اگرچه تاكنون مسوولان دولتی خود را از مرزهای بحران اقتصادی آمریكا و اروپا جدا میكردند و حتی تصور روزهای وداع با نفت ۱۰۰ دلاری را به ذهن خود راه نمیدادند اما اكنون با ناباوری و البته نگرانی به شماره افتادن سقوط قیمت نفت را نظاره میكنند و دلواپس بودجه نفتیای شده اند كه گریبان دولت را گرفته است. روز گذشته در نشستی كه از سوی انجمن اسلامی دانشكده عمران دانشگاه امیركبیر برگزار شد، مسعود نیلی رئیس دانشكده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و داوود دانشجعفری وزیر سابق امور اقتصاد و دارایی به بررسی پیرامون بحران اقتصادی آمریكا و تبعات آن بر اقتصاد ایران پرداختند. كه در این رابطه مسعود نیلی بزرگترین مشكل اقتصاد ایران را در مواجهه با بحران اقتصادی آمریكا، كاهش قیمت نفت و كسری بودجه دولت در سال آینده اعلام كرد و داوود دانشجعفری نیز هشدار داد كه دولت باید خود را برای مواجهه با سقوط قیمت نفت كه به دلیل كاهش قیمت آن همین امروز هم دچار كسری بودجه است، آماده كند.
● دچار شعارگرایی نشویم
مسعود نیلی، رئیس دانشكده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف گفت: ممكن است برخی از عوامل موجب كاهش قیمت نفت در سال آینده شود كه اگر این اتفاق بیفتد به دلیل اینكه بخشی از پروژههای سرمایهگذاری خارجی در بخش نفت سال آینده به بار خواهد نشست، دچار كسری بودجه خواهیم بود وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا با كاهش قیمت نفت احتمال دامن زدن جنگ دیگری از سوی آمریكا وجود دارد، اظهار داشت: بخشی از مشكلات ایجاد شده در بحران مالی آمریكا مربوط به هزینههای جنگ عراق و افغانستان است كه این پول در واقع از جیب مردم آمریكا پرداخت شد. وی ادامه داد: هنگام جنگ عراق كه در سال ۲۰۰۳ اتفاق افتاد، ایران پنج میلیون بشكه ظرفیت مازاد داشت كه به همین دلیل پیشبینی جنگ دیگر عملا امكان ندارد. نیلی در پاسخ به سوال یكی از دانشجویان كه پرسید آیا بحران اخیر در آمریكا به معنای پایان بنیادگرایی در علم اقتصاد است، عنوان داشت: موضوع اقتصاد لیبرالی با آنچه كه در كشور ما به اقتصاد لیبرال شهرت دارد، متفاوت است. در آمریكا اقتصاد لیبرالی بدین معناست كه دولت به جز ایجاد امنیت در اقتصاد نقش دیگری ندارد. او با اشاره به اینكه در اقتصاد ایران اقتصاد لیبرالی با كجفهمی مواجه شده است، یادآور شد: اگر یك الگوی ذهنی در اقتصاد دچار مشكل میشود، حتما باید برای آن جایگزینی پیدا كرد. در غیر اینصورت هرگز نمیتوان با آشفتگی ذهنی مسائل را حل كرد. رئیس دانشكده اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف با بیان اینكه متاسفانه استادان اقتصادی در ایران داریم كه به آنچه كه میگویند اعتقادی ندارند، تصریح كرد: اقتصاددانانی داریم كه در كتاب خود نوشتهاند باید با برخی از مسائل با احتیاط برخورد كرد. حال سوال اینجاست كه چرا باید اقتصادی را یاد بگیریم كه آن را در عین حال نفی كنیم؟ او ادامه داد: در حوادث اخیر كه در اقتصاد آمریكا رخ داده باید مراقب شكلگیری یك روانشناسی خاص در كشور بود و نباید از بحران اقتصاد آمریكا دچار شور و شعف شویم. نیلی خاطرنشان ساخت: باید برای مشكلی كه در این رابطه اتفاق افتاده به دنبال راهحل بود و نباید در این رابطه دچار شعارگرایی یا احساسات شد. طراح برنامه سوم توسعه در كشور گفت: به عنوان یك معلم معمولی اقتصاد میگویم كه اگر اقتصاد آمریكا دچار مشكل شده آیا پایههای اصلی علم اقتصاد خدشهدار شده است؟ مسعود نیلی همچنین در سخنرانی خود درباره علل بروز بحران در اقتصاد آمریكا عنوان داشت: بحران در اقتصاد آمریكا در این سطح سابقه نداشته است. بنابراین میتوان گفت كه این اتفاق پدیده مهمی است كه در اقتصاد دنیا به وقوع میپیوندد كه نباید با آن برخورد سطحی و تبلیغاتی كرد. او با بیان اینكه گفته میشود اقتصاد آمریكا با این بحران با بنبست مواجه شده است، خاطرنشان ساخت: این اتفاق خود یك پدیده است، اما آثار ذهنی كه ممكن است برجای بگذارد موضوع دیگری است كه از درجه اهمیت بیشتری برخوردار است. این استاد اقتصاد دانشگاه با اشاره به بحران سال ۱۹۲۹ در آمریكا و مقایسه آن با وضعیت فعلی این كشور اذعان داشت: باید به این نكته توجه شود كه كشورها در مسیر توسعه با مسائلی روبهرو میشوند كه ممكن است برای حل آن نیاز به راهحل جدید داشته باشند، پس نمیتوان گفت علم در این بخش دچار توقف شده است. او ادامه داد: بحرانی كه در آمریكا اتفاق افتاده در بازارهای مالی این كشور اتفاق افتاده و هنوز به اقتصاد آمریكا نرسیده است. با این حال با توجه به اینكه ۲۱ درصد از اقتصاد دنیا به اقتصاد آمریكا وابسته است، تاثیرات آن متوجه كل جهان خواهد شد.
