یکشنبه ۱ فروردین ۱۳۸۹ - ۳۹ : ۱۴
Sunday, Mar 21, 2010 صفحه اصلی آفتاب من خبرنامه‌های آفتاب عضویت ویژه نظرات
 کاربر مهمان
ورود به آفتاب عضويت در آفتاب
ثبت صفحه دعوت از دوستان
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته
ا نجمن علمی و فرهنگی
اخبار ایران و جهان اخبار فرهنگی و هنری اخبار موسیقی ترنج‌بازها درجابربن حیان (۱)
يکشنبه ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۶ ۰۳ : ۵۴ : ۰۹
  ◊   دفعات نمایش : ۴۴۵۲۰    Sunday, May 13, 2007 - 09:54:03
ترنج‌بازها درجابربن حیان (۱)
خواننده‌ای كه بعضی از كارهایش بدون اینكه روحش خبر داشته باشد از روی اینترنت دانلود شد و كپی سی‌دی‌هایش دست به دست چرخید. حتی روی یكی از كارهایش كلیپی ساخته شد كه تا چند وقت تبدیل به خبر مهمی شد.

خواننده‌ای كه بعضی از كارهایش بدون اینكه روحش خبر داشته باشد از روی اینترنت دانلود شد و كپی سی‌دی‌هایش دست به دست چرخید. حتی روی یكی از كارهایش كلیپی ساخته شد كه تا چند وقت تبدیل به خبر مهمی شد.

هفته پیش محسن نامجو در تالار جابربن حیان دانشگاه صنعتی شریف تعدادی از كارهایش را برای دانشجویان اجرا كرد و در ادامه هم مثل برنامه‌های قبلی، فضای پرسش و پاسخ گرم بود.

یک‌ربعی مانده به شروع اجرا، جلوی سالن جابربن‌حیان غلغله‌ای برپاست. آنهایی که بلیت دارند، آرام و مطمئن عقب‌تر ایستاده‌اند و گپ می‌زنند تا در سالن باز شود اما جماعت بی‌بلیت مدام چشم می‌چرخانند تا بین بچه‌های برگزارکننده آشنایی پیدا کنند و با «من بمیرم، تو بمیری» وارد سالن شوند.

بلیت‌ها همان یکی دو روز اول فروش- در هفته قبل- تمام شد؛ آن هم با وجود اینكه قیمتش برای کنسرتی که در دانشگاه برگزار می‌شود خیلی بالا (۲ هزار تومان) بود.

دو- سه عکاس، چانه‌زنان دنبال راهی برای ورود می‌گردند. «شرمنده‌ام به خدا. اصرار نکنید. جا نداریم.» یکی‌شان می‌گوید: «ما که صندلی نمی‌خواهیم؛ می‌ایستیم و عکسمان را می‌گیریم.» و جواب می‌شنود: «نمی‌شود سالن را شلوغ کرد. آقای نامجو به این چیزها خیلی حساسند».

بالاخره در سالن باز می‌شود. گرچه بلیت‌ها را با اسم فروخته‌اند اما دیگر زیاد گیر نمی‌دهند و هر کس بلیت دارد می‌تواند وارد سالن شود.

● تا ۵ می‌شمارم

نوای «ترنج» توی سالن پیچیده. البته اولش فقط آهنگ است و صدای آواز نامجو انگار از ته چاه می‌آید. اما این هم درست می‌شود.

دو- سه عکاس و فیلم‌بردار با خیال راحت دوربین‌هایشان را در جای مناسب کاشته‌اند و منتظر شروع برنامه‌اند.

بچه‌ها به‌آرامی و منظم وارد سالن می‌شوند؛ گرچه انگار سروصدای بیرون سالن تمامی ندارد. سرود ملی پخش می‌شود و یکی قرآن می‌خواند.

بعد، تقریبا رأس ساعت یک خود نامجو می‌آید؛ با لباس جین و آن کلاه معروف. در سالن را می‌بندند، در حالی که شاید یک‌سوم صندلی‌ها هنوز خالی است. نامجو می‌خواهد صحبتش را شروع کند اما سروصدا نمی‌گذارد.

