آذرماه زمان برگزاری انتخابات برای تعیین هیئت مدیره انجمن عکاسی است. اینکه تشکیل این انجمن چه مراحلی را طی میکند بحث دیگری است اما اینکه تشکیل این انجمن تا چه اندازه اهمیت دارد؛ بحث مهمتری است که پرداختن به آن الزامی است. انجمنهای هنری که در شاخههای مختلف تجسمی تشکیل شده و فعالیتهای مختلفی را انجام میدهند؛ تشکلهای غیردولتی هستند که میتوانند تجلیگاه بلوغ هنر تحت مدیریت بخش غیردولتی به حساب بیایند.
شرایط اجتماعی، جدی نگرفته شدن انجمنها از سوی وزارت ارشاد و موانعی دیگر باعث میشود تا انجمنها از متن مدیریت هنر در بخش غیردولتی به حاشیه رانده شده و در انزوا قرار گیرند. ادامه این روندتا آنجاست که با فهرست انجمنهایی روبرو میشویم که جز یک نام و یک اساسنامه خاک خورده از آنها چیز دیگری باقی نمانده است. اما درحال حاضر انجمن عکاسان ایران مراحل تشکیل و رسیدن به آغاز فعالیت را میگذراند. اسماعیل عباسی در پاسخ به این پرسش که فکر میکنید چه آیندهای برای انجمن شما متصور است؛ میگوید: «ما هم از شرایط اجتماعی خودمان دور نیستیم. فرقی نمیکند انجمن چه انجمنی باشد؛ انجمن گرافیستها، نقاشان، خوشنویسها یا هر رشته دیگری. موضوع مشترک این است که همه انجمنها با مشکلات شبیه به هم مواجه هستند. تنها تفاوتی که وجود دارد و میتواند تا حدودی سرنوشت انجمن به لحاظ حضور در عرصههای فعالیتها را تغییر دهد؛ نگاهی است که هیئت مدیره در شیوههای مدیریتی دارد و خط مشیای که در مواجهه با ارگانهای دولتی درپیش میگیرد.
اما از هیچ انجمنی نمیتوان انتظار معجزه داشت. چراکه شرایط اجتماعی با همه کاستیهایش برای همه شان مساوی است.» این هنرمند معتقد است:« جامعه عکاسان این نیاز را دارد که انجمنی داشته باشد. چراکه وقتی قرار است برای مثال با موزه وارد گفتوگو شویم برای برگزاری نمایشگاهی یا برگزاری دوسالانهای یا هر اتفاق دیگری که یک سرش به دولت گره میخورد؛ باید انجمن وارد صحبت شد و اگر انجمن نباشد یعنی هنرمندان آن رشته امکاناتی را از دست خواهند داد.» درحال حاضر انجمن عکاسان مطبوعات درحال فعالیت است این انجمن هم در مواردی موفق عمل میکند و در مواردی موفق نیست. جالب آن جاست که جامعه هنرمندان در رشتههای مختلف تا آن زمان که انجمنی ندارند و جایی نیست که برایشان درمقابل کاستیها بجنگد از این کمبود گله دارند و ابراز تاسف میکنند که هیچ مرجعی برای اتکا ندارند. اما به محض اینکه انجمنی تشکیل میشود و انتخاباتی انجام میشود و عدهای براساس همین انتخابات در جایگاه اعضای هیئت مدیره قرار میگیرند ، دودستگیها و موضع گیریها ازسوی اعضا آغاز میشود. انجمن نگارگری یکی از همین انجمنهاست که عدهای از اعضایش آن را تحریم کردهاند و کنار گذاشته اند.
عباسی میگوید:« از همان ابتدا که قرار شد انجمن راه اندازی شود عدهای از عزیزان مانند آن شخصیت کارتون گالیور مدام میگفتند ما میدانیم موفق نمیشویم و موفق نمیشوید. درست است که در شرایط اجتماعی ما رسیدن به انجمن آرمانی با ایدههای والا محال است اما ما در همان حدی که میشود حرکت کردیم و حرکت میکنیم تا آنجا که بتوانیم در تغییر و بهتر شدن شرایط تلاش میکنیم. اما باید در این زمینه اعضا هم با انجمن همسو شوند.» اگرچه این انجمنها در رابطه با ارگانهای دولتی و دستگاههای متولی چون وزارت ارشاد فعالیت میکنند و درواقع چون دستگاه هموارکننده مسیر برای عبور هنرمندان از سنگلاخ کمبودهای اجتماعی به حساب میآیند اما در بسیاری از موارد مورد بی مهری حتی اعضا خودشان قرار میگیرند. تعبیر عباسی از تلقی برخی از اعضای انجمنهای هنری چنین است:« فکر میکنند انجمنی تشکیل میشود تا سهمیه پخش کند. اعضا چنین میاندیشند که قرار است روز اول بیایند و حقشان را از انجمن بگیرند و بروند. اما واقعیت ماجرا این است که باید اعضا انجمنها را حمایت کنند تا انجمن قدرت بگیرد و پس از آن خواستههای خود را البته برای هنرمندان همان رشته در مقاطع و موقعیتهای دولتی و خصوصی مختلف مطرح کند.» و اما تدبیری که دست اندرکاران تشکیل انجمن عکاسان ایران اندیشیدهاند این است که این انجمن را درقالب یک ngo و البته در وزارت کشور به ثبت رسانده اند. چراکه معتقدند اگر انجمن مجوزش را به عنوان یک انجمن چون انجمنهای بسیاری دیگر از رشتههای تجسمی از وزارت ارشاد میگرفت به یکی از زیرمجموعههای ارشاد تبدیل میشد و ارشاد به سادگی میتوانست تصمیم در ممانعت از ادامه فعالیت انجمن بگیرد. اگرچه درحال حاضر وزارت کشور هم میتواند این مانع را سر راه ngoها قرار دهد اما بنا به تعبیر تشکیل دهندگان انجمن عکاسان در این شرایط مطلوب تر خواهد بود. |