فاطمه رجبی ، همسر سخنگوی دولت، تعدادی از سایت های منتقد را "بی سواد"و "زورگو" خواند و در سایت شخصی خود نوشت:نظامیان مستعفی یك شبه رجل سیاسی شده، با چشم طمع داشتن به كرسی ریاستجمهوری، یا مجلس و شورای شهر، در كردارها و گفتارها نشان دادهاند نه فرهنگ سیاسی دارند و نه در عملكردهایشان، نشانی از اصولگرایی و ارزشخواهی مشاهده میشود.
هر چند تشنگان قدرت در هر لباس و نام و سابقه، پس از انتخابات سوم تیرماه، این پلیدی را از خود به یادگار گذاشتهاند.
رجبی که پیش از این هاشمی رفسنجانی، هاشمی شاهرودی، خاتمی، كروبی، حداد عادل، رضایی، قالیباف، توكلی، شریعتمداری، ضرغامی و ... را مورد انتقاد و هتاکی قرار داده است در مطلب جدید خود با منتسب کردن "عصرایران" به نظامیان(!)و حمله به سایت های"تابناک" و "فردا"نوشت:سایت تابناک، عصر ایران و فردا منتسب به این نظامیان مستعفی یا بازنشسته است.
وی افزود: البته تا آنجا که من اطلاع دارم نوع نگاه ادبیات و اصول ارزشهای مورد قبول آنها نسبت به اسلام و حتی ایران و ایرانی، در انتشار مطالب این سایتها نمایان است. بیسوادی، قدرتطلبی و زورگویی در کسب قدرت ویژگیهای اندیشهگرانه این افراد است که فقدان هویت محض آنها را نشان میدهد.بازتاب نمونه برجستهای بود که همه مرزها را شکست و همه حریمها را درید!
رجبی همچنین در این یادداشت با توصیه به شورای نگهبان برای رد صلاحیت کاندیداهایی که قبلاًنظامی بوده اند نوشت:اگر شورای نگهبان در تایید صلاحیتها به ممنوعیت قانونی ورود نظامیان در عرصه سیاست توجه نماید که شامل باز نشسته و مستعفی نیز میشود - چنین معضلهای گریبانگیر ملت نخواهند بود.
در این یادداشت همچنین امده است: مراکز و محافل، و افرادی که به کارگزاری قیصر، پی در پی خط قرمز برای نظام اسلامی میسازند، و هاشمی و کروبی و خاتمی و روحانی، رضایی و قالیباف حتی ضرغامی و طلایی را در آن جای میدهند، و ممکن است حسن موسویان را هم چهره برجسته و شخصیت نظام بنمایند، امروز پاسخ دهند برای آنها خط قرمز حقیقتی چه معنایی دارد، چرا با هر انتقاد و اعتراض و افشاگری نسبت به انحرافات اندیشهای و كاركردی پیرامون افراد نامبرده، خونشان به جوش میآید و برای شخصیت و چهره ساخته و پرداخته شده خود برای نظام، سینهچاكی میكنند؟
وی با متهم كردن چهرههای اصولگرا به تلاش برای كودتا مینویسد:«آیا كودتای این چند نظامیان مستعفی و بازنشسته در همراهی و همدلی با دیگر تشنگان قدرت، ضرورتی است كه بر ریاستجمهوری احمدینژاد و حاكمیت گفتمان انتظارگرایانه او ترجیح دارد؟! |