در پی بازتابهای متفاوت مصاحبه محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با مجله نیوزویك، دفتر وی متن كامل این گفتوگو را در اختیار رسانهها قرار داد.
متن كامل مصاحبه رضایی با نیوزویك به این شرح است:
● خبرنگار: تشكر میكنم، میدانم كه خیلی استثنایی است كه همین فرصتی را به یك خبرنگار میدهید و اگر كه اجازه بدهید، سوالاتم را مطرح كنم.
▪ رضایی: موافقم.
● خبرنگار: سوالاتی در رابطه با روابط ایران و آمریكا، اگر اجازه بدهید. همانطور كه میدانید اتهامات زیادی از طریق واشنگتن به جمهوری اسلامی ایران وارد شده است و مداخلات در افغانستان و عراق و لبنان اگر اجازه بدهید با این شروع كنیم. با افغانستان شروع میكنیم. تازگیها ایران را متهم كردند كه به طالبان كمك میكند و با هدف اینكه آمریكا و ناتو را در افغانستان زمینگیر كند، اگر ممكنه درباره این مسأله صحبت كنید.
▪ رضایی: ایران هیچ انگیزهای برای كمك به طالبان ندارد. هماكنون دولت افغانستان، كرزای است. تغییر این دولت ممكن است به ضرر ایران تمام بشود. بالعكس، ما نگران هستیم آمریكاییها دوباره روابط قبلی را كه با طالبان داشتند، برقرار كنند. ما هیچ وقت رابطه خوبی با طالبان نداشتیم.
۱۱ نفر از دیپلماتهای ما را در مزار شریف سر بریدند و در كابل و هرات تعداد زیادی از شیعیان را كشتند، بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد كه ایران به طالبان كمك كند و نمیكند.
● خبرنگار: بحثی كه مطرح است بحث منافع و دوستیهای مصلحتی در این جا است. در این مقطع به نظر شما منطقی نیست كه اگر ایران كاری كند كه آمریكا در افغانستان زمینگیر شوند.
▪ رضایی: خیر، به دو دلیل كار خوبی نیست، اول اینكه افراد بیشتری كشته میشوند و ما برای مردم آمریكا ارزش قائل هستیم، چون افراد باسواد و تحصیل كردهای هستند. بخشی از پیشرفت جهانی از زنان و مردان آمریكاست. كشته شدن این آدمها در افغانستان برای ما مطلوب نیست. مسأله دوم این است كه اگر آمریكاییها در آن جا زمینگیر شوند، ما به چه نفعی میرسیم؟ ما الان نیاز به یك توسعه منطقهای داریم. اگر افغانستان ناامن باشد در توسعه ایران تأثیر میگذارد. ما از طریق افغانستان مبادلات تجاری وسیعی میتوانیم داشته باشیم. همیشه ما از طریق هرات با تاجیكستان و تركمنستان و ازبكستان رابطه داشتیم و جادههای ما از آن جا میگذشته است. اگر آنجا ناامن باشد، به تجارت ایران لطمه وارد میشود.
● خبرنگار: شما در حقیقت یك جوری دارید دست دوستی به طرف آمریكا دراز میكنید، چون شما هم سابقه خدمت داشتید و قبلاً صحبت كرده بودید كه رابطه با آمریكا امكانپذیر نیست و این گفته از بخش فرمانده سابق سپاه پاسداران اسلامی و این مطلبی كه الان فرمودهاید راجع به فرهنگ و تمدن آمریكا، خیلی با محبت گفتید.
▪ رضایی: اولاً من بین دولت و ملت آمریكا تفكیك قائلم و آنها را یكی نمیدانم و درست است كه دولت آمریكا از طریق دموكراسی انتخاب میشود، اما سیاست و قدرت، فرهنگ خاص خودش را دارد و با فرهنگ مردم فاصله دارد. به طور مثال الان مردم آمریكا مخالف حضور سربازان آمریكا در عراق هستند، ولی دولت آمریكا میخواهد آنجا بماند، پس بین دولت و مردم آمریكا تفاوت است. مسأله دوم این است كه من همیشه گفتهام این آمریكاییها هستند كه آمادگی مذاكره را ندارند، تنها، آدم شجاعی كه پیدا شد كه صحبت از مذاكره و رابطه با ایران كرد، آقای ریگان بود. دولتهای آمریكا میترسند كه با ایران مذاكره كنند و دو گروه هم هستند كه نمیگذارند، یكی اسرائیلیها و دوم برخی از كشورهای عربی كه نمیگذارند رابطه ایران با آمریكا برقرار شود.