«اشکالی ندارد؛ در را باز کنید بگذارید همه بیایند. فقط خیلی سریع این انتقال انجام شود.» به نظر کمی بی‌حوصله و عصبانی است. باز می‌خواهد حرف بزند اما همه نگاه‌ها به در سالن است. می‌گوید: «به من گوش کنید!» و باز منتظر می‌شود. با صدای بلند می‌گوید: «تا ۵ می‌شمارم، اگر نیومدید تو...» و بعد صدایش را پایین می‌آورد: «تا ۶ می‌شمارم.» جمعیت می‌خندند.

بالاخره برنامه شروع می‌شود. نامجو از کسانی که روی زمین نشسته‌اند عذر می‌خواهد و می‌گوید از اینکه دور هم جمع شده‌اند تا این کنسرت اجرا شود خوشحال است.

● از دیوید بووی تا داوود مقامی

قسمت اول برنامه، اجرای موسیقی است. البته نامجو در لابه‌لای قطعه‌ها توضیحاتی هم می‌دهد. از «داماد باد» شروع می‌کند که شعرش از ناصرخسرو است؛ «باید که حال و کار دیگر سان کنم».

خودش می‌گوید که بحر عروضی این شعر در کل ادبیات کلاسیک بی‌نظیر است و برایش ریتم و ملودی لنگ ساخته. آهنگ از کارهای قدیمی نامجو در کنسرت‌های پژوهشی ۷۸-۷۶ است و ظاهرا کسی آن را نشنیده.

قطعه که تمام می‌شود، نامجو باز بر فیلم‌برداری نکردن تماشاچیان تاکید می‌کند. می‌گوید کاری نکنید که وسط هر قطعه هی با چشم و ابرو به‌تان بگویم: «نگیر!». ملت از ژانگولری که او با صورتش اجرا می‌کند به خنده می‌افتند.

قطعه دوم «نوبهاری» است که با گیتار اجرایش می‌کند؛ «البته من نوازنده گیتار نیستم. نوازنده سه‌تار هم نیستم. اگر بی‌ادبی کردم دیگر ببخشید». سالن را سکوت فرا می‌گیرد.

صدایش معجزه می‌کند. وقتی می‌رود بالا و می‌خواند: «ای گنج نوشدارو، بر خستگان گذر کن...» تشویق بی‌امان حضار داد می‌زند که چقدر کار، همه را گرفته.

و بعد... «A track from David Bowie and Davoud Maghami»؛ آهنگ «مرغ شیدا» که این عبارت نامجو پیش درآمدش است. این یکی را با سه‌تار اجرا می‌کند و البته موقع زدن، چند باری هم سوتی می‌دهد. اما طنین آوازش هوش از سر همه برده و کسی این‌طور جزئیات را نمی‌بیند.

● تحریر روی Alone

یخ سالن آب شده و نوازنده و شنونده‌ها پسرخاله شده‌اند. نامجو می‌پرسد: «کیا قطعه گیس‌ رو شنیدن؟» نصف سالن دستشان را بالا می‌برند. «اگر اجرای الان با اونی که شنیدین فرق داشت... دیگه بی‌خیال شید!»

همه دست می‌زنند و سراپا گوش می‌شوند؛ بی‌صبرانه منتظر نقطه حساس این آهنگند. نامجو به آنجا كه می‌رسد، به جای کلام، فقط ریتم را با دهان اجرا می‌کند و قضیه به خیر و خوشی تمام می‌شود.

برای آهنگ بعدی ملت از توی سالن داد می‌زنند و قطعه درخواستی پیشنهاد می‌دهند. نامجو اسم یکی‌دو تا آهنگ را که می‌شنود، سریع به حرف می‌آید: «به ما لطف کردند و اجازه دادند که برای این برنامه دور هم باشیم. ما هم باید قوانین را رعایت کنیم تا این امکان را برای دفعات بعدی از خودمان نگیریم.

