«گلشیفته فراهانی» در نشست «میم مثل مادر» گفت: در فیلم «میم مثل مادر» سعی كردم از نقش مادر كلیشهای سینمای ایران دور شوم. سكانسهایی نظیر حمام كه خیلی درد در آن به وضوح دیده میشود، یك طرف ماجرا هست و مثلاً سكانسی كه سهیل بعد سالها بر میگردد چیز دیگری است. كه به نظرم اگر آن را از فیلم در بیاوریم شاید فیلم روی هوا برود. ممكن است كه سكانسهای نظیر حمام یكجور رنج مادر باشد ولی برای من آن سكانسی كه سهیل برای اولین بار میآید و با هم صحبت میكنند كلیدیترین سكانس فیلم است و بیشتر از باقی سكانسها دوست دارم.
وی به اهمیت فیلم در بازیاش اشاره كرد و گفت: مشخصاً درباره سكانس حمام باید بگویم كه سكانس فیلمبرداری،كارگردانی و موسیقی است و كاری كه در این سكانس به عنوان بازیگر میكردیم در مقابل این سه مقوله هیچ بود. چون همه چیز بیشتر تكنیكی است و آنها به دیده شدن ما كمك میكردند. ولی برعكس سكانسی كه سهیل میآید بار روی دوش بازیگر است. «فراهانی» به نوع تاثیری كه فیلم بر مخاطب گذاشته اشاره كرد و گفت: سكانسهایی كه به تماشاگر شوك میدهد، مثل شكستن آمپولها و شیشه اتاق ، شوكها و ضربههایی است كه به تماشاگر وارد میشود ولی مثلاً آن سكانسی كه با سهیل مواجهه میشود مثل دردی میماند كه زیر پای تماشاگر میرود و یواش یواش تسخیرش می كند. شاید آن سكانسها تماشاگر را به صندلی میچسباند ولی در این سكانسها تماشاگر درد را احساس میكند و باز هم با شخصیت همراه میشود.
بازیگر فیلم «میم مثل مادر» گفت: از جایی در فیلم آقای محمدی میگفتند كه دیگر شوك دادن به تماشاگر بس است. مثلاً سكانسی كه دو تا جوكی به علی میگویم به پیشنهاد آقای محمدی بود و میگفت كه فضا بشكنیم، چون دیگر تماشاچی نمیكشد. آقای ملاقلیپور از این چیزی كه شما میبینید میخواستند فیلم را وحشتناكتر كنند و شوك بیشتری به آنها بدهند. كه آقای محمدی گفتند دست نگه دارید چون دیگر واقعاً تماشاچی نمیتواند دیگر تحمل كند بعد یادم هست كه ما دو تا جوك گفتیم و كارهای دیگری كردیم و آقای ملاقلیپور یك مقدار فضا را تلطیف كردند. ولی با یكی از تماشاگران فیلم كه صحبت میكردم، میگفتند فضا جوری است كه حتی آن دو تا جوك هم آدم را ناراحت میكند. یعنی حتی باز كردن فضا به گرفته شدناش كمك میكند.
«فراهانی» درباره اهمیت نقش پدر در این فیلم تاكید كرد و گفت: سهیل مردی مثل خیلی از مردهایی است كه ما داریم. دوست ندارد زنش اركستر سمفونیك برود و به همین خاطر پیغام را پاك میكند، عكسش اینطوری در خانه است و در عین حال لطافتهایی با زنش دارد. ما در معرفی سهیل، او را اینطور معرفی میكنیم. نه اینكه فقط بچه را نمیخواهد. میگوییم آدمی است كه حرف، حرف خودش است و در نهایت بچهای كه نمیخواهد را قصد میكند كه از بین ببرد.