● خبرنگار: به عنوان فرمانده (سابق) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نظرتان در این مورد تغییر نكرده است؟
▪ رضایی: خیر، من زمانی هم كه فرمانده سپاه بودم و تا امروز، یك نیروی انقلابی منطقی بودم. همان موقع من با افراطگرایی و ماجراجویی مخالفت میكردم و حالا هم ماجراجویی را قبول ندارم، ضمن آنكه سازش را هم نمیپذیرم. دولت آمریكا اگر میخواهد با ایران رابطه داشته باشد، باید رفتارش را عوض كند، نیروهایش را از منطقه خارج كند و از سر راه ایران بیرون رود.
● خبرنگار: اگر اجازه بدهید در رابطه با عراق صحبت كنیم، چون باز یكسری اتهامات وجود دارد، ولی به نظر میآید كه قدمهای مثبتی دارد برداشته میشود، صحبتهای آقای كارتر و سفیر بغداد. آیا شما پیشرفتی در این مذاكرات میبینید؟
▪ رضایی: بله، به نظر من این یك اقدام بسیار مثبتی بود و من تعبیر به یك زلزله سیاسی در منطقه كردم، زیرا كه ایران و آمریكا به خودشان شهامت دادند و جرأت به خرج دادند و آمدند روی یك مشكل منطقهای با هم صحبت كردند. ایران دو تا متیاز در این مذاكرات بهدست آورد، یكی اینكه ثابت شد كه آمریكاییها از تغییر رژیم ایران ناامید شدهاند. اگر آمریكاییها دنبال تغییر رژیم بودند با ما مذاكره نمیكردند، دوم اینكه آمریكاییها و ایران نشان دادند حاضر به یك همكاری منطقی در بعضی موارد مثل امنیت عراق هستند. برای آقای بوش هم خیلی خوب شد، زیرا به دموكراتها نشان داد كه ظرفیت مذاكره با ایران را دارند و از طرف دیگر یك راهی هم برای آینده غیر از برخورد نظامی و از روشهای نظامی در امنیت عراق توانست برای خودش باز كند. از طرف دیگر این مذاكره چالش بین ایران و آمریكا را از حالت خشن به نرم تبدیل كرد.
● خبرنگار: اگر اجازه بدهید در رابطه با مسائلی كه در حال حاضر وجود دارد، به خصوص پنج دیپلمات ایرانی كه درعراق گرفته شدند، دیپلمات دیگری كه در بصره مفقود شدند و مسائلی دیگر صحبت كنیم. مثل اینكه مسأله ایرانیها و ایران ـ آمریكاییهایی كه در تهران مفقود شدند، ممكن است مربوط به مبحث پنج دیپلمات باشد. اگر ممكن است نظرات و نگرانیها خود را در رابطه با این مسأله بگویید.
▪ رضایی: به نظر من آقای بوش یك جنگ سردی را علیه ایران شروع كرد و این جنگ سرد وارد مراحل خطرناكی میشود كه اگر كنترل نشود، ممكن است به یك جنگ گرم تبدیل شود، ولی وضع گذشته را بدتر خواهد كرد. با مذاكره ایران و آمریكا در عراق چشمانداز خوبی روشن شد. این چشمانداز را نباید برهم زد، در غیر این صورت اختلافها خیلی عمیقتر میشود. من فكر میكنم گرفتن دیپلماتهای ایرانی یك بازی خطرناك بود، هرچه سریعتر به این موضوع پایان داده شود، بهتر است و نتیجهای هم ندارد و جز عصبانیت چیز دیگری نیست. ایران توانایی مقابله به مثل دارد ولی خودش را كنترل كرده است و كاری را انجام نداده است.