بعضی از این آهنگ‌هایی که شما اسم می‌برید، خودم از اینکه همان یک‌دفعه هم خواندمشان پشیمانم».

بعد هم با هوشمندی شریفی‌ها را تحویل می‌گیرد: «از اینکه این برنامه را در جمع شما اجرا می‌کنم خیلی خوشحالم. چند تا از نزدیک‌ترین دوستان دبیرستان من در این دانشگاه درس خواندند. خودم هم چند شب در خوابگاه دانشگاه شما خوابیدم. بازی ایران عربستان که ۰-۳ بردیم را توی همین خوابگاه طرشت دیدم». سالن با این حرف‌ها به وجد می‌آید.

«عشق همیشه مراجعه است»؛ این اسم آهنگ بعدی است؛ با شعری طنزآمیز از خود نامجو که برای ادای دین به ترجیع‌بند معروف هاتف اصفهانی سروده. قبل از اجرا کمی در مورد چگونگی اجرای طنز در فرم توضیح می‌دهد.

لطیفه‌ای هم تعریف می‌کند که باز همه به خنده می‌افتند. بعد می‌گوید: «توی مصاحبه قبل عیدم با همشهری جوان، تیتر خوبی برای مطلب انتخاب کرده بودند؛ «اگر قرار است بخندیم اول به من بخند». من اگر از رابطه مرید و مرادی یا استاد و شاگردی خوشم نمی‌آید، باید اول از همه خودم را ضایع کنم».

حسن ختام قسمت اول برنامه «رو سر بنه به بالین» مولوی است.البته وسطش هم چند بیتی از باباطاهر می‌خواند و بعد یکهو، ملت دو ترانه معروف از جیم موریسون را می‌شنوند که با آواز ایرانی اجرا می‌شود: People are strange و Break on through to the other side .

همه توی شوکند از شنیدن تحریر آواز ایرانی روی کلمه Alone . اما نامجو کارش را خیلی خوب بلد است.

وقتی آهنگ تمام می‌شود صورتش قرمز شده و عرق از بدنش سرازیر است. تماشاچی‌ها ولی حالیشان نیست؛ مرتب دست می‌زنند و سعی می‌کنند نامجو را که از پشت ساز بلند شده دوباره سرجایش برگردانند. اما او خسته‌تر از این حرف‌هاست. با دست تشکر می‌کند و می‌رود برای ۵ دقیقه آنتراکت.

● نقد بی‌تواضع

بیرون سالن پر از دود سیگار شده. جماعت روشنفکران سالن که نیكوتین خونشان افتاده، آمده‌اند بیرون تا دوپینگ کنند اما خوش‌قولی نامجو عیش‌شان را منغص می‌کند.

سر ۵ دقیقه به سالن برمی‌گردد و خیلی‌ها سیگارشان را نصفه خاموش می‌کنند تا به حرف‌های استاد برسند.

«اگر پارسال می‌خواستم صحبت کنم با این اطمینان حرف نمی‌زدم اما الان که توجه و لطف شما موزیک‌بازان جدی و حرفه‌ای به کارم را می‌بینم، با یقین بیشتری صحبت می‌کنم»؛ نامجو حرف‌هایش را این‌طور شروع کرد.

«من ماتریال کارم که سنت باشد را خیلی خوب یاد گرفتم. بعد از آن چند مرحله را طی کردم تا به این برسم که علاوه بر تحریر چهارگاه می‌شود عوعوی سگ را هم در آواز آورد.

برای همه این کارها هم توضیح تئوریک دارم. متاسفانه تا به حال نقد جدی روی کارهایم ندیده‌ام.

دلم می‌خواهد به چالش کشیده شوم تا این مبانی تئوریک را توضیح بدهم. گرچه در برابر همه شما موضعم تواضع و خاکساری است، اما در مورد نقد تئوریک اصلا بنای تواضع ندارم.»

