هم هست كه علیرغم تصور آن ها بار نگرانی های خانواده روی دوشش سنگینی می كند كسی كه باید با حجم این نگرانی ها به مدرسه برود، درس بخواند و برای رفتن به پایه بعدی امتحان بدهد امتحانی كه همه به او می گویند برایش سرنوشت ساز است.
در مدرسه هم نگرانی اش هر روز بیشتر از روز قبل می شود:
- اگر تمرین ها را حل نكنی، جریمه می شوی.
- برایت یك صفر می گذارم و در امتحان هم تأثیر می دهم.
- همین جا می ایستی تا مادرت را خبر كنم.
- اگر یك بار دیگر تكرار شد، از مدرسه اخراج می شوی.
- چرا روپوشت كوتاه است؟
- صاف وایستا، نخند، با پشت سری حرف نزن. جوابم را بده!
معلم كلاس دستهایش را در جیبش می كند، طول كلاس را بالا و پایین می رود و با لحنی حق به جانب می گوید: «شما متوجه نیستید، بزرگترها به خاطر خودتان است كه سختگیری می كنند. مسؤولان امور و اولیای مدرسه هم همین طور. برای این كه شما به درجات بالای علمی برسید. به درد جامعه بخورید نه اینكه سربار باشید. به خاطر همین است مدام تذكر می دهند. سختگیری می كنند و می خواهند مراقب درس خواندن و رفتار و حركات شما باشند.
***
و سالهاست كه اوضاع همین طور است. شاید رها شدن كودكان و نوجوانان در كوچه و خیابان های شهر، فقط بخشی از پیامد منفی سوءرفتار والدین با فرزندان و از طرفی ناكارآمدی نظام آموزشی در پاسخگویی به نیازهای دانش آموزان باشد.
وقتی همه چیز در نمره ها خلاصه می شود كه پایان سال در كارنامه دانش آموز جای می گیرد. درخشان بودن نمرات كارنامه به این معنا است كه مسؤولان مدرسه و پدر و مادر كار خود را خوب انجام داده اند، پس می توانند به خودشان ببالند و سزاوار تشویق باشند و اگر نمره ها بد است لابد كسی مقصر نیست جز دانش آموز!
نگرانی هایی كه در نهایت خانواده و نظام آموزشی به دانش آموز تحمیل می كنند در زندگی او حاصلی ندارد جز گرفتار شدنش در اضطراب های شدید، دائمی و طولانی مدتی كه گاه او را تا حدی بیمارگونه هم پیش می برد. كارشناسی معتقد است اضطراب در كودكان و نوجوانان اغلب واكنشی خودآگاه یا ناخودآگاه است كه در مقابل ناراحتی های خانواده، ترس از مجازات در مدرسه به علت انجام ندادن تكالیف و احساس دائمی عدم اطمینان به خود و به كاری كه انجام می دهند، به وجود می آید و موجب بروز بحران در رفتار كودك و نوجوان در خانه و مدرسه می شود. دكتر مهرنوش افشار، روانشناس كودك و نوجوان می گوید: «برخورد والدین، اطرافیان، معلمان و اولیای مدرسه در تقویت و پیشرفت اضطراب و نگرانی های بیمارگونه در كودكان و نوجوانان نقش بسزایی دارد.»
از آنجا كه یكی از دلایل اساسی افت تحصیلی، تجدیدی و مردودی دانش آموزان اضطراب است، در فصل امتحانات توجه به وضعیت روحی، حتی جسمی كودكان و نوجوانان و فراهم آوردن شرایط مساعد برای آنها در خانواده و مدرسه مهم تلقی می شود. چنین جوی از عدم تفاهم بین فهیمه ۱۴ ساله كه در كلاس دوم راهنمایی درس می خواند و پدر و مادرش در خانه جاری است . او می گوید: «خانواده ما پرجمعیت است. علاوه بر این رفت و آمد مهمان هم در خانه مان زیاد است. پدر و مادرم این موضوع را درك نمی كنند كه ما برای درس خواندن احتیاج به آرامش و سكوت داریم. مادرم می گوید اگر بخواهید حتی وقتی صدای تلویزیون بلند است، مهمانها بلند حرف می زنند و بچه های كوچك در خانه بازی می كنند هم می توانید درس بخوانید. اما جالب این است كه وقتی پدرم می خواهد با تلفن صحبت كند، از كسی نباید صدایی بلند شود. آخر سال هم وقتی كارنامه هایمان را می بینند و نمره های ما به نظرشان آنچنان جالب نمی آید، می گویند: «حیف این همه پول كه خرج شما كردیم!»
شرایط نامناسب محیط خانواده و روابط بین والدین و فرزندان به نظر روانشناسان تعلیم و تربیت به حدی در روحیه و رفتار دانش آموزان كودك یا نوجوان مؤثر است كه او بویژه به هنگام حضور در جلسه امتحان، به جای آن كه وقت و تمركز خود را صرف پاسخ دادن به سؤالات كند، با افكار نامربوط و ناخوشایندی دست به گریبان می شود كه فقط یكی از پیامدهای منفی آن عدم موفقیت در امتحانات است.
به گفته دكتر افشار، روانشناس كودك و نوجوان، بروز رفتارهای اضطرابی در دختران به مراتب بیشتر از پسران است: «دختران به آنچه در خانواده و در روابط بین مادر و پدر رخ می دهد، حساس ترند. یك اخم، حرف نامربوط و یا بداخلاقی پدر و مادر با یكدیگر، موجب پریشانی در دختران می شود. درحالی كه پسران اغلب اجازه حضور بیشتری در جامعه و محیط های دوستانه شان را دارند، می توانند این فشارها را به خارج از محیط خانه منتقل كنند كه البته این موضوع خود نیز تبعات دیگری از بابت عدم كنترل رفتار فرزندان پسر در خارج از محیط خانواده به همراه دارد، اما حضور بیشتر دختران در خانه در صورت مهیا نبودن شرایط عاطفی خانواده، اضطراب و پریشانی فكری و روحی برای آنها همراه است.»
