ساعت ۹و۴۵ دقیقه ۱۲ آبان ماه ۱۳۸۸ ؛ باران پاییزی به آرامی میبارد. جمعی از هنرمندان و مسوولان فرهنگی در مقابل و حیاط خانهی سینما ایستادهاند.
صدای بچههای مدرسهای كه در نزدیكیهای خانهی سینما سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» را میخوانند با هقهق عزاداران آمیخته میشود. ساعت ۹و۵۰ دقیقه پیكر شادروان مسعود رسام را آرامآرام وارد خانه سینما میكنند. فریبا نادری - همسر زندهیاد مسعود رسام - با صدایی لرزان لاالهالا الله میگوید. زمانی كه پیكر زنده یاد رسام به حیاط خانهی سینما آورده میشود، گریه به اوج خود میرسد. پس از مدتی رضا توكلی -بازیگر -میكروفن به دست میگیرد و جمعیت را دعوت به آرامش میكند و از بیژن بیرنگ - دوست و همكار دیرینهی شادروان مسعود رسام - میخواهد كه صحبت كند.
بیرنگ صحبتهای خود را اینگونه آغاز میكند: از طرف خانواده، دوستان، همكاران و همهی كسانی كه اینجا هستند، فوت مسعود رسام را به ملت ایران تسلیت میگویم. قرار نبود كه او برود و من بمانم. نمیدانم چگونه صحبت كنم. من به او یك جوری سنجاق بودهام. مردم وقتی مرا میبینند میگویند رسام و زمانی كه او را میدیدند میگفتند بیرنگ.
او به «خانهی سبز» اشاره میكند و میگوید: یك جایی در «خانهی سبز» خسرو شكیبایی میگفت « مرگ بالاخره سراغ تكتك اعضای خانهی سبز میآید»؛ خسرو رفت و امروز سازندهی این سریال هم میرود.
او كه از دههی ۶۰با شادروان رسام همكار بود،ادامه میدهد: در جایی زندگی میكنیم كه متاسفانه عمر هنرمندان آن قدر كه باید باشد، طولانی نیست؛ علت آن حساسیتها و دردهایی است كه در طول زندگی خود تحمل میكنند، هنرمندان حساستر هستند و به همین علت غمها و دردها را بیشتر میفهمند.
بیرنگ كه با بغضی در گلو صحبت میكند، با اشاره به همكاری خود با شادروان مسعود رسام، میگوید: دوستم مسعود، همكارم مسعود، شریكم مسعود راه آسانی را طی نكرد. شاید در حال حاضر افرادی بهراحتی در صداوسیما و سینما حضور دارند و كار میكنند.آنان بهراحتی از مسیرهایی كه برای باز كردن آن زحمت كشیده شده است، استفاده و فعالیت میكنند.
این دوست و همكار شادروان رسام ادامه میدهد: سالهای سختی بود. او جوان۲۱و ۲۲ سالهای بود كه من او را در راهروهای شبكهی یك پیدا كردم یا او مرا پیدا كرد. ما با هم شروع به كار كردیم. باید از نو تلویزیون را كشف میكردیم. آن هایی كه دراین سالها كار كردهاند، معنای حرف من را میفهمند.
او به تقدیر از شادروان مسعود رسام اشاره میكند و میگوید: از او در جشنوارهی فیلم شهر به عنوان كسی كه ۳۰ سال در تلویزیون به فرهنگ مملكت خدمت كرد، تقدیر شد و شهردار تهران به شادروان مسعود رسام به نوعی كلید شهر را داد. این كار به معنای آن است كه او به همهی شهر و تمام مملكت ایران تعلق دارد.
همكار شادروان مسعود رسام در سریالهای «محله برو بیا» و «خانهی سبز» ادامه میدهد:باران میآید، وقتی باران میآمد معتقد بودیم كه با آن شانس هم میآید و سعی میكردیم در هنگام ریزش باران كارهای خودمان را بكنیم.
بیرنگ در ادامه از سابقهی كاری زندهیاد مسعود رسام میگوید: افراد مختلف زمانی كه او را میدیدند، میگفتند كه با كارهای او بزرگ شدهایم. این حرف جای تعجب ندارد چون چندین نسل با برنامههای رسام رشد كردهاند. افرادی كه در زمان پخش برنامه «محله بروبیا» ۱۰ ساله بودند امروز ۴۰ ساله هستند. دوره به دوره با او بزرگ شدهاند و با او خاطره دارند.
