طبق اخبار موثق، مجسمه معروف ایرانی كه موسوم به <رویش> بود و در سال ۸۱ در بیینال بینالمللی مجسمهسازی كه با حضور داوران بینالمللی در تهران حائز رتبه اول شده بود، از مقابل سفارت ایران در پاریس مفقود شده است!
بر اساس اظهارات مقامات پیشین سفارت جمهوری اسلامی در فرانسه و مجسمهساز مربوطه، در آغاز دولت فرانسه خواهان خرید مجسمه مذكور و نصب آن در فضای باز یكی از پاركها یا میادین شهر پاریس بود، اما مقامات وقت سفارت جمهوری اسلامی ترجیح دادند تا این اثر برجسته ملی و جهانی در مقابل سفارت ایران در پاریس نصب شود؛ منوط بر آنكه دولت ایران موظف به نگهداری، تعمیرات و حفظ آن باشد. اما با تغییر دولت در ایران، عوامل جدید سفارت جمهوری اسلامی در ایران با این ادعا كه مجسمه یك تنی به وسیله باد بر زمین افتاده و آنها نیز بقایای آن را به رفتگران پاریس سپردهاند، اساسا خیال خود را از بابت این مجسمه ارزشمند آسوده نمودهاند. نكته جالبتر آنكه مقامات ایرانی سفارت فرانسه كه نمیتوانند به روشنی پاسخ دهند، چگونه بدون وقوع توفان ثبت شده در پاریس، نسیمهای آن شهر توانسته چنین مجسمهای را سرنگون نماید، پیگیری همكارانمان در اعتماد ملی را نیز مضحك دانستهاند. آنها در پاسخ به پیگیریهای مجسمهساز مربوطه و همكارانمان پاسخ دادهاند، ما با مسائل مهمتری از جمله بحران هستهای و روابط نامساعد ایران و فرانسه روبهرو هستیم. در این شرایط چه نیازی به حساسیت درباره سرنوشت این اثر فرهنگی است. چنین اتفاقی را اگر در كنار دیگر رویدادهای فرهنگی قرار دهیم، به نتایج زیبایی نمیرسیم.
از یك سو خبر میرسد سه ستون هخامنشی در بازار حراج لندن در حال خرید و فروش است. از دیگر سو تركها در عین وقاحت، جلالالدین محمد بلخی ملقب به رومی را به نام خود ثبت كردهاند. تاجیكها، رودكیرا شاعر ملی خود میدانند. پاكستانیها و افغانها به بخشهای دیگر میراث تاریخی این سرزمین كهن چشم دوختهاند، عربها ابوریحان بیرونی و شیخالرئیس بوعلی سینا را مصادره میكنند. قطع نظر از این، همه این شخصیتها به <اسلام> و امت اسلامی تعلق دارند و حفظ هویت اقلیمی و نژادیشان نیز لازم است و چهرههای ایرانی باید به نام ایران ثبت شوند و دیگر اقوام نیز به نام خود آنان و این خواسته و تلاش مذموم نیست. در میان این همه تلاشهای قابل احترام برای میراثهای اسلامی و دینی، متولیان عرصه فرهنگ جهت حفظ میراث معنوی و ارزشی ایرانیان باید حساسیت بیشتری از خود به خرج دهند. آیا اقداماتی از جمله بیتوجهی و سهلانگاری مقامات فعلی سفارت ایران در فرانسه قابل توجیه و بخشش است؟ فرهنگ و میراث معنوی از نظر مقامات فعلی فرهنگی كشور در چه جایگاهو مرتبتی قرار دارد؟ آیا همانگونه كه متولیان رژیم پهلوی به نادرستی هنر و فرهنگ و تمدن ایرانی را منحصرا در لابهلای استخوانهای عصر باستان جستوجو میكردند و ره به خطا میبردند، ما نیز بهدنبال خطا و انحراف دیگری هستیم؟ پاسخ متولیان امروز فرهنگ این سرزمین باید این باشد كه به یكباره خود را نسبت به هر عنصر و میراثی كه به دوران گذشته ایرانیان و یا هویتی فرهنگی غیرایدئولوژیك تعلق دارد، بیتوجه نشان دهند؟ پاسخ روشن است. تاریخ ایران همواره از افراطها و تفریطها لطمه خورده است؛ نه آن سیاست بجا و درست بود و نه این روش صواب و خردمندانه. ایران اسلامی میراثی مشترك دارد. از گذشته باستان تا انقلاب اسلامی، هرگونه تفكیك غیرمسوولانه منجر به خسارتهای فراوان خواهد شد.
ایرانیان مریدان اسلامند، اما به هویت، فرهنگ، تاریخ و میراث دیروز و امروزین خود پایبند هستند. متولیان فرهنگ موظفند به این دغدغهها توأمان احترام بگذارند. |