"استفان هاوکینگ" دانشمندی که برای درک سیاه چاله ها و ادغام ۲ تئوری بزرگ فیزیک یعنی نسبیت عمومی و مکانیک کمیت تلاش بسیار کرده است سمبل امید در دنیای امروز است. فریاد روح پژوهنده در جسم ناتوان هاوکینگ تعجب بسیاری از پزشکان را برانگیخته است.
در دوران کودکی، در مدرسه از توفیق بالایی برخوردار نبود. باوجود این از همان زمان به موضوعات مختلفی همچون مذهب، فیزیک و ساخت مدل های کوچک دستگاه ها و مباحثه با دوستانش علاقه و توجه بسیاری نشان می داد.
این نابغه بزرگ فیزیک فضا در شرایطی که تنها ۲۰ سال داشت لیسانس گرفت و خیلی زود موفق شد از دانشگاه کمریج مدرک دکترا دریافت کند و از آن پس همراه با "راجر پنرز" مطالعات خود را در خصوص نسبیت عمومی انیشتن ادامه داد و ثابت کرد که این نسبیت بر فضا و زمانی دلالت دارد که با انفجار بزرگ (Big Bang) آغاز شده و در سیاه چاله ها پایان خواهد یافت. این نتایج نشان داد که نسبیت عمومی باید با فیزیک کمیت یکی شود.
هاوکینگ تمرکز خود را روی نیروی گرانش زمین و اینکه چگونه می تواند با دیگر نیروهای بنیادی یکی شود، جمع کرد. در مدت فرمولی کردن تئوری های خود به نتایج تازه ای ، همچون تبخیر سیاه چاله ها و مینی سیاه چاله ها دست یافت.
این پژوهشگر بزرگ فیزیک به پاس مطالعاتی که انجام داده نشان های افتخار بسیاری دریافت کرده است که از آن جمله می توان به مدال "پیوس یازدهم" از آکادمی علوم واتیکان در ۱۹۷۵، عنوان فرمانده فرمانروایی انگلیس ( Commander of the British Empire) و Companion of Honour در ۱۹۸۹ اشاره کرد. وی همچنین تاکنون جوایز و لیسانس های مختلفی اخذ کرده است.
زندگی این مرد بزرگ به دلیل شرایط نامناسب جسمی و بیماریهایی چون جمود چندگانه ضعف و تحلیل عضلات و فلج عصبی که در سطح پیشرفته ای منجر به تخریب سلول های عصبی می شود، سراسر رنج بوده است. با وجود این هاوکینگ توانسته است در تمام این سال ها با این بیماری ها مبارزه کند.
این فیزیکدان انگلیسی در حال حاضر با رایانه سخنگویی که به عینکش متصل است و اشعه های فراسرخ را برپایه حرکات چشم ها و پلک هایش گسیل و آنها را به کلمات تبدیل می کند با دیگران ارتباط برقرار می کند.
هاوکینگ که از کوکی دوستان اندکی داشت، دراین باره می گوید: "با دوستان کمی که داشتم ساعت ها مباحثات طولانی داشتیم، یکی از چیزهایی که درباره آن زیاد حرف می زدیم، منشاء جهان بود و اینکه برای خلق به حرکت درآمدن آن حتما به وجود خدا نیاز است. احساسم این بود که نقاط نورانی کهکشان های دوردست بطرف روح سرخ رنگ بینهایتی پیش می روند که باید نشان دهد جهان در یک گستردگی وسیع بسط یافته است. مطمئن بودم که باید دلیل دیگری برای سفر به سوی این سرخی وجود داشته باشد. شاید در سفرش بطرف ما، آن نور انعکاس می یافت. بنظر می رسید این مسئله طبیعی ترین توضیح برای یک جهان آشکارا جاودان باشد."
هاوکینگ در شرایطی که تنها ۳۰ سال داشت دچار یک سری تب های طولانی شد که هیچکس دلیل آن را نمی دانست و بسیاری از پزشکان آن را طبیعی می دانستند اما این تب ها باعث شد که در سومین سال تحصیل خود دست هایش با مشکلات متعددی مواجه شوند.
مشکل استفاده از دست برای هاوکینگ، او را با تجربیات جدیدی آشنا کرده است. بیماری عضلانی وی به حدی حاد و ناامید کننده بوده است که پزشکان در مورد بهبود آن اظهار ناامیدی کرده بودند. بیماری هاوکینگ، ناشی از فلج عصبی است که تخریب سلول های عصبی و مرگ سریع را برمی انگیزد.
به گزارش مهر، اما هاوکینگ که هرگز امید خود از دست نداده بود در سال ۱۹۶۵ با "ژن وایلد" ازدواج کرد که ثمره این زندگی مشترک در مدت ۲۵ سال ۳ فرزند است.
وی در سال ۱۹۷۵ به واتیکان رفت و مدال طلای پاپ پیو ۱۲را دریافت کرد و بار دیگر علی رغم تئوری هایش در خصوص خلقت جهان و فضا که با گرایشات علمی واتیکان همخوانی نداشت، در سال ۱۹۸۶ از آکادمی علوم واتیکان نشان افتخار اخذ کرد.
هاوکینگ در تمام این سالها که دیگر کاملا فلج و بی تحرک شده بود به دانشجویان خود درس می داد . بین سال های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۰ یک مدل ریاضی را ترسیم کرد که تکامل جهان از طریق انفجار بزرگ را نشان می داد و در دهه ۷۰ مهمترین مطالعات خود در عرصه سیاه چاله ها را آغاز کرد و نتایج تحقیقات خود را در مقاله بزرگی که "از بیگ بنگ تا سیاه چاله ها" نام داشت، منتشر کرد.
همسرش در سال ۱۹۹۰از وی جدا شد که این مسئله روح پژوهنده هاوکینگ را بسیار آزرد. این دانشمند بزرگ اگرچه درهر دقیقه نمی تواند بیش از ۱۵ کلمه از افکارش را با رایانه خود درک کند، اما توانسته است به درکی فراتر از هستی دست یابد.