تغییرات صورت گرفته در کرملین و جابه جایی در مناصب کلیدی روسیه به نحوی بود که در وهله نخست نمی شد دگرگونی محسوسی را در عرصه های سیاسی این کشور انتظار داشت. به خصوص که از یک سو «دیمیتری مدودوف» تحت حمایت «ولادیمیر پوتین» به قدرت دست یافته بود و از سوی دیگر مدودوف خود را همگام و سازگار با سیاست های رئیس جمهور پیشین نشان داده بود. از این رو دیمیتری مدودوف که تحت حمایت مستقیم ولادیمیر پوتین به مقام ریاست جمهوری روسیه دست یافته بود، به محض پیروزی در انتخابات از نزدیکی به سیاست های رئیس جمهور پیشین سخن به میان آورد و در یک تقسیم کار از «تعیین مواضع اصلی داخلی و سیاست خارجی» به عنوان مسوولیت رئیس جمهور و «هدایت فعالیت های اقتصادی» توسط نخست وزیر یاد کرد.
از سوی دیگر این مطلب که یک رئیس جمهور بلافاصله پس از پایان دوره ریاست جمهوری، صاحب مقام نخست وزیری شود، اتفاقی نادر در عالم سیاست بود و به همین سبب ضمن مطرح نمودن مساله تقسیم قدرت میان پوتین و مدودوف، بر ادامه خط مشی های پیشین مسکو نیز صحه می گذاشت. به نحوی که اکثر کارشناسان، ولادیمیر پوتین را صحنه گردان اصلی سیاست روسیه و دیمیتری مدودوف را تنها به عنوان دارنده منصب ریاست جمهوری تلقی می کردند.
در این بین علی رغم آنکه تحلیل های فوق تا حد زیادی درست می باشند و قدرت پوتین در مقام نخست وزیری، تقسیم کار مدودوف را از جنبه ای ظاهری و تبلیغاتی برخوردار خواهد کرد، با این حال به نظر می رسد تحرکات هفته های اخیر در سیاست خارجی روسیه حکایت از آغاز فصل جدیدی در روابط مسکو با شرق و غرب داشته باشد. به خصوص که طی هفته های گذشته، رئیس جمهور و نخست وزیر روسیه، سفرهای مهمی به کشورهای شرقی و غربی داشتند. بر این اساس دیمیتری مدودوف به عنوان رئیس جمهور در نخستین سفرهای رسمی خود به کشورهای خارجی، روز ۲۲ مه ۲۰۰۸ (۲ خرداد ۱۳۸۷) وارد قزاقستان شد و پس از آن عازم چین گردید. از سوی دیگر ولادیمیر پوتین به فرانسه سفر کرد و با مقامات بلندپایه آن کشور دیدار نمود. در این بین مدودوف راه سفر به آلمان را در پیش گرفت تا در نخستین سفر اروپایی خود به گسترش روابط با نزدیک ترین متحد اروپایی روسیه متعهد باشد.
به هر روی سفر مدودوف به قزاقستان و چین پیش از سفر به اروپا، نشان می دهد که رئیس جمهور جدید روسیه کارخود را با ظرافت و هوشمندی آغاز کرده است. زیرا مدودوف برخلاف پوتین که در نخستین سفر خود در مقام رئیس جمهور راهی غرب شد، با سفر به چین، فصل تازه ای در سیاست خارجی روسیه گشود. به نحوی که می توان سفرهای مقامات بلندپایه روسیه را با توجه به ترتیب و اهدافی که داشتند، در راستای نگاهی نوین به عرصه سیاست خارجی محسوب نمود.
● سفر به چین; هراس غرب
انتخاب چین و قزاقستان به عنوان همسایه های شرقی و همچنین به عنوان نخستین سفر خارجی رئیس جمهور جدید روسیه می تواند پیام مهمی برای غرب در بر داشته باشد. به خصوص که غرب همواره از گسترش روابط میان سایر قطب ها هراس داشته و تلاش های زیادی جهت ممانعت از نزدیکی و همکاری های بیشتر میان کشورهایی نظیر ایران، روسیه، چین و هند به عمل آورده است. در این بین نقطه مشترک در روابط روسیه و چین را می توان در مسائل امنیتی و حضور روز افزون ایالات متحده در آسیای مرکزی جست وجو نمود. در واقع اتخاذ سیاست یک جانبه گرایی از سوی دولتمردان کاخ سفید و عدم لحاظ نمودن منافع دیگر کشورها در منطقه، روابط روسیه و چین را نیز تحت الشعاع خود قرار داده است. از این رو روسیه و چین، ضمن مخالفت با سیاست های یکجانبه گرایانه آمریکا، خواهان چندقطبی شدن جهان و اتخاذ سیاست های چندجانبه گرایانه می باشند.
