هفته گذشته برای اهالی كتاب حالا چه فروشندگان و انتشاراتیها و چه كتابخوانان و به خصوص دوستداران ادبیات، هفتهای خاكستری رنگ بود.
چرا كه در این هفته كتابهایی به جمع تازههای نشر اضافه شد و از سویی خبر آمد كه سالمرگی و عقرب به همراه چند كتاب دیگر تجدید چاپ نخواهند شد.
اما به هر حال علاقهمندان به ادبیات هیچگاه بازار را تنها نخواهند گذاشت هر چند كه ذهن آنان همواره با این پرسش و علامت تعجب آشفته و آزرده میشود كه چرا كتابی اول اجازه ورود میگیرد، جا میافتد و یك باره خبر جمع شدن و عدم تجدید چاپ آن میرسد؟
اما به هر حال هفته گذشته را باید به نام «سال بلو» اسمگذاری كرد. سال بلو این عنوان را توانست برای «دم را دریاب» و ترجمه بابك تبرایی كسب كند. این كتاب البته برای اولین بار در سال ۱۹۵۶ منتشر شده است و چاپ جدید به تازگی توسط انتشارات معتبر پنگوئن به بازارهای جهانی و پس از ترجمه به ایران آمده است، اما بسیاری از منتقدان حرفهای ادبیات درخصوص «دم را دریاب» اعتقاد دارند با گذشت چیزی حدود چهل سال از انتشار مجدد آن تغییری در فضا و ساختار اصلی این رمان كوتاه رخ نداده در این میان تصویر به روشنی قابل درك و فهم است هر چند كه به تعبیر آنان نمای خارجی قصه دستخوش تغییر شده است ولی با این حال همان چه توسط «سال بلو» گفته شده است، قابل درك و لمس شدن است. در سال ۱۹۷۶ آكادمی سلطنتی سوئد، ضمن اعطای جایزه نوبل ادبیات به سال بلو، از این كتاب تقدیر ویژهای به عمل آورد و این كتاب را از سایر آثار بلو متمایز كرد. درخصوص «دم را دریاب» نقدها و واكنش بسیاری صورت گرفته است به گونهای كه بخش ادبی روزنامه گاردین آن را یكی از بهترین رمانهای كوتاه تاریخ ادبیات دانسته است و همچنین آیریش تایمز در این باره نوشته است كه: سال بلو یكی از غولهای رمان قرن بیستم است. دم را دریابید را بخوانید تا بفهمید چرا.
دم را دریاب شرح بحرانیترین روز زندگی یك مرد رسیده به آخر خط است. تامی ویلهلم در این روز مسیری را مرور میكند كه به شكست در جنبههای مختلف زندگی و سرخوردگیاش از تمایز پیوندهای شخصی و اجتماعی منجر شده و میكوشد با اعتمادی سست به دوستی تازه و مشكوك، خود را از سقوط كامل نجات دهد.
بعد از «دم را دریاب» یكی دیگر از پرفروشهای هفته گذشته اثری است از ولادیمیر ناپاكوف كه نامی آشنا برای رمانخوانهای ایرانی و همچنین علاقهمندان به سینما است. علاقهمندان به داستانهای خارجی حتما با چنین، دعوت به مراسم گردنزنی و دیگر كارهای او آشنا هستند و سینمادوستان حتما لولیتا را میشناسند، كتابی كه تا به حال توسط دو تن از كارگردانان بزرگ سینما طی سالهای پس از انتشارش به صورت فیلم ساخته شده است و فیلمهایی كه استنلی كوبریك و آدریان لاین براساس اقتباس از «لولیتا»ی ناباكوف ساختهاند، اما این بار ناباكوف با رمانی عاشقانه به نام «ماری» آمده است، رمانی كه ناباكوف به یاد وطن از دست رفتهاش «روسیه پس از انقلاب كمونیستی سال ۱۹۱۷» نوشته است.پس از «دم را دریاب- بلو» و «ماری- ناباكوف»، آوای امواج- هیشیما، بادبادك باز، هزار خورشید تابان- خالد حسینی، ژاك قضا و قدری- دنی دیدرو، ماهی بزرگ- مانیل والاس، مرگ پنگوئن- آندری كوركف، آئورا- كارلوس فوئنتس و آثاری از كالونیو، كالین فالكنر، كوبهآبه، بنی، مورا كامی و مجموعه داستانهای عاشقانه از نویسندگان آلمان، كاخ ژاپن- واسكو نسلوس، دسته دلقكها- سلین و همچنین برخی از كتابهایی كه انتشارشان تازگی ندارد، به عنوان دیگر پرفروشها یاد كرد.
در زمینه داستان ایرانی نیز پس از اعلام خبر غیررسمی مبنی بر عدم انتشار مجدد سالمرگی (اصغر الهی) و عقرب (مرتضائیان آبكنار) سیل تقاضا برای این دو كتاب زیاد شده است و از سوی دیگر در بین پرفروشهای داستان ایرانی تغییری آنچنانی مشاهده نمیشود و پرفروشها تقریبا مانند هفته گذشته هستند. (از روزگاررفته حكایت- گلستان)، (عارف جان سوخته- نهال تجدد)، -قطار ۵۷ رضا رییسی) از آثار پرفروش هفته گذشته بودند. همچنین در بین پرفروشهای هفته گذشته باید كتاب جدید رسول یونان به نام «خیلی نگرانیم! شما لیلا را ندیدید؟» نیز اضافه شود. از دیگر پرفروشها همچنین میتوان به انتخاب سیمین دانشور، هاكردن- پیمان هوشمندزاده، قلعه پرتغالی- عباس عبدی، بازی عروس داماد- بلقیس سلیمانی، تقدیم به چند داستان كوتاه – شهسواری، سهرابكشی، لبه پرتگاه، بهرام بیضایی اشاره كرد.
علاقهمندان به شعر خارجی هم همچنان كتاب «رافائل آلبرتی، شاعر آزادی، دریا و مردم» را به عنوان پرفروشترین معرفی میكنند.دوستداران شعر فارسی نیز هفته گذشته به دلیل اینكه مصادف شده بود با چهل و یكمین سالمرگ فروغ فرخزاد با استقبال از دفترهای شعر او مخصوصا تولدی دیگر، این كتاب را به عنوان پرفروشترین دفتر شعر هفته گذشته معرفی كردند. |