● همه بی سوادند

نامجو ۲ ترم تئاترخواندنش را موهبتی بسیار بزرگ در زندگی‌اش می‌داند که ذهنش را دراماتیزه کرده: «من طنز، دیالوگ (به این معنی که می‌شود هر مسئله‌ای را از منظرهای مختلف دید) و مفهوم «اجرایی بودن» کار (پرفورمنس) را در تئاتر یاد گرفتم. این مورد آخری در قطعه «زلف» خیلی خوب نمود دارد؛ انگار که هر بیت را شما از زبان یک شخصیت می‌شنوید.»

او سپس به آبشخورهای فکری‌اش که به ۳ کنسرت پژوهشی در دهه ۷۰ منجر شد اشاره می‌کند؛ «خواننده در آواز سنتی کارش انتقال معناست؛ چیزی به شعر اضافه نمی‌کند.

گروه ۶ ماه تمرین می‌کنند، خواننده ۲ جلسه هم سر کارشان نمی‌آید. اما در آخر همه چیز به اسم او تمام می‌شود؛ آن هم وقتی که همه خواننده‌های ما بی‌سوادند.

کدامشان یک فیلم از اسکورسیزی دیده؟ بپرسید ازشان که آخرین کتابی که خوانده‌اند چه بوده؟»

گروهی از جماعت از این حرف به وجد می‌آیند و کف می‌زنند اما لااقل نصف سالن با نامجو همراه نیستند. او از لیبل کاست «خط سوم» مثال می‌آورد و می‌گوید: «خواننده در همین چند خطی که برای ما نوشته، پته بی‌سوادی‌اش را روی آب ریخته است».

اما نگاه خود نامجو به آواز چیست؟ «برای من حنجره فراتر از ساز یا سبک است. حنجره یک ابزار تولید صداست؛ هر صدایی که در طبیعت وجود دارد.»

نامجو از شعر آوازها هم انتقاد می‌کند؛ «شعرهای کلاسیک ما مضمون‌گرا و توضیحی هستند؛ تبیینی نیستند که با تکرار و تاکید روی حروف و واژه‌ها، حسی را بیان کنند.

گزارش : همشهری آنلاین
محسن‌نامجو
چاپ بازگشت
 
کاربر گرامی، برای ارسال این صفحه به دوستان ، باید ابتدا وارد سایت شوید. ورود به سیستم عضو سایت نیستید؟
 
   بحث‌و‌گفتگو
تله
مژگان که به تازگی با فرشاد کیا ازدواج کرده به او مشکوک است. بنابر با …
فرامرز قریبیان
متولد: 1320
فرامرز قریبیان بازی در سینما را با فیلم بیگانه بیا ساخته مسعود …
محمدباقر قالیباف
محمدباقر قالیباف متولد اول شهریور ۱۳۴۰ در شهر مشهد ، دارای مدرک دکتری …
عقب ماندگی
در رویارویی با برتری بیگانگان در دوران معاصر، بخصوص در عرصه‌های …
رسول ملاقلی‌پور
رسول ملاقلی‌پور (۱۳۳۴ـ ۱۵ اسفند ۱۳۸۵) کارگردان ایرانی بود. ملاقلی‌پور …
مردم ایران سلام
این برنامه یک روز نامه تلویزیونی است که موضوعات مهمی از قبیل ورزش، …
استرالیا
استرالیا که همچون جزیره‌ای بزرگ در اقیانوسیّه و در نیم‌کره جنوبی …
هروئین
هروئین که نام شیمیایی آن "دی استیل ـ مورفین" است و در سال 1900 به عنوان …
آقای هفت رنگ
کارگردان: شهرام شاه حسینی
نویسنده: علیرضا معتمدی و احمد رفیع‌زاده
سال …
 
   بهداشت و درمان
فهرست بیماری‌ها
قوانین و مقررات جزائی
حمل و نقل ، انبارداری و ارتباطات
پرسش و پاسخ
معدن
شاعران پارسی‌گوی در دو قرن …
نیروی انسانی
گل و گیاه
 
