با توجه به خسارت های سنگین اقتصادی ناشی از جنگل تراشی طی سال های گذشته، چندی است که مقامات چین، تایلند و فیلیپین از سود اقتصادی قطع و صدور درختان صرف نظر کرده اند.
به گزارش موسسه سیاست زمین، در پی بروز سیل های مهیب مخرب و زیان مالی ناشی از این سیلاب ها پس از نابودی جنگل در منطقه اطراف رود یانگ تسه، برآورد خسارت های اقتصادی این اقدامات، مقامات چین را واداشت از سود اقتصادی قطع و صدور درختان صرف نظر کنند. بر این اساس دولت چین از این پس اعمال مقررات شدید ممنوعیت قطع درختان را جایگزین برنامه های درختکاری می کند. به گزارش سبزپرس، «لستر براون»یک متخصص محیط زیست در این زمینه یادآور شده است که هرچند ممنوعیت قطع درختان احتمالاً در عمل اقدامی ناموفق می نماید اما عوارض و واقعیت های زیست محیطی مشخصی سبب شده است سه کشور تایلند، فیلیپین و چین ناگزیر به اعمال کامل یا موردی ممنوعیت قطع درختان در این سه کشور شوند.
به گفته وی در هر سه مورد سیلاب های مهیبی از گل های لغزان که بر اثر قطع درختان منطقه سرازیر شد، سبب انصراف مقامات دولتی از منافع قطع و صدور درختان شدند. طبق همین گزارش زیان های ناشی از حرکت سیلی که هفته ها بی وقفه ادامه داشت و تمام حوزه رودخانه یانگ تسه را درنوردید، توجه پکن را به این نکته جلب کرد که وقتی سیاستی را در بهره برداری از جنگل ها اعمال می کنند، نه تنها منافع افراد و گروه های کوچک بلکه منافع یا عوارض اقتصادی جنگل تراشی را در یک کلیت وسیع مد نظر قرار دهند.
این رویکرد به سادگی سبب شد پکن صرفه اقتصادی چندانی در ادامه برنامه های جنگل تراشی و صدور درختان نبیند. نکته مهم آن است که اکنون مقامات چین می گویند منافع اقتصادی حاصل از خدمات کنترل سیلاب که درختان در منطقه ارائه می کنند به میزان سه برابر بیشتر از قطع درختان برای هر مصرف دیگر است.
با در نظر گرفتن این نکته، پکن در رویکردی غیرمنتظره، افراد و گروه های قطع درختان را به کاشت مجدد درختان واداشت.
نکته مهم آن است که کشورهای دیگری چون تایلند و فیلیپین نیز که در اقدام مشابهی از منافع اقتصادی حاصل از قطع و مصرف درختان چشم پوشی کرده اند، پیشتر با خسارت های زیست محیطی ناشی از نابودی جنگل ها نظیر سیلاب و رانش زمین مواجه شده بودند.
بی توجهی به عوارض همه جانبه قطع درختان و توجه صرف به منافع آنی برای گروه های کوچک، علاوه بر این زیان های بزرگ زیست محیطی، زیان های هنگفتی نیز به اقتصاد این کشورها تحمیل کرده که آثار نامتجانسی بر زندگی بیشتر جماعت های فقیر و بومی که عمدتاً وابستگی شدیدی به گیاهان و اکوسیستم های طبیعی دارند، داشته است. از آنجا که جنگل تراشی در سرزمین های محل اقامت گروه های قومی اغلب با معیشت این بومیان ارتباط مستقیم دارد، این وضعیت سبب شده حتی این افراد نیز بدون اینکه درباره سرنوشت سرزمین هایشان از آنها نظرخواهی شود، غالباً به زور و اجبار وادار به کار یا تامین امکانات برای نابودکنندگان درختان شوند. در بخش دیگر زمین نیز شرایط مشابهی در اقتصاد این کشورها قابل مشاهده است. اگر کاهش جنگل های آمازون در برزیل همچنان ادامه یابد این وضعیت ممکن است به کاهش میزان رطوبت تا حد خشک شدن کامل هوا در منطقه ادامه یابد و این به معنی مستعد شدن منطقه در برابر خطر آتش سوزی و تشدید روند نابودی جنگل هاست. اگر جنگل های آمازون به همین سرعت ناپدید شوند طبیعتاً بیابانی بزرگ جایگزین آن خواهد شد و ظرفیت جنگل های بارانی در چرخه آب و حفاظت از منابع آب برای مصرف در کشاورزی و... به کلی از دست خواهد رفت. از این منظر کاملاً روشن است که بروز یک بلای عظیم زیست محیطی در سطح منطقه چگونه می تواند به یک فاجعه اقتصادی مسلم مبدل شود زیرا با سوختن جنگل های آمازون میلیاردها تن کربن به اتمسفر راه خواهد یافت که این امر گرمایش زمین را به شدت تشدید خواهد کرد.
لستر براون
ترجمه و تلخیص؛ میترا اسدنیا |