نمایشگاه عکس های آزاده اخلاقی هنرمند مفهومی، فیلمساز، هنرمند ویدئو آرت و عکاس، سازنده چند فیلم کوتاه تحسین شده در جشنواره های گوناگون و چند ویدئو آرت موفق و محبوب، ۳۱ساله، ساکن ملبورن استرالیا و تهران در واقع بیشتر یک نمایشگاه مفهومی بود تا نمایش از چند عکس دیجیتالی و با توجه به برگزاری یک چیدمان «صداهای شهر» در یکی از روزهای برگزاری نمایشگاه (ظاهراً با همکاری برادرشان سیاوش اخلاقی، گویا) و یک سخنرانی «شهر و زندگی روزمره» توسط امیر احمدی آریان در یکی دیگر از روزهای نمایشگاه شان، بیشتر به اتفاقی مفهومی شباهت داشت و از تمایل هنرمند به برجسته تر کردن بار نظریه پردازانه و تئوریک «شهر» به مثابه یک کلیت حکایت داشت تا نمایش صرف چند عکس مفهومی ساده چیدمان «صداهای شهر» - که چیدمانی صوتی بود - بار مفهومی عکس ها را تشدید می کرد و سخنرانی احمدی آریان درباره مفهوم شهر به مثابه یک تجمع همدلانه زیستی و نقش نظم و استقرار در مبارزه با این وحدت (با توجه به حوادث اجتماعی چند ماه اخیر) تاثیر اندیشواری این چیدمان صوتی - تصویری را به چالشی فرهنگی بدل می کرد.هرچند تجربه برگزاری چنین چیدمان هایی در تاریخ هنر تازه نیست و به سال های اولیه هنرمند - در میانه سال های دهه ۱۹۵۰ - برمی گردد (از تجربه جان کیج - سمفونی سکوت بگیر تا بویس و همه سال های دهه ۱۹۶۰) اما به عنوان یک اتفاق تجسمی - صوتی - تصویری ارزش آن را در شرایط زمانی مکانی فعلی دوچندان می کرد، به ویژه نه یک فریاد اعتراض، بلکه نجوایی همدلانه، سخنی درگوشی و یادآوری واقعیت اجتماعی تر و تازه یی در تجربه زیست در شهر تهران بود و همین تاکید بر مفهوم، از آن چیزی تازه می ساخت، به ویژه بخش سخنرانی احمدی آریان که معنا و مفهومی بیش از همراهی با یک چیدمان عکس هایی از وضعیت شهروندی در تهران امروز داشت و به ساحت «شهر» در وضعیت پسامدرن جوامع امروزی در شهرهای بزرگ و نقش نهادهای مدنی می پرداخت.
اما عکس ها که بار اصلی و تنه این چیدمان مفهومی را شکل می دادند، کلاژهایی دستکاری شده و دیجیتالی از مناظر زشت معماری شهری (و به ویژه تهران امروز) معلق در فضا بودند و دختران و پسران جوان شاد و سرخوش و امیدواری که در این تعلیق، هر چند به ظاهر ایستا و قائم و محکم، اما در واقع معلق اند و در نتیجه پایداری محکم و باثباتی ندارند که در این جنگل زشت از معماری بی هویت شهری و انبوه جاده ها و اتومبیل ها و آسمان دودگرفته و غبارآلود، تک و تنها و بی سرپناه و بی نقطه اتکا، در جست وجوی جایگاهی برای خود در این تعلیق ارزش ها و مفاهیم اند. اما نکته جذاب و جالب عکس ها (و فقط خود عکس های بزرگ خانم اخلاقی) در این بود که شکل استقرار عکس ها بر دیوارهای نگارخانه بر ایستایی و استحکام (هر چند معلق) آدم ها تاکید داشت و تعلیق شهر در پیرامون و بر فراز آدم ها یعنی مناظر گوناگون شهری در چارچوب عکس ها (در قطع ۷۰+۱۰۰ سانتی متر) بر تعلیق و وارونگی شهر تاکید داشت و ارزش و اعتباری که عکاس - هنرمند - به آدم ها می داد و افزوده های این چیدمان (یعنی اجرای صوتی «صداهای شهر» و سخنرانی «شهر و زندگی روزمره») برعکس بر استقرار و چیرگی مفهوم شهر، نظم فولادین نهادهای شهری و تحول و تطور نظم و استقرار از زمان پیدایش شهر و نهادهای نظم دهنده بر انسان و نقش او تکیه می کردند.
یک لحظه پیش خود فکر کردم که اگر عکس ها به شکل متعارف ترشان بر دیوارها آویخته می شدند و در واقع سازه های شهری مستقر و پای در خاک بودند و آدم ها معلق در فضا مفهوم دیگری از این چیدمان شکل می گرفت که در واقع مفهومی متعارف تر، مستعمل تر و گل درشت تر از آن می ساخت که افزوده های این چیدمان (یعنی نوار صوتی و سخنرانی)، آن را تشدید می کرد و شکل یک اعتراض را به خود می گرفت.
راستش نمی دانم این دوگانگی تا چه حد فکر شده بود (که قاعدتاً باید بود و سخنرانی آریان این را به خوبی توضیح می داد) اما تاثیر و نقش این دوگانگی (به مثابه یک سنتز از یک تز و نه یک آنتی تز بلکه تزی دیگر) آن را به «نجوایی اجتماعی» تنها برای گوش های همدل و هم نفس و هم پیمان بدل می ساخت که در خلوتی دنج طنینی محدود داشت؛ درخور موقعیت زمانی و مکانی اش تنها در همان زمان محدود شش روز. یک اتفاق تجسمی.
نمی توانم این مقدمه کوتاه بر این اتفاق صوتی- تصویری- کلامی را بدون ارج گذاری بر کار نگارخانه طراحان آزاد به پایان ببرم که مدتی است به جای ادای وظیفه یی متعارف به جای خرید و فروش آثار و به عنوان محلی برای ارائه آثار تجسمی به مرکزی برای نمایش کارهای نو و مفهومی و چندمنظوره بدل شده است و این وظیفه را با استقامت و پایداری و لجاجت مثال زدنی ادامه می دهد و نه در این یکی دو ماه که یکی دو سالی است که این وظیفه را داوطلبانه برعهده گرفته است. |