وی ادامه داد: در واقعیت بارها و بارها پیش آمده كه مردها ۲۰ سال رفتهاند و دوباره سمت زن قبلییشان برگشتهاند.یك جایی در فیلم هست كه سهیل میگوید در این مدت زنهای زیادی را دیدم ولی هیچ چیز و هیچ كس نتوانست جای تو را برای من پر كند. سكانسی در فیلم بود كه برداشته شد كه یك زنی داشت با سهیل دعوا میكرد. آقای ملاقلیپور به این نتیجه رسیدند كه حذف شود و تمام آن سكانس در این دیالوگ گفته شد. اگر كمی بازتر نگاه كنیم برگشتن سهیل میتواند دلایل منطقی داشته باشد. این بازیگر سینما درباره تفاوت «میم مثل مادر» با دیگر آثار ملاقلیپور گفت: این فیلم با همه فیلمهایشان فرق دارد چون این تنها فیلمی بود كه ملاقلیپور میگفت، از فیلمش خسته نشده و دوست ندارد كه تمام شود. میگفتند تمام فیلمهای من از ۱۵ روز بعدش تحمل كردنی نیست و حالم از خودم و همه چیز بهم میخورد. ولی این فیلم، فیلمی بود كه همه ما آن را دوست داشتم و تمام كسانیكه از من میپرسیدند كه كار چطور است وقتی میگفتم عالیه و من لذت میبرم،تعجب میكردند.
وی پشت صحنه این فیلم را فضایی منحصر به فرد دانست و افزود: در ۲ ماه كار این فیلم عشق در صحنه حضور داشت. آقای محمدی مثل یك پدر بزرگ برای یك خانواده بود و شرایط را به بهترین وجه برای انجام كارها فراهم میكرد.ضمن اینكه بستر پیشنهاد آنقدر در این فیلم فراهم بود كه همه عوامل درباره كار همدیگر نظر میدادند و به پیشرفت كار كمك میكردند. من چینن چیزی را در سینما سراغ ندارم. ایفاگر نقش اصلی فیلم «میم مثل مادر» به چگونگی پذیرش این نقش اشاره كرد و اظهار داشت: تا شب قبل از تست گریم نمیدانستم كه توانایی این را دارم كه در این نقش بازی كنم یا خیر. ولی وقتی تست را زدم گفتم دیگر رفتیم. مثل یك قطاری كه راه میافتد و دیگر نمیشود از آن پیاده شد. قبل از شروع كار پدر همسرم و همسرم خیلی به من كمك كردند. یعنی چیزهایی راجع به ابعاد این نقش گفتند كه در طول فیلم همیشه به ان فكر میكردم. به یكسری سبكیهایی در اول نقش و یك سنگینی بعد از بارداری فكر كرده بودم. منتهی اینطور نبود كه من قبل از بازی تصمیمات جدی و كدگذاری برای نقش داشته باشم. كدها در طول فیلمبرداری و با كمك همه و بیشتر از همه آقای ملاقلیپور پیدا شد.
«فراهانی» ادامه داد: اگر ملاقلیپور نبود واقعاً من یك جاهایی بد بازی میكردم.كدهایی به من میدادند كه به یك جنگل بزرگ منتهی میشد و حالا اینكه من چقدر میتوانستم از میوههای این جنگل بردارم بستگی به خودم داشت و تمام شرایطی كه وجود داشت. وجود علی هم احساستی را در من بیدار میكرد كه برایم عجیب بود. این بازیگر جوان سینمای ایران تاكید كرد: دراین فیلم میخواستم از مادر كلیشهای دور باشم. متاسفانه در سینمای ایران خیلی دیدم كه وقتی بازیگری نقش مادر را میگیرد یك شكل كلیشهای دارد.تمام مدت سعی كردم واقعیت جریان را در نظر بگیرم. یعنی خیلی جاها دیدم مادرانی كه نقش مادر را بازی میكنند با بچههایشان طوری نیستند كه در فیلم بازی میكنند. من خیلی به این توجه كردم كه مادر كلیشهای به معنای واقعی نشوم و اتفاقاً خیلی با بچه جدی بودم. وی به ویژگی رابطه مادر و فرزند در این فیلم اشاره كرد و گفت: در فیلم رابطه من و علی قبل از اینكه پدر بیاید شاید خیلی دیده شد.اینكه با هم بازی میكردند ولی از وقتی پدر میآید دچار بحرانهایی میشدیم و در مادر آن بحرانها دیده میشد تا آنكه بتوانیم به تودرتوی یك رابطه دختر و مادر بپردازیم. |