او میافزاید: با تمام احترامی كه برای همهی هنرمندان قائل هستم ولی باید بگویم كه مسعود رسام كارش دادن پیامهایی بود كه از بطن جامعه میگرفت و در قالب برنامه به آنان تحویل میداد.
همكار شادروان مسعود رسام در ادامه میگوید: یك هموطن، یك هنرمند، یك دوست امروز از میان ما رفت. واقعا رفت؟ هنرمندان نمیمیرند.
او با تشبیه زندگی به یك روز برفی ادامه میدهد: دراین روز از صبح سحر برف باریدن آغاز میشود. آدمها روی برف راه میروند. هركس جای پایی از خود باقی میگذارد. بعد آفتاب میزند و برفها آب میشوند. برخی جای پاها عمیقتر هستند و بهراحتی پاك نمیشوند. بعضی انسانها هم در مسیر زندگی خود جای پاهای عمیقتری بر جای میگذارند.
بیرنگ میافزاید: مفهوم رنگ سبز را شاید رسام معرفی كرده است. «سبز سبزم ریشه دارم در زمستان هم بهارم» (آغاز تیتراژ پایانی سریال «خانهی سبز»). او همیشه سبز بود و سبز خواهد بود و در سرزمینی كه سبزتر جایی است كه ما در آن زندگی میكنیم، منتظر است. او دراین جمع میبینیم و حضورش را احساس میكنم. میگویم خوش آمدی ! خوش آمدی ! خوش آمدی!
پس از صحبتهای بیرنگ، حكیم - دوست شادروان مسعود رسام - میگوید: مرحوم مسعود رسام جزو كسانی بود كه سربلند زندگی كرد. او در دوران بیماری سختش خوابی دید كه او را متحول كرد. او در عرصهی متلاطمی كه بسیاری از خواص به انحراف رفتند، راه خوبی را پیدا كرد و عاقبت بهخیر شد. شادروان مسعود رسام در سالهای فعالیتش زحمات زیادی میكشید و در سالهای اخیر معنویت بسیار خاصی پیدا كرده بود.
پس از صحبتهای حكیم از جمعیت حاضر كه در بین آنها افرادی مانند محمدمهدی عسگرپور(مدیر عامل خانهی سینما)، مهدی فرجی(مدیر شبكهی دوسیما) و مجید رجبی معمار(مدیر شبكه تهران)، معصوم زادگان( مدیر گروه فیلم و سریال شبكهی تهران)، منوچهر اسماعیلی پیشكسوت دوبله، فرهاد توحیدی و داریوش فرهنگ، حبیبالله كاسهساز ،اسماعیل عفیفه و ایرج محمدی - تهیهكننده، علیرضا رضاداد و داریوش اسدزاده ،الهام پاوهنژاد، فرهاد بشارتی، عباس جمشیدی، مهدی میامی، بهزاد رحیمخانی و پژمان بازغی ،مسعود شاهمحمدی- كارگردان، حبیب اسماعیلی - تهیهكننده و بازیگر و مرتضی جودی، بهرام محمدیپور و سهیل نوروزی دیده میشد، خواسته شد كه پس از قرائت فاتحه تشییع پیكر شادروان مسعود رسام را به سمت قطعهی هنرمندان بهشت زهرا(س) امكانپذیر كنند.
در حاشیه این مراسم سهیل نوروزی كه اكنون مجموعهی «دلنوازان» را به عنوان مدیر تصویربرداری روی آنتن دارد و در سریالهایی مانند «همسران» و «خانهی سبز» با شادروان مسعود رسام همكاری داشته است با ابراز تاسف از فوت این كارگردان به خبرنگار ایسنا گفت كه با كارهای مسعود رسام بزرگ شدهام.
ساعت از ۱۰ گذشته است و پیكر زنده یاد مسعود رسام به سمت خانهی ابدی (قطعه هنرمندان)تشییع میشود. نادری كه ناباورانه این صحنه را مینگرند با نگاه به پیكر همسرش برای آن دست تكان میدهد.
روحش شاد.