پرشینکارتون از بدو فعالیت تا حال حاضر روزهای متفاوتی را تجربه کرده؛ روزهای تلخ و شیرین بسیاری که در طول بیش از شش سال فعالیت گروهیاش رقم خورده است. ولی به جرأت میتوان گفت هیچکدام از این ناملایمات، بداخلاقیها، توهینها و ...، به تلخی بازداشت دوست هنرمندمان «هادی حیدری» برای ما و عده زیادی از کاریکاتوریستها و دوستدارانش که بلافاصله پس از انتشار خبر، جویای احوال وی بودند، سنگین و دردناک نبود. این ناراحتی، زمانی دو چندان میشود که اتهاماتی را که متوجه دوستمان شده باورکردنی و واقعی نمیبینیم.
امروز بیش از ۱۰ سال از آشنایی و رفاقتمان با هادی میگذرد. اگر بخواهم هادی را در بیانی ساده شرح دهم: یک انسان شریف و متدین، یک دوست خوب و پایدار، یک هنرمند مدیر، یک مرد زندگی و در نهایت؛ یک پدر نمونه.
این خصوصیات باعث شده به گواه بسیاری از دوستان، هادی شخصیتی منحصر به فرد و دوستداشتنی باشد که امروز قطعا به دنبال یک سوءتفاهم از جمع خانواده و دوستانش به دور افتاده و امیدوارم هر چه سریعتر با رفع این مشکل، باز هم هادی را در جمع گرم خودمان ببینیم. جمعه ۱۶ آبان ماه۱۳۸۸ به اتفاق جمعی از نامآشناترین کاریکاتوریستها به دیدار خانواده حیدری رفتیم. دوستان زیادی تمایل داشتند تا دراین برنامه حاضر باشند ولی در نهایت تصمیم گرفتیم که برای خانواده بزرگوار او بیش از این ایجاد زحمت نکنیم و تنها از دوستانمان حسینپور، رحمتی و مویدی خواهش کردیم که به نمایندگی از سایر کاریکاتوریستها، پرشینکارتون را همراهی کنند.
لحظات پراسترسی بود همگی مشتاق بودیم که از آخرین احوالات هادی خبردار شویم. درابتدای ورود، باران ـدختر کوچک هادیـ با شیطنتهای خاص خودش گویی به ما خوشامد میگوید!. و پس از او؛ پدر، مادر، همسر و برادر و خواهرهای هادی. برای لحظاتی سکوت برقرار میشود؛ پدر هادی ضمن ابراز شادمانی خود از دیدار دوستان هادی، میگوید سایت پرشینکارتون را در این روزها دنبال کرده و این اواخر، از کاریکاتور چهره هادی که توسط هنرمند جوان؛ محمود مختاری تصویر شده لذت برده است. در نهایت، از نحوه اطلاعرسانی معقول و غیراحساسی ما در وبسایت تشکر میکند. ما در این مدت تمامی تلاشمان این بود که ضمن دوری از هیجان، تمامی یادداشتها و طرحهای دوستان را در این ارتباط منتشر کنیم و حالا شنیدن این نکته که این شیوه برخورد با مسئله هادی، رضایتآمیز بوده باعث خوشحالی است.
از این بابت خیلی خوشحال شدیم، چرا که فهمیدیم چهره ما زیاد هم برایش ناآشنا نیست! حدودا یک ساعت در بین خانواده صمیمی حیدری گفتوگو کردیم و از خاطرات مشترکمان با هادی گفتیم. در عین حال آمادگی کامل خودمان را برای تهیه بیانیهای از طرف هنرمندان و روزنامهنگاران (در صورت ادامه بلاتکلیفی) برای حمایت از هادی اعلام کردیم. چند عکس دستهجمعی، پایانبخش برنامه دیدارمان شد. هنگام خداحافظی با خانواده حیدری، همگی احساس سبکی کردیم چراکه بخش عمدهای از نگرانیهایمان از بین رفته بود. روحیه خوب همسر و خانواده حیدری برای ما درسی بود که در هر حالی نباید ناامید شد.
منبع: پرشین کارتون |