مدیر کل زندان های استان تهران اعلام کرده که در حال حاضر ۴۲۶ نفر به دلیل عدم توانایی در پرداخت مهریه و نفقه در زندان های این استان به سر می برند.
سهراب سلیمانی در گفتگو با خبرگزاری فارس افزود که از میان این افراد ۲۶۰ نفر در رابطه با مهریه و ۱۶۶ نفر به دلیل عدم پرداخت نفقه زندانی شده اند. البته نعمت احمدی، وکیل و حقوقدان در تهران معتقد است آمار کسانی که در رابطه با مهریه زندانی هستند بسیار بیش از این است. او می افزاید که عدم درک روشن و صحیح از میزان مبلغ های تعیین شده به عنوان مهریه، و آگاهی نداشتن از عواقب عدم پرداخت آن از جمله دلایلی است که موجب شده جوانان با پذیرش مهریه های نا متعارف پا به زندگی مشترک بگذارند. در سال های اخیر در ایران تعیین مهریه های سنگین به عنوان ضامنی برای بقای زندگی مشترک مرسوم بوده است.
اما در عمل شاید افزایش آمار طلاق در جامعه، از موثر نبودن مهریه در دوام زندگی زناشویی حکایت دارد. تعیین مهریه بر اساس تاریخ تولد و موارد دیگر از این دست به موانع پیش روی جوانان برای ازدواج افزوده است. عدم توانایی در پرداخت مهریه یکی از مصداق های ماده ۲ حدود اختیارات در قوانین ایران محسوب می شود که طبق آن برای کسانی که از عهده پرداخت تعهدات مالی خود بر نمی آیند مجازات زندان در نظر گرفته شده است. نعمت احمدی می گوید که راه حلی که قوه قضاییه برای برخورد با چنین پرونده هایی و جلوگیری از بازداشت طولانی مدت افراد در پیش گرفته این است که پس از طرح شکایت و زندانی کردن فرد، درخواست زندانی را برای پرداخت مهریه به صورت اقساط و بر اساس درصدی از درآمد ماهیانه او مورد پذیرش قرار می دهد.
مهریه تغییر شکل یافته سنت فروش زن وتوهین به این طبقه است به اعراب کاری ندارم اما در ایران پس از استیلای عربها بدعت شد وهنوز هم در بسیاری از نقاط ایران در کنار ان مبلغی هم بعنوان بهاء فروش زن رایج است مشاهده میشود گاهی پیرمردی توانسته با پرداخت بهاء گزافی صاحب دختر ۱۸ ساله ای بشود بنابراین دفاع از مهریه تحت عناوین تضمین زندگی مشترک واحترام به زن شرم اور وبسیار موهن است مهریه نه تنها نتوانسته تضمینی برای زندگی مشترک باشد بلکه خود عاملی برای بسیاری از اختلافات است بعنوان مثال بسیار دیده شده است یک زندگی مشترک که بر اثر بگومگوی مختصری کاملا میتوانست با هیچ نوع خطری مواجه نباشد براثر موجودیت مهریه وتحریک وتشویق اطرافیان به گوشمالی طرف جهت تکرار نشدن برخورد ها بعنوان مهمل تهدید به اجراء گذاشته شده وبه زندگی مشترک پایان داده است. عندالمطالبه بودن مهریه خود از عوامل موذیانه اختلاف برانگیز است چون جائی که برای استیفای حقوق کاملابرحق نیاز به اقامه دعوی ورسیدگی در حضور قاضی وجود دارداین یکی هیچ احتیاجی به این تشریفات نداشته وبطور مستقیم با مراجعه به اجرا وارائه قباله ازدواج فرد متعهد بلافاصله تحت تعقیب قرار میگیرد .
والبته این خیلی طبیعی است که در صورت وقوع چنین حالتی هیچ مردی حاضر به ادامه زندگی مشترک با چنین همسری یا بعبارت مندرج در قباله !!! ازدواج زوجه نباشد. . دقت در نفس امر نیز عبث بودن چنین امری را اثبات میکند مرد وزنی که در ابتداء یک زندگی هستند چرا باید پایه های زندگیشان بجای عشق ومحبت وقبول مسئولیت برای ساختن اینده بر دا وستد وتعهد مالی وچک وسفته استوار باشد؟ اگر یک زنی به کسی که میخواهد بااو خصوصی ترین لحظات زندگی خود را بخش کند اعتماد ندارد چرا ازدواج میکند ؟
از طرفی چه کسی گفته است که ارزش حیات زن برمرد مقدم است؟ در بسیاری از حوادث که به جدائی ودربدری اعضاء یک خانواده حتی جنایت انجامیده است انگشت اتهام به سوی مهریه که ساطوری برای قطع ریشه زندگی در دست زن بالهوس وخیره سر ونااشنا به ارزش مقام زن وزندگی بوده نشانه بوده است . بنظر میرسد هرقدر هم که دراین خصوص قلمفرسائی شود بازهم سنت وقوانین حرف جاری خود را خواهد زد اما امید این است که کسان خواهان تشکیل خانواده چه زن چه مرد بدانند که اگر هدف بر قبول مسئولیت است اگر این عشق وعلاقه وفداکاری طرفین استکه انها را خوشبخت وکامروا میسازد واگر ازدواج امری است ملکوتی که انوار زندگی بخش ان لحظه های انهارا به تلولو شادی ها خواهد اراست برانها فرض است که پایه های زندگی را بر چنین تضمیناتی بنا ننهند وبا نادیده گرفتن این رسم موهن خود را به زیور دانائی ومدیریت وصداقت وعشق ومحبت بیارایند.
باقر عزیزی |