● خبرنگار: درباره مسأله بصره كه دیپلماتهای ایرانی مفقود شدند، توضیح بفرمایید.
رضایی: اینها همان سیاست غلط است كه به نظر من سیاست بیحاصلی است كه اوضاع را بدتر میكند.
▪ خبرنگار: اگر اجازه دهید، دوباره بحث اتهاماتی كه دولت آمریكا دارد به ایران وارد میكند را مطرح كنم. در مورد كمكهایی كه در عراق به گروههای شیعه و در بعضی موارد به گروههای سنی و به خصوص درباره سلاحهای پیشرفت كه در حقیقت آمریكاییها متهم میكنند كه از ایران به آنجا میرود از طریق ارتش قدس به ایران وارد میشود.
● رضایی: اگر اطلاعات آمریكا دقیق بود، باید تا حالا حادثه امنیت بغداد را حل میكرد، چرا امنیت بغداد، حل نمیشود؟ آمریكا آنجا نیروی نظامی دارد، سلاحهای بسیار دقیق دارد، هلیكوپتر و هواپیما دارد، موشكهای دقیق دارد كه میتواند خانه به خانه را بزند، پس چی ندارد؟ اطلاعات. خود بغداد را كمتر از یكسال میشود امنیتش را برقرار كرد. هر روز تعداد زیادی از مردم شیعه و سنی و آمریكایی و اروپایی كشته میشوند و یكی از غصههای ما این اخباری است كه مرتب مردم میمیرند. مشكل آمریكا، مشكل اطلاعات و امنیت است و واقعاً این حرفی كه زده میشود كه ایران اسلحه و مهمات به تروریستها می دهد، غیرواقعی است. راه حل این مسأله این است كه آمریكا به دولت عراق اجازه دهد اطلاعات و امنیت خود را شكل دهد. دولت آقای مالكی برای ما مهم است. ما میخواهیم این دولت حفظ شود. ما عقلمان را از دست ندادیم كه یك كسی كه طرفدار ما است، را متزلزل كنیم.
▪ خبرنگار: میتوانید بگویید نظرتان چیست كه آمریكاییها مدام تأكید میكنند كه این سلاحهایی كه در عراق وجود دارد، میتواند ایرانی باشد، هدفشان چیست؟
● رضایی: آمریكاییها چه جمهوریخواهان و چه دموكراتها به نتیجهای رسیدند كه باید با ایران مذاكره كرد و به نظر من از تغییر رژیم هم دست كشیدند ولی بر سر یك دو راهی هستند. اگر راه مذاكره را در پیش بگیرند، این یك راه صعبالعبور است ولی نتیجهبخش است، اما اگر فشار نظامی را در پیش بگیرند، آن راه پرتگاه است و حتماً سقوط میكنند. دولت بوش بین این دو راه گیر كرده است. ما ایرانیها یك ضربالمثل داریم كه میگوید وقتی بچهای در تاریكی راه میرود از ترسش شروع میكند به آواز خواندن یا داد و فریاد كشیدن و سر و صدا كردن. آمریكاییها میترسند با ایران مذاكره كنند و حالا هم دارند سروصدا میكنند، در حالی كه اگر آمریكا راه مذاكره را در پیش گیرد به نظر من زودتر به نتیجه میرسد و با این اتهامات ایران كه عقب نمیزند و اگر بخواهند این اتهامات را تبدیل به یك پرونده در كنار هستهای بكنند كه مثلاً به تأسیسات هستهای ایران چند بمب بزنند، با بمب زدن كه ایران مواضعش عوض نمیشود و تلافی هم میكند. تحلیل من این است كه آمریكاییها سرگردانند و این حرفهایی كه میزنند، حرفهای غیر واقعی و غیر هدفمندی است و یك سرگردانی در آن دیده میشود و این اتهامات بیشتر نوعی سرگردانی است. در حقیقت انداختن یك تیر در تاریكی است.
