این روز ها با پخش سریال نوروزی ترش و شیرین که هر شب از تلویزیون ایران پخش می شد، نام محسن نامجو باز هم بر سر زبان ها افتاد. او به همراه رضا عطاران ترانه تیتراژ آغازین این سریال را اجرا کرده است. آنهایی که او و اجراهای عحیبش از موسیقی را به یاد دارند سال هاست منتظر آلبوم هایش هستند و این بار خوشبختانه باید بگوییم که یکی از آلبوم های او با نام ترنج توانسته از سد مجوزهای لازم وزارت ارشاد بگذرد و به زودی به بازار می آید. او آهنگسازی، شعر و تنظیم کارهایش را خودش انجام می دهد.
آلبوم ترنج شامل حداقل هفت قطعه است که البته شعر هیچ کدام از این کارها از سروده های خود نامجو نیستند، چرا که گرچه به موسیقی تلفیقی و غیرمتعارف او قول مجوز داده شده اما ارشاد هنوز با اشعار تند این هنرمند جوان مشکل دارد. اشعار این آلبوم از خواجوی کرمانی، حافظ، عطار، باباطاهر و... است. شنیدن این اشعار کلاسیک به سبک نامجو و با صدای عجیب او حس تازه ای به شما می دهد که شاید تا اندازه ای هم شبیه حس غریبی باشد که سالها پیش هنگام گوش دادن به موسیقی گروه اوهام و اشعار حافظ با صدای شهرام شعر باف به شما دست داد.
نامجو از خوانندگانی است که در مسابقه های اینترنتی و زیرزمینی به دنیای موسیقی معرفی شد. ترانه بگو مگو ساخته او از طرف شنوندگان دوم شد و نامجو اولین قدم را به سمت دنیای حرفه ای برداشت.
کارش را در دنیای حرفه ای با ساز زدن و خوانندگی بای فیلم تخته سیاه سمیرا مخملباف آغاز کرد. بعد از آن هم نوبت فیلم های دیگری مثل برای آمدنت دعا می کنم، حفره، اقوام، در سه ثانیه اتفاق افتاد و مرگ مرگ. علاوه بر این در موسیقی تئاتر هم هشت اثر از او ساخته شده است.
● از موسیقی سنتی تا جایی که هنوز نامی ندارد.
نامجو کارش را با موسیقی سنتی و یاد گرفتن دستگاه های موسیقی ایرانی کار کرده است. سه تار می زند و آواز را از یکی از استادان ردیف دان یاد گرفته است. اما بعد از مدتی متوجه شد که از این سبک راضی نیست به سمت موسیقی های دیگر کشیده شد. اوایل سه تار می زد و حالا دیوان و گیتار هم به سازهایش اضافه شده است. دانشگاه را هم که بیشتر قالبی سنتی و تعریف شده در موسیقی داشت رها کرد. او دوران یربازی را دوران شکوفایی اش می داند: "ازسال ۸۱ به بعد بود که کم کم به تلفیق در موسیقی فکر کردم. تلفیق آن چیزی که از موسیقی سنتی و بیشتر محلی ایران آموخته بودم با موسیقی راک. از بهترین افتخارات من در دوران سربازی این بود که خدمت استاد حاج قربان سلیمانی در قوچان برسم و موسیقی مقامیخراسانی را از ایشان یاد بگیرم. این که در مسیر قوچان موسیقی «دورز» و «جیم موریسون» میشنیدم و بعد در خانهای روستایی از حاج قربان مقام الله وردی یاد میگرفتم باعث شد تا اطلاعات خوبی در من شکل بگیرد و بتوانم این دو نوع موسیقی را کنار هم قرار دهم."
ابتدا با گروهی به نام "ما" در مشهد همکاری کرد و بعد از آن به تهران آمد و اینکه دست به کارهای خلاقانه ای زد که به قول خودش در دکان هیچ عطاری پیدا نمی شود و نمی توان نام موسیقی راک تلفیقی و چیز دیگری روی آن گذاشت. او بارها در گفتگو ها و مصاحبه هایش گفته: تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلا قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلا کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.
محسن نامجو سبک های مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگهای او ریتم ها و سبکهای راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و...شنیده می شود مثلا او یکی از آثار دیوید بووی به نام «مردی که دنیا را فروخت» که نیروانا هم آن را کاور کرده است را با ترانه ای از داوود مقامی ترکیب کرده است. بعد از سه چهار با شنیدن این کار باز هم متعجب خواهید بود که او چطور به چنین ترکیبی رسیده است؟
البته باید بگویم آنچه در البوم او که با مجوز ارشاد به بازار آمده است، می شنوید، چیزی نخواهد بود که ذهن سیال او می خواست به شما ارائه کند.
نام های عجیب و غریبی که او برای کارهایش انتخاب کرده شاید تا اندازه ای بتواند به شما نشان بدهد که در ذهن او چه می گذرد و ترانه هایش چه حال و هوایی دارد: او بیش از سی قطعه در قالب ۴ آلبوم منتشر نشده ساخته. باد و بودا، جبر جغرافیایی، ترنج و عقاید نوکانتی.
● مردی که هر چه می خواهد می خواند
او هر صدایی را که شما فکرش را بکنید و در طبیعت وجود داشته باشد می تواند اجرا کند. جالب تر اینکه از این صدا ها در آثارش هم استفاده می کند. او نگاه متفاوتی به خوانندگی دارد و سبک های رایج را کنار گذاشته استو از حنجره اش مثل یک ساز یا وسیله صوتی استفاده می کند. او می گوید من فقط می خوانم اما نمی توانم بگویم سنتی، راک، پاپ یا هر چیز دیگری می خوانم من فقط می توانم بخوانم.
یکی از دلایلی که به گفته خودش باعث خلاقیت بیشتر او در زمینه موسیقی تلفیقی شده است ساز زدن با گروه های موسیقی زیر زمینی در مشهد و سپس تهران است.
یکی از کار های خلاقانه او که از طرف استادان موسیقی مورد خشم قرار گرفت آوازی در درآمد چهار کاه بود که صدایی به صورت افکتیو به سبک بلوز و در بخش هایی شبیه صدای حیوانات با آن همراه شده بود. این کار توهین به موسیقی ایرانی تلقی شد و یکی از دلایلی بود که آلبوم او تا چند سال مجوز نگیرد.
او معتقد است: آواز ایرانی میتواند اینگونه جذاب شود ولی این کار باعث برخورد منفی شد و اهانت تلقی کردند. ما برای ارائه مجوز فرمهایی را باید پر کنیم که در آن فرمها جایی برای موسیقی من در نظر گرفته نشده. سبکهایی مثل راک، پاپ یا سنتی همان است که همیشه بوده اما من نگاهم به آواز فراتر از این سبکها است. من آواز را صدایی میدانم که از حنجره در میآید.
به بهانه انتشار اولین آلبوم عجیب این هنرمند با او گفتگویی خواهیم داشت.
آزاده نوری