از طرفی بسیاری از والدین گمان می كنند همین كه فرزندانشان به مدرسه می روند و چند ساعت از روز را در آنجا سپری می كنند، كافی است تا خوب هم درس بخوانند. در جلسه اولیا و مربیان، مدیر مدرسه در تلاش است تا والدین دانش آموزان را با نقش و وظایف تربیتی آنها در قبال فرزندانشان آشنا كند. او طی سالها كار در مدارس مختلف با پدر و مادرهای زیادی روبرو شده كه نسبت به وضعیت تحصیلی فرزندشان در حالتی از بی تفاوتی به سر می برند: «این گروه از والدین یا اصلاً در جریان وضعیت آموزشی فرزندشان نیستند و یا به محض اطلاع شروع به بازخواست آنان می كنند. متأسفانه در برخی موارد شاهد كتك زدن و تنبیه بدنی دانش آموزان توسط آنها هستیم.» سهم سواد و آگاهی والدین در موفقیت تحصیلی كودكان و نوجوانان محور بسیاری از تحقیقات بوده است. بر اساس یكی از این پژوهشها، در خانواده هایی كه والدین از تحصیلات (بالاتر از دیپلم)، برخوردارند، فرزندان موقعیت و شرایط بهتری برای یادگیری دروس و موفقیت در آنها دارند. این گروه از والدین قادرند امكانات لازم برای موفقیتهای تحصیلی فرزندان خود فراهم كنند. حتی این تحقیقات ثابت كرده اند میزان مردودی دانش آموزان با سطح سواد والدین در ارتباط مستقیم است.
دكتر مهرنوش افشار، متخصص روانشناسی كودك و نوجوان می گوید: «هرچند نقش سواد و تحصیلات پدر و مادر در موفقیت تحصیلی دانش آموزان قابل انكار نیست. اما توجه و علاقه مندی والدین به امور درسی فرزندانشان اهمیت بیشتری دارد كه ممكن است این توجه و حساسیت در والدینی با تحصیلات كم به همان اندازه والدین تحصیلكرده باشد. مهم این است كه مدرسه و خانواده مكمل فعالیتهای هم باشند. كاملاً روشن است كه نا امنی روانی و عاطفی دانش آموز در محیط خانواده بر كیفیت یادگیری او در مدرسه مؤثر است. بنابراین هرچه خانواده در جهت فراهم كردن محیط مناسب آموزشی برای فرزندان حركت كند، میزان یادگیری و موفقیت تحصیلی آنها را افزایش داده است.
تجربه نیز ثابت كرده كه ایجاد چنین شرایطی در محیط خانواده بیش از هر چیز به تفاهم و رابطه سالم پدر و مادر با یكدیگر بستگی دارد. خطاب من به والدینی است كه اختلافات و مسائل زندگی مشترك را در حضور فرزندانشان مطرح می كنند و غافل از این نكته اند كه حتی یك گفت و گوی معمولی میان پدر و مادر می تواند از جانب فرزندشان به قهر، ناراحتی و موضوعی جدی تعبیر شود.»
با نزدیك شدن فصل امتحانات، درست زمانی كه دانش آموزان باید محصول یك سال یادگیری های خود را ارائه كنند و برای رفتن به پایه بعدی آمادگی شان را نشان دهند، تأكید كارشناسان تعلیم و تربیت بر فراهم آوردن محیط مناسب در خانواده ها برای دانش آموزان بیشتر می شود. هرچند نحوه برگزاری امتحانات در نظام آموزش و پرورش كشور همواره از جانب منتقدان مورد بحث و بررسی بسیار قرار گرفته، اما در هر حال بخش مهمی از سیستم ارزشیابی تحصیلی دانش آموزان به برگزاری امتحانهای فصلی و پایان سال تحصیلی بستگی دارد. دكتر مهرنوش افشار می گوید: خانواده ها علاوه بر ایجاد فضای مناسب تحصیلی برای دانش آموزان احتیاج به بازنگری در رفتار خود نیز دارند. طرز تلقی آنها از نمره قبولی و این كه در فصل امتحانات فرزندشان باید چند ساعت در روز درس بخواند. فیلم یا برنامه كودك ببیند یا نه، به مهمانی برود یا نه، همگی مسائلی اند كه به طور مستقیم و غیر مستقیم در زندگی تحصیلی و روزمره فرزند كودك و نوجوان آنها تأثیر دارد. به همین دلیل ما بر روی ارائه آموزشهای صحیح از كانالهای معتبر به والدین توصیه می كنیم.»
* * *
معلم برگه های امتحانی را یك به یك جلوی هر كدامشان می گذاشت. به او كه رسید، برگه را از پشت و روی نیمكت گذاشت. لبی گزید و با تأسف سری تكان داد. برگه اش را برگرداند. از دیدن نمره ای كه گرفته بود، نفس در سینه اش حبس شد. باورش نمی شد. احساس كرد سرش بشدت درد می كند. غمگین بود و نگران از آنچه در خانه پیش خواهد آمد. نمی دانست به محض این كه به خانه برسد، باید به این سؤال پدر كه «امتحان چند شدی؟!» چه جوابی بدهد. این بار حس كرد نه فقط سرش بشدت درد می كند، بلكه پوست گونه اش هم می سوزد، گوشش زنگ می زند. درست مثل دفعه قبل كه تا مدتها جای سیلی روی صورتش گزگز می كرد.
فاطمه امیری