به خصوص که در سفر اخیر رئیس جمهور روسیه به چین، دو کشور به محکوم نمودن «طرح سپر دفاع موشکی آمریکا» پرداختند و آن را تضعیف کننده تلاش های بین المللی برای خلع سلاح خواندند. در بیانیه مشترکی که مدودوف و «هو جین تائو»، روسای جمهور روسیه و چین صادر کردند، بر این نکته که ایجاد یک سیستم دفاع موشکی جهانی، کمکی به حمایت از تعادل و ثبات استراتژیک نمی کند و به تلاش های بین المللی برای کنترل سلاح و روند منع گسترش آسیب می زند، تاکید نمودند. در این بین علی رغم آنکه روسیه و چین در گذشته نیز با این طرح مخالفت کرده بودند، اما اهمیت این بیانیه مشترک در اتفاق نظر و محکومیت طرح به صورت مشترک بود.
همچنین دربیانیه مشترک دو کشور، تاکید شده بود که مسائل مربوط به پرونده هسته ای ایران، بازسازی عراق، اوضاع در خاورمیانه و کوزوو باید از راه دیپلماتیک و مذاکراتی برابر با درنظر داشتن امنیت جهانی حل شوند. ضمن آنکه طرفین خواستار ممنوعیت استقرار سلا ح در فضا شدند و بر اهمیت آماده سازی سند بین المللی حقوقی در خصوص استفاده صلح آمیز از فضا در چارچوب کنفرانس خلع سلا ح ژنو تاکید کردند. علاوه بر این قراردادی نیز میان دو کشور به ارزش یک میلیارد دلار برای احداث یک نیروگاه سوخت هسته ای در چین از سوی روسیه و تحویل اورانیوم نیمه غنی شده به پکن امضا شد.
به طور کلی چین و روسیه نشان داده اند که در اکثر مسایل مختلف منطقه ای و جهانی موضعی مشترک دارند. به همین سبب در حالی که روسیه و چین با سفر مدودوف به پکن بر تحکیم مناسبات و جلوگیری از سلطه طلبی های غرب بر عرصه جهانی تاکید می کردند، آمریکا و انگلیس به ابراز نارضایتی از گسترش این روابط پرداختند. به نحوی که برخی از روابط روسیه و غرب با عنوان «صلح سرد» یاد کردند و خواستار موضع گیری قاطع تری در قبال مسکو شدند. به عنوان نمونه «مجلس لردهای انگلستان» با انتشار گزارشی در خصوص وضعیت سیاست داخلی و خارجی روسیه، سیاست داخلی روسیه را غیر قابل تحمل و سیاست خارجی آن را متجاوزانه و تحریک انگیز خواند.
● سفر به فرانسه; تحکیم رابطه با اتحادیه اروپا
در شرایطی که گسترش روابط میان روسیه و چین موجب هراس غرب شده بود، ولا دیمیر پوتین در نخستین سفر مهم خارجی خود به عنوان نخست وزیر، در روزهای ۲۹ و۳۰ ماه مه عازم فرانسه شد تا ضمن حفظ نگاه اروپایی مسکو، از تنش های میان روسیه و غرب نیز بکاهد. علاوه بر این سفر پوتین به فرانسه دلیل مهم دیگری نیز داشت و به روابط آینده روسیه و اتحادیه اروپا باز می گشت. به خصوص که فرانسه از یکم ژوئن به مدت شش ماه ریاست اتحادیه اروپا را در دست می گیرد و بدین ترتیب می تواند نقش مهمی در گفت وگوهای آتی روسیه با اتحادیه اروپا ایفا نماید.
از این رو در شرایطی که در حال حاضر بزرگترین مشکل روسیه در روابط با اتحادیه اروپا توافق نامه مشارکت و همکاری سال ۱۹۹۴ است که مهلت اعتبار آن در دسامبر سال ۲۰۰۷ به پایان رسیده و طی دو سال گذشته بروکسل و مسکو نتوانسته اند به توافقی جامع دست یابند، فرانسه می تواند نقش بسیار موثری در جریان مذاکرات دو طرف و فراهم سازی شرایط لازم در داخل اتحادیه ایفا کند. بر این اساس میانجی گری فرانسه به منظور هر چه سریع تر امضاشدن پیمان فوق از اهمیت زیادی برای مسکو برخوردار است.