طالع‌بینی یکشنبه ۱ فروردین ماه
طالع‌بینی یکشنبه ۱ فروردین ماه
رهبر معظم انقلاب سال ۸۹ را "سال همت مضاعف ، کار مضاعف " نامیدند
رهبر معظم انقلاب سال ۸۹ را "سال همت مضاعف ، کار مضاعف " نامیدند
وقتی نمک زندگی زیاد می‌شود...
وقتی نمک زندگی زیاد می‌شود...
امسال سال عزت بیشتر و پیشرفت گسترده تر ملت ایران است
امسال سال عزت بیشتر و پیشرفت گسترده تر ملت ایران است
متن کامل پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت حلول سال ۱۳۸۹
متن کامل پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت حلول سال ۱۳۸۹
به من بخندید اما كمربندتان را ببندید
به من بخندید اما كمربندتان را ببندید
تحویل با تحول
تحویل با تحول
هفته ۲۷ لالیگا ـ رئال و آرزوی لغزش بارسا
هفته ۲۷ لالیگا ـ رئال و آرزوی لغزش بارسا
تکم چی ها، سفیران فراموش شده نوروزی
تکم چی ها، سفیران فراموش شده نوروزی
آداب و رسوم نــوروز در ایران زمین
آداب و رسوم نــوروز در ایران زمین
عضویت در خبرنامه‌ها
ارسال خبر
اخبار ارسالی من
تازه‌ها
استاد شجریان: یک شاخه گل بهترین هدیه است
استاد شجریان: یک شاخه گل بهترین هدیه است
صهبایی: ارکستر سمفونیک تهران رهبر کار بلد نداشته است
صهبایی: ارکستر سمفونیک تهران رهبر کار بلد نداشته است
انتشار دوباره‌ی آلبوم «طرب‌انگیز»
انتشار دوباره‌ی آلبوم «طرب‌انگیز»
فصلنامه موسیقی ماهور منتشر شد
فصلنامه موسیقی ماهور منتشر شد
آلبوم تلفیقی «آواره» منتشر شد
آلبوم تلفیقی «آواره» منتشر شد
معرفی آرشیو موسیقی
موسیقی محلی
 آلبوم Transoxania Folk Music of Persian-Speaking People
ترجمه

بیش از ۵۰۰ مترجم متخصص در ۲۶ رشته و ۱۷ زبان

تخفیف ویژه سفارشات آنلاین

۶۶۹۰۰۱۹۴-۵

آگهی‌ها
◊ فروشگاه ایران می شاپ
» فروشگاه ایران می شاپ www.iran-meshop.net تنها فروشگاه عرضه محصولات اورجینال تبلیغات تله شاپینگ …
◊ قویترین محصولات جهان ((فوق العاده))
» www.modava.ir • بزرگترین و برترین سایت جنسی و زناشویی ایران • ارائه تمامی محصولات برتر حال …
◊ مبلمان اداری محیط آرا
» شرکت " مبلمان اداری محیط آرا " ، بزرگترین و صنعتی ترین کارخانه تولید مبلمان اداری …
◊  اگر ندانید که به کجا می‌روید، چگونه توقع دارید به آنجا برسید ؟ باسیل اس والش  ◊
معرفی شرکت
   آریا پرواد    پارس لودرز
   ارجنت الکترونیک    شرکت شیشه در نشکن
   لیفتراک هواکار ( نماینده انحصاری لیفت ...   شرکت مهندسی سپهر طرح کیمیا
معرفی سایت
   کلینیک کاهش وزن سیـبـیـتـا    سی دی باران دات کام
   شرکت راه و ابنیه سپهر    شرکت تلاش و توسعه آسیا
   شرکت کارگزاری مشاوران سهام    شرکت کامپیوتر طوسیران
کار و کاريابى آگهى‌ها آدرسها بانکهای اطلاعاتی لينک‌ها بازار گل و هديه آرشیو موسیقی فتوبلاگ بحث و گفتگو انجمن علمی و فرهنگی
صفحه اصلىراهنمانقشه سايتدرباره ماتماس با مانظراتمآخذآفتاب من
Vista Research & Information Technology Center
.All Rights Reserved  2009 © 
support@aftab.ir
صفحه کلید فارسی
جستجوى سريع جستجوی پیشرفته