● دولت خود را برای سقوط قیمت نفت آماده كند
وزیر سابق امور اقتصاد و دارایی نیز در این نشست گفت: دولت باید خود را برای مواجهه با سقوط قیمت نفت كه به دلیل كاهش قیمت آن همین امروز هم دچار كسری بودجه است، آماده كند. داوود دانشجعفری نیز در میزگردی كه روز گذشته از سوی دانشكده عمران دانشگاه امیركبیر درباره بررسی بحران اقتصاد آمریكا برگزار شد، اظهار داشت: اگر دورنمای اقتصادی را مدنظر قرار دهیم با شرایط فعلی حتما سقوط قیمتها در بازارهای نفتی اتفاق میافتد اما با توجه به اینكه بورس ایران و بخش مالی ما با دنیا مرتبط نیست، این بخش دچار آسیب نخواهد شد. وی افزود: اما اگر كاهش قیمت نفت ادامه یابد، درآمد دولت كاهش یافته و در نتیجه دولت باید خود را برای درآمدهای كمتر آماده كند. وی در پاسخ به سوالی كه نظر وی را درباره احتمال حمله آمریكا به ایران با توجه به كاهش قیمت نفت، جویا شد، عنوان داشت: احتمال حمله وجود ندارد، زیرا این كار هزینه میبرد، دولت آمریكا با كسری بودجه روبهرو است. اگر قرار باشد جنگ دیگری اتفاق بیفتد، باید هزینههای دیگری بپردازد از همین رو بعید میدانم چنین اتفاقی رخ دهد. وزیر سابق امور اقتصادی و دارایی با اشاره به اینكه نسبت معاملات كاغذی نفت از معادله سه به یك به ۱۰ برابر تا پیش از بحران اقتصادی آمریكا رسید، خاطرنشان ساخت: این اتفاق در كنار سیاست كاهش ارزش دلار كه به نوعی دولت آمریكا بدان دامن زد، موجب شد تا میزان صادرات این كشور در یك دوره افزایش یابد. وی راهكارهایی كه برای ایجاد رونق تا پیش از ایجاد بحران در این كشور انتخاب شد را شامل چند مكانیسم عنوان كرد و تصریح كرد: دولت آمریكا ابتدا تصمیم گرفت تا مخارج دولت را بالا ببرد، زیرا در اقتصاد اگر دولت هزینهها را بالا ببرد، تقاضای كل افزایش مییابد. وی افزود: دولت آمریكا اگر سفارشهای نظامی را بیشتر كند، كارخانههای تولیدكننده ادوات نظامی بیشتر تولید میكنند و در نتیجه باعث رونق بیشتری برای اقتصاد این كشور میشوند. در چنین شرایطی بود كه دو جنگ اتفاق افتاد؛ جنگ افغانستان و دیگری عراق. هزینه جنگی مثل عراق باعث شد كه واحدهای تولیدی نظامی تداركات جنگ عراق را تامین كنند. دانشجعفری سیاست دیگر دولت آمریكا را پیش از بروز بحران سیاست كاهش نرخ بهره عنوان كرد و یادآور شد: این سیاست وسعت بیشتری یافت و موجب شد تا در دورهای سیاستهای اقتصادی دولت آمریكا كارآمد جلوه كند. باید گفت در دوره كلینتون نرخ بهره به حدود ۵ یا ۶ درصد رسیده بود، دولت بوش تصمیم گرفت با كاهش نرخ بهره و سیاستهای انبساطی و تزریق پول به اقتصاد آمریكا رونق ایجاد كند تا به تعبیری تحولی در سرمایهگذاری و رشد اشتغال ایجاد شود. او اضافه كرد: در نتیجه تصمیم به كاهش نرخ بهره با شیب تندی از ۶ درصد به یك درصد اخذ شد. هدف این بود كه افزایش سرمایهگذاری صورت بگیرد. دولت بوش به دنبال این بود كه با در پیش گرفتن سیاستهای انبساطی، هزینه تامین پول را كاهش داده تا سرمایهگذاری افزایش یابد. البته این سیاست موجب شد تا امكان دریافت وام از بانكها افزایش یابد. وزیر امور اقتصادی و دارایی سیاست سوم دولت آمریكا برای جلوگیری از ركود را افزایش صادرات اعلام كرد و گفت: این سیاست از طریق اتخاذ سیاست انبساط پولی و تضعیف دلار دنبال شد. اما از آنجایی كه تضعیف دلار ممكن بود خطرات امنیتی برای اقتصاد آمریكا به دنبال داشته باشد، این سیاست به صورت محدود دنبال شد كه حاصل آن افزایش ۱۲ درصدی صادرات آمریكا بود. |