▪ خبرنگار: در مورد پروندههای اتمی یا موارد دیگر، چه طرح خاصی دارید كه برای آنها بفرستید؟
رضایی: من طرح برای آمریكا ندارم، ولی معتقدم كه خلاء قدرتی كه در منطقه بهوجود آمده است، بعد از فروپاشی شوروی، باید به یك طریقی این خلاء پر شود. این خلاء قدرت را به دو طریق میشود پر كرد. یكی اینكه آمریكا بیایند اینجا و خلاء قدرت را پر كند و این همراه هزینههای فراوان انسانی و اقتصادی خواهد بود.
حتی مردمی هم كه توسط آمریكاییها مثل عراق آزاد شوند، استقبال از آمریكا نمیكنند. پس این هژمونی مستقیم، آمریكا در منطقه هیچ نفع انسانی و اقتصادی برای آمریكا ندارد. پس چه باید كرد كه از یك طریقی باید این منطقه اداره شود. امنیت آن منطقه باید برقرار شود و این راه حلش آن است كه یك هژمونی درونزا بخواهد درست شود، ایران، عربستان، تركیه و پاكستان، این چهار تا كشور میتوانند محور این هژمونی شوند و با كمك بقیه كشورها یك اتحادیه سیاسی مشابه اتحادیه اروپا درست كنند. اگر آمریكاییها بیایند مانع این طرح نشوند، آن موقع شكلگیری چنین اتحادی در امنیت منطقه مؤثر است. پیشنهاد ما این است كه آمریكاییها ژاندارم منطقه نشوند، از منطقه بیرون بروند، بلكه خود این منطقه از درون خودش یك اتحایهای بهوجود آورد كه آمریكا با آن اتحادیه رابطهای خصمانه نداشته باشد.
ایران نقش مهمی در این اتحادیه دارد، چون درست وسط منطقه است و درشمال ایران، قفقاز و آسیای مركزی است و در شرق ایران نیز افغانستان و پاكستان است. در جنوب، خلیج فارس و غرب نیز خاورمیانه و عراق و اسرائیل است. اگر آمریكا به جای كارشكنی با ایران راه دیگری در پیش گیرد، معادلات عوض خواهد شد. این یك بازی برد برد است. آمریكا نباید فكر كند، كشورهای منطقه را تسلیم خواهد كرد و یك كسی در اینجا شكست بخورد و او ۱۰ تا گل بزند.
● خبرنگار: همانطور كه خودتان مستحضر هستید مسأله اصلی كه جلوی بحث را میگیرد، مسأله پرونده اتمی ایران است.
▪ رضایی: حالا شما فكر میكنید كه واقعاً آمریكاییها نمیخواهند ایران، هستهای باشد؟
● خبرنگار: بله.
▪ رضایی: زمان شاه به ایران هستهای معتقد بودند. كما اینكه آمریكاییها الان میگویند تعلیق، نمیگویند ایران انرژی هستهای و فنآوری نداشته باشد، اگر میخواستند ایران هستهای نباشد، خیلی صریح و واضح به خصوص آقای بوش كه میگفت كه ایران به هیچ وجه نباید هستهای باشد. مسأله بمب اتم را كه ما دنبالش نیستیم، اما در حقوق هستهای مسالمتآمیز من فكر نمیكنم آمریكا و طرفداران آمریكا مخالف این باشند. ما میتوانیم یك انرژی هستهای صلحآمیز داشته باشیم، حتی ما یك پا جلوتر رفتیم و گفتیم كه یك كنسرسیوم درست كنیم، پس اینكه آمریكاییها كنسرسیوم را قبول نمیكند منظورشان این نیست كه ما هستهای نشویم (كنسرسیوم بینالمللی) در آن كنسرسیوم. خیلیها میتوانند باشند. غربیها میتوانند باشند، شرقیها، ایرانیها، پنج یا هفت كشور باشند اما اینكه آمریكاییها این پیشنهاد را قبول نمیكنند به معنای این است كه آنها مخالف انرژی صلحآمیز هستهای ما نیستند. ما دو تا فعلاً دست به یقه شدیم وآمریكاییها میگویند كه یقه را ول كنید تا ما هم ول كنیم. یك دعوای به نظر من سیاسی و حیثیتی است.