علاوه بر این سفر پوتین به فرانسه در شرایطی که سارکوزی بیش از اندازه به آمریکا متمایل است نیز می تواند پیام های مهمی در بر داشته باشد. زیرا گرایش آمریکایی کاخ الیزه در میزان نزدیکی و دوری روسیه به اتحادیه اروپا می تواند بسیار موثر باشد و این مساله ممکن است در زمان ریاست فرانسه بر اتحادیه اروپا تشدید شود. بنابراین پوتین با علم به این تحولات، تلاش خود را جهت نزدیکی به فرانسه و استفاده از ظرفیت های آن کشور برای کاستن از گسترش نفوذ نظامی آمریکا در مناطق پیرامونی خود به کار بسته است.
در این بین عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو و استقرار سپر موشکی آمریکا در کشورهای اروپای شرقی نیز از جمله مسائلی به شمار می آیند که می تواند نظر روسیه را به سوی فرانسه جلب کند. به خصوص که عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو با مخالفت فرانسه نیز مواجه شده است. بر این اساس فرانسه در نشست پیشین ناتو با در نظرگرفتن نگرانی شدید مسکو از عضویت این دو کشور در این ائتلاف نظامی، به مخالفت با شروع مذاکرات رسمی درباره عضویت گرجستان در ناتو پرداخت. بنابراین می توان سفر پوتین به فرانسه را سامان دادن به این دو دغدغه اصلی میان روسیه و غرب نیز محسوب نمود.
● سفر به آلمان; تعمیق همکاری با مهمترین شریک اقتصادی
انتخاب برلین به عنوان نخستین ایستگاه سفر غربی رئیس جمهور جدید روسیه نشانه اهمیتی است که مسکو برای مناسبات خود با برلین قائل است. به خصوص که آلمان به دلیل روابط تاریخی و دیرینه ای که با روسیه دارد و همچنین روابط تجاری گسترده ای که میان طرفین برقرار است، به عنوان پل ارتباطی میان روسیه و اتحادیه اروپا شناخته می شود. به همین سبب اولین سفر رسمی رئیس جمهور روسیه به غرب مورد توجه ناظران سیاسی قرار گرفته است. به نحوی که می توان این سفر را نقطه آغاز بهبود روابط میان روسیه و آلمان و سایر کشورهای غربی محسوب نمود.
بر این اساس موضوعات مورد علاقه دو جانبه نظیر محیط زیست، بهداشت، ایجاد مسکن، بازسازی نهادهای حقوقی و امور دادگستری، ایجاد لوله نفتی دریای شرق، صدور انرژی، مسائل مربوط به حقوق بشر، تقویت دولت قانونمند، مسائل بانکی و مدرنیزه کردن صنایع از یک سو و مسائل جهانی همچون مناقشه کوزوو و فعالیت های هسته ای ایران از جمله محورهای گفت وگوی دیمیتری مدودوف با «آنگلا مرکل» صدراعظم آلمان بود.
به طور کلی می توان سفر مدودوف به آلمان و دیدار با مرکل را مهر تاییدی بر روابط دوستانه و نزدیک دو کشور در زمان رهبری پوتین بر کرملین و «گرهارد شرودر» صدراعظم سابق آلمان تلقی نمود که نشان از اراده طرفین مبنی بر ادامه مناسبات دوستانه و همکاری راهبردی با یکدیگر دارد. در این بین روسیه نه تنها مهمترین شریک تجاری آلمان محسوب می شود، بلکه دو کشور در زمینه همکاری های راهبردی انرژی نیز با یکدیگر مشارکت دارند. به همین سبب مرکل اولین رهبر یک کشور خارجی بود که چند روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری روسیه از مسکو دیدار کرد و با مدودوف ملاقات نمود. همچنین «فرانک والتر اشتاین مایر» وزیر خارجه آلمان نیز نخستین دولتمرد اتحادیه اروپا بود که یک هفته پس از جابه جایی در رهبری روسیه از این کشور دیدار کرد و با مدودوف در کاخ کرملین گفت وگو نمود.
در این بین علی رغم آنکه دو کشور در خصوص کوزوو اختلاف نظر دارند، با این حال آلمان اعزام نیروی نظامی از سوی پیمان ناتو به قفقاز را به خاطر اختلاف میان مسکو و تفلیس بر سر آبخازیا شدیدا رد کرده و از این حیث به نفع مسکو عمل نموده است. بر این اساس آلمان امید دارد تا با اجرای نقشی میانجی گرایانه میان روسیه و غرب، ضمن برخورداری از منابع انرژی روسیه، جایگاه منطقه ای و جهانی خود را نیز ارتقا دهد. از این رو در شرایطی که ادامه همکاری با روسیه برای برلین بسیار مهم است، مسکو می تواند بر حمایت آلمان از خود برای عقد قرارداد همکاری با اتحادیه اروپا امیدوار باشد. همچنین روسیه می تواند بر پشتیبانی آلمان از خود در ناتو و مخالفت برلین با الحاق اوکراین و گرجستان به این پیمان نظامی نیز برخوردار گردد.
در این راستا مدودوف گسترش همکاری های دوجانبه بین آلمان و روسیه را پایه مهم همکاری با اتحادیه اروپا نامیده و نسبت به گسترش دامنه دوستی و همکاری با آلمان اظهار تمایل نموده است. آنگلا مرکل نیز علی رغم انتقادهایی که به وضعیت حقوق بشر در روسیه داشت، از وجود امکانات زیاد برای همکاری میان دو کشور در زمینه سیاست خارجی سخن گفت و ضمن استقبال از عقد قرارداد همکاری میان روسیه و اتحادیه اروپا، موافقت خود مبنی بر نشست مشترک ناتو و روسیه در اجلاس آینده سازمان همکاری های آتلانتیک شمالی را نیز اعلام نمود. در نتیجه سفر مدودوف به آلمان را باید از یک سو موجب تعمیق همکاری های دوجانبه میان دو شریک اقتصادی دانست و از سوی دیگر باب تازه ای در مناسبات اتحادیه اروپا و روسیه تلقی کرد که طی آن آلمان همچون یک میانجی عمل خواهد کرد.
● پوتین یا مدودوف; غرب یا شرق؟
در حال حاضر همانطور که نمی توان از برتری پوتین یا مدودوف در کرملین سخن گفت، به همان نسبت نیز نمی توان جهت گیری آینده سیاست خارجی روسیه را تبیین نمود. در این بین تنها می توان از سفرهای مقامات روسی به چین، فرانسه و آلمان که با ترتیب و اهداف خاصی صورت گرفته است، موارد مشخصی را پیش بینی کرد. در واقع می توان از تحرکات اخیر به ویژه سفرهای مقامات بلندپایه روسی، به ماهیت سیاست خارجی این کشور و راهبردهای احتمالی کرملین در آینده پی برد.
بر این اساس می توان راهبرد اساسی روسیه را «نگاه به شرق و حرکت به غرب» توصیف نمود. در این راستا روسیه سعی می کند با نگاه به شرق و نزدیکی به کشورهایی همچون چین، ایران و هند، بیش از پیش غرب را به مماشات وادارد و از هراس کشورهای غربی در خصوص نزدیکی مسکو با شرق، نهایت بهره را ببرد. از این رو با توجه به روابط دو جانبه قدرتمندی که میان چین و روسیه وجود دارد و هر دو طرف با سلطه هژمونیک آمریکا بر جهان نیز مخالف می باشند، می توان سفر مدودوف به چین را پیامی برای کشورهای غربی محسوب نمود که طی آن کرملین قصد دارد وجود گزینه های مختلف و توانایی بالقوه مسکو در انتخاب دوستان و شرکای نزدیک را به غرب نشان دهد.
از سوی دیگر به نظر می رسد روسیه با نگاه به شرق، عملا به سوی غرب حرکت نماید و اولویت های سیاست خارجی خود را نیز در این راستا تبیین کند. بر این اساس مسکو تلاش دارد در حرکت رو به غرب، خود را بیش از پیش به کشورهایی نظیر آلمان و فرانسه نزدیک نماید. زیرا از یک سو آلمان و فرانسه طی سال های گذشته، سیاست های نزدیکی را در خصوص مسائل جهانی اتخاذ کرده اند و از سوی دیگر از قدرت و نفوذ قابل توجهی در اروپا برخوردار می باشند. از این رو در شرایطی که طی دو سال گذشته، روابط روسیه با اتحادیه اروپا به خصوص با کشور انگلیس به عنوان یکی از موثرترین کشورهای اتحادیه - از سطح مطلوبی برخوردار نبوده است، مسکو تلاش می کند به برلین و پاریس نزدیک تر شود. به عبارت دیگر روسیه در شرایطی که روابط تیره ای با انگلیس دارد، سعی می کند از یک سو روابط نزدیکی با آلمان و فرانسه برقرار کند و از سوی دیگر از روابط نزدیکی که میان آلمان و فرانسه برقرار است، نهایت استفاده را ببرد.
نویسنده